تبلیغات
JavaScript Codes خدمت گزاری - خدمت رسانی در سیره پیشوایان
یکشنبه 20 بهمن 1387

خدمت رسانی در سیره پیشوایان

   نوشته شده توسط: ر راشدی    

خدمت رسانی در سیره پیشوایان



اشاره:


نظر به این که امسال از طرف مقام معظم رهبری (مدّظلّه) به عنوان سال نهضت خدمت رسانی اعلام شده مقاله زیر تقدیم می گردد:


از آن جا که بشر دارای خوی اجتماعی بوده، و برای وصول به تکامل همه جانبه فردی و اجتماعی نیاز به تعاون هم گرایی و هم کاری دارد، پیامبران، امامان (ع)، ادیان و کتاب های آسمانی، همگان را به خدمت رسانی به همدیگر در عرصه های مختلف فرا خوانده اند. خدمت به خلق از ارکان اصلی تمدن ها و نظام های الهی و انسانی است که بدون آن زندگی انسان ها بی محتوا گشته و شاید به یک زندگی حیوانی تبدیل شود.


در مسئله خدمات، به دو بخش اساسی که از آن به بخش آسیب شناسی و درمان تعبیر می شود باید توجه کامل داشت :



الف: از هرگونه عواملی که ضد خدمت است جلوگیری شود.


ب): به هرگونه عواملی که بنیه ها و بدنه های خدمت رسانی را تشکیل داده همّت گماشت و آن را تقویت کرد(1).


بنابر این خدمت کامل بستگی به پاک سازی و نیکو کاری دارد، لذا مبارزه همه جانبه با فساد، فقر، تبعیض و هرگونه انحرافات فکری و عملی، بخش اول خدمات رسانی را تشکیل می دهد. بخش دیگر آن احسان و نیکی به انسان ها، ایجاد شغل برای آنها، و سعی و کوشش در رفع نیازهایشان می باشد که این دو بخش باید در طول و عرض همدیگر باشند، تا خدمات رسانی به طور سالم و چشم گیر و مفید، تحقق یابد.


زدودن جامعه از رشوه، گران فروشی، ربا خواری، بی عدالتی، رانت خواری، تبعیض، کلاه برداری، اسراف، جهل و ندانم کاری و خروج از خدا مداری بخش مهمی از خدمت به خلق و خدمات رسانی را تشکیل می دهند، به طوری که اگر جامعه ای از این گونه امور پاک سازی نشود قطعاً امور مثبت کار ساز نخواهد بود، زیرا این امور، آثار درخشان کارهای مثبت را خنثی کرده، و نقش آنها را بی تأثیر می سازد. آیات متعددی از قرآن به تشویق خدمت به خلق در عرصه های گوناگون پرداخته است ؛ مثلاً می فرماید: «اِنَّ اللّهَ یَأمُر بِالعَدلِ وَ الاِحسانِ(2)؛خداوند به عدالت واحسان فرمان می دهد.»




خدمت رسانی در سیره پیشوایان



اشاره:


نظر به این که امسال از طرف مقام معظم رهبری (مدّظلّه) به عنوان سال نهضت خدمت رسانی اعلام شده مقاله زیر تقدیم می گردد:


از آن جا که بشر دارای خوی اجتماعی بوده، و برای وصول به تکامل همه جانبه فردی و اجتماعی نیاز به تعاون هم گرایی و هم کاری دارد، پیامبران، امامان (ع)، ادیان و کتاب های آسمانی، همگان را به خدمت رسانی به همدیگر در عرصه های مختلف فرا خوانده اند. خدمت به خلق از ارکان اصلی تمدن ها و نظام های الهی و انسانی است که بدون آن زندگی انسان ها بی محتوا گشته و شاید به یک زندگی حیوانی تبدیل شود.


در مسئله خدمات، به دو بخش اساسی که از آن به بخش آسیب شناسی و درمان تعبیر می شود باید توجه کامل داشت :



الف: از هرگونه عواملی که ضد خدمت است جلوگیری شود.


ب): به هرگونه عواملی که بنیه ها و بدنه های خدمت رسانی را تشکیل داده همّت گماشت و آن را تقویت کرد(1).


بنابر این خدمت کامل بستگی به پاک سازی و نیکو کاری دارد، لذا مبارزه همه جانبه با فساد، فقر، تبعیض و هرگونه انحرافات فکری و عملی، بخش اول خدمات رسانی را تشکیل می دهد. بخش دیگر آن احسان و نیکی به انسان ها، ایجاد شغل برای آنها، و سعی و کوشش در رفع نیازهایشان می باشد که این دو بخش باید در طول و عرض همدیگر باشند، تا خدمات رسانی به طور سالم و چشم گیر و مفید، تحقق یابد.


زدودن جامعه از رشوه، گران فروشی، ربا خواری، بی عدالتی، رانت خواری، تبعیض، کلاه برداری، اسراف، جهل و ندانم کاری و خروج از خدا مداری بخش مهمی از خدمت به خلق و خدمات رسانی را تشکیل می دهند، به طوری که اگر جامعه ای از این گونه امور پاک سازی نشود قطعاً امور مثبت کار ساز نخواهد بود، زیرا این امور، آثار درخشان کارهای مثبت را خنثی کرده، و نقش آنها را بی تأثیر می سازد. آیات متعددی از قرآن به تشویق خدمت به خلق در عرصه های گوناگون پرداخته است ؛ مثلاً می فرماید: «اِنَّ اللّهَ یَأمُر بِالعَدلِ وَ الاِحسانِ(2)؛خداوند به عدالت واحسان فرمان می دهد.»


در جای دیگر می فرماید:«فَاستَبِقُوا الخَیراتِ(3)؛ در انجام نیکی ها و اعمال خیر بر یکدیگر سبقت جویید.»


در آیه ای دیگر اعلام می کند: «اِنَّمَا المُؤمِنُون اِخوَةٌ(4)؛ مؤمنان برادر یکدیگرند.»


همه این آیات ما را به خدمت به خلق از جهات مختلف فرا خوانده و تأکید می کند که در خدمت رسانی به هم از یکدیگر پیشی گیرید و هرگز سستی نکنید؛ به ویژه مؤمنین، زیرا آنها با هم برادرند و آیین برادری اقتضا می کند که با کمال عطوفت و مهربانی به همدیگر خدمت کنند و با تلاش مخلصانه مداوم، هرگونه موانع خدمت رسانی به آنها را از سر راه بردارند.


باید توجه داشت که خدمت به خلق، مصادیق بسیار مختلفی دارد و هرگونه گره گشایی و نجات انسان ها خدمت است، ولی اولویّت ها را باید شناخت و آنچه مهم تر است مقدّم داشت؛ مانند: اولویّت های معیشتی، مسکن، بهداشت، قرض الحسنه و امثال آن. برای توضیح بیشتر، به بخشی از مصادیق خدمات اسلامی که در کلام امام سجّاد (ع) آمده اشاره می کنیم.



آن حضرت فرمود: «هرکس حاجت برادر دینی خود را برآورد، خداوند در عوض، صد خواسته او را که یکی از آنها بهشت است برآورد، هرکس ناراحتی و گرفتاری برادر دینی خود را بر طرف سازد، خداوند در روز قیامت ناراحتی های او را محو کند، و کسی که برادر دینی خود را در برابر ستم گری یاری کند، خداوند او را از پل صراط ـ که محل لغزش قدم ها است ـ آسان بگذراند و کسی که در رفع نیاز او بکوشد و او را خوشحال کند، مانند آن است که رسول خدا (ص) را خوشحال نموده است. کسی که به دادن جرعه آبی، تشنگی او را برطرف کند، خداوند او را از شربت های سر به مُهر بهشتی سیراب نماید و کسی که با دادن غذایی، او را از گرسنگی برهاند، خداوند از میوه های بهشت به او بخوراند و کسی که برهنه ای را بپوشاند، خداوند جامه هایی از استبرق و حریر بهشتی بر تن او بپوشاند و کسی که به فقیری با این که برهنه نیست، لباس دهد، همواره در پناه خدا خواهد بود، تا وقتی که از آن پارچه نخی باقی باشد. کسی که برادر مؤمنش را در پیشامدی که موجب خواری و سرشکستگی او است کفایت کند و آبروی او را در آن حادثه حفظ کند، خداوند نوجوانان جاویدان بهشت را خدمت گزار او سازد و کسی که پیکر او را از مرکب پیاده کند، یا بدن بیمارش را به دوش گیرد، یا جنازه اش را حمل کند، خداوند او را از قبر برناقه ای از ناقه های بهشت سواره، وارد محشر سازد، به گونه ای که برفرشتگان افتخار نماید. کسی که جنازه مؤمنی را کفن کند، به گونه ای باشد که او را از آغاز عمر تا لحظه مرگش پوشانده است و کسی که واسطه ازدواج برادر دینی اش شود تا همسرش موجب آرامش و انس او گردد، خداوند در عالم قبر کسی را که به صورت محبوب ترین بستگان او است با او مأنوس نماید و هر کس در هنگام بیماری اش از او عیادت کند، فرشتگان الهی در آن وقت، او را فرا گیرند و برایش دعا کنند، تا هنگامی که به خانه اش باز گردد و به او بگویند پاکیزه گشتی و بهشت برای تو پاک و آماده شد. سوگند به خدا! برآوردن حاجت مؤمن نزد من از روزه و اعتکاف و روزه دوماه پی در پی از ماه های حرام، محبوب تر خواهد بود.(5)


در این حدیث به سیزده کار نیک اشاره شده که هر کدام از آنها به نحوی خدمت به خلق است. بنابر این خدمات رسانی دارای ده ها مصداق می باشد، ولی چنان که گفتیم باید اولویت ها را شناخت و برای تحقق آنها کوشید.



ارزش خدمت در روایات اسلامی



در روایات اسلامی مطالب گوناگونی درباره خدمت به خلق بیان شده است که بیان گر اوج ارزش و جایگاه رفیع آن است که در ذیل به نمونه هایی از آنها اشاره می کنیم:


1ـ پیامبر (ص) فرمود: «المُؤمِنُ مِنَ المُؤمِنِینَ کَالرَّاسِ مِنَ الجَسَدِ، اِذَا اشتَکی الرَّأسُ، تداعی اِلَیهِ سائِر جَسَدِهِ،(6)؛مؤمن نسبت به مؤمنان دیگر هم چون سر نسبت به اعضای پیکر است، هنگامی که سر انسان درد گرفت، سایر اندام های بدن او نیز درد می گیرد.»


نظیر این مطلب از امام صادق (ع) نیز نقل شده است.(7) سعدی هم بر همین اساس در اشعار معروف خود گوید:


 


بنی آدم اعضای یکدیگرند چو عضوی به درد آورد روزگار دگر عضوها را نماند قرار


 


که در آفرینش ز یک گوهرند دگر عضوها را نماند قرار دگر عضوها را نماند قرار



بنابر این انسان ها باید خود را نسبت به دیگران هم چون اعضای یک پیکر بدانند، در این صورت خدمت به یکدیگر را در حقیقت خدمت به خود دانسته با شوق بدان اقدام خواهند نمود.


2ـ امیرمؤمنان علی (ع) در استوار نامه مالک اشتر، در مورد رفتار و رابطه استاندار (و هر مسئولی که دست اندر کار است) نسبت به نیازمندان جامعه چنین می فرماید: «دور افتاده ترین مردم دارای همان حقی هستند که نزدیک ترین آنها دارای آن می باشند، مسئولیت همه آنها بر عهده تو است، مبادا مستی ریاست و ثروت تو را از خدمت و رسیدگی به آنها باز دارد، پس توجّهت را از آنان برمگردان و در برابرشان چین بر پیشانی میفکن و به کار آنان که دستشان به تو نرسد و در دیده ها خوارند و نزد مردان خُرد، دلجویانه رسیدگی کن، و افراد مورد اعتماد خود را بر آنها برگمار تا کارهایشان را به تو گزارش دهند.»



جالب این که امام حسن مجتبی (ع) درباره سیاست اسلامی در ضمن گفتاری فرمود: «سیاست یعنی پس از رعایت حقوق الهی، حقوق زندگان را رعایت کنی، وظیفه ات را نسبت به برادران دینی انجام دهی، در خدمت کردن به مردم دریغ نکنی و نسبت به ولیّ امر تا هنگامی که مخلصانه در خدمت مردم است کمک نمایی.»(8)


3ـ آن حضرت از رسول خدا (ص) نقل می کند که فرمود: «به هر اندازه ای که مسلمانی به مردم خدمت کند، خداوند به همان اندازه خدمت کارانی را در بهشت می گمارد تا به او خدمت کنند.»(9)


4ـ امام صادق (ع) فرمود: «اَلمُؤمِنُون خَدَمٌ بَعضُهُم لِبَعضٍ؛(10) مؤمنان خدمت گزاران یکدیگرند، یکی از حاضران پرسید: چگونه؟ فرمود: «به یکدیگر فایده رسانند و سود بخشند.»


5 ـ معصومین (ع) فرمودند: «مَن اَصبَحَ لایَهتَمُّ بِأمُورِ المُسلِمین فَلَیسَ بِمَسلِمٍ(11)؛هر کس صبح کند و به امور مسلمانان همّت نگمارد، مسلمان نیست.»


6ـ رسول خدا (ص) فرمود: «مَن رَدَّ عَن قَومٍ مِنَ المُسلِمِین عادِیَة ماءٍ، اَو ناراً وَجَبَت لَهُ الجَنَّة؛(12) هر کس از طغیان آب (مثل سیل) یا آتش سوزی نسبت به مسلمین جلوگیری کند و جلو بلا را نسبت به آنها بگیرد، بهشت بر او واجب است.»


این نیز یکی از خدمت های بزرگ است که انسان برای جلوگیری از هرگونه بلا نسبت به انسان ها بکوشد و موجب دفع و رفع بلا از آنها گردد.


7ـ به طور کلی از رسول خدا (ص) سؤال شد: نافع ترین انسان ها نزد خداوند کیانند؟ آن حضرت در پاسخ فرمود: «اَنفَعُ النّاسِ لِلنّاسِ؛ آنانی که فایده و سودشان به انسان ها بیشتر است.»(13)


8 ـ پیامبر اکرم (ص) فرمود: «هفت کار است که اگر کسی انجام داد، بعد از مرگش نیز ثواب آنها را در نامه عمل او می نویسند که عبارتند از: کاشتن درخت، حفر چاه، احداث نهر آب، بنای مسجد، نوشتن قرآن، به ارث گذاشتن علم و به جای گذاشتن فرزند صالحی که برای او استغفار و دعا کند.»(14)


در جای دیگر فرمود: «وقتی مؤمن از دنیا رفت، اعمال او قطع می شود (و پرونده عمل او بسته می گردد) مگر در سه مورد، به جای گذاشتن صدقه جاری (کار نیکی که آثار آن ادامه دارد)، علمی که به وسیله آن دیگران سود می برند و فرزند شایسته ای که برای او دعا کند.»(15)


روشن است که هر یک از این امور نوعی خدمت رسانی به خلق خدا است که ارزش آنها به گونه ای است که تا باقی هستند، در نامه عمل صاحبش، پاداش نوشته می شود.



نمونه هایی از خدمت رسانی پیشوایان



1ـ قرآن در شأن پیامبر (ص) می فرماید: «ولَقَد جائَکُم رَسُولٌ مِن اَنفُسِکُم عَزِیزٌ عَلَیهِ ما عَنتُّم حَریصٌ عَلَیکُم بِالمُؤمِنینَ رَئوف رحَیمٌ؛ رسولی از خودتان به سوی شما آمد که رنج های شما بر او سخت است و بر هدایت شما اصرار دارد و نسبت به مؤمنان، پر محبت و مهربان است.(16)


امام صادق (ع) فرمود: رسول خدا (ص) اوقات خود را به طور منظّم و عادلانه بین اصحاب و مسلمانان تقسیم نموده بود، به همه آنان به طور مساوی می نگریست، هرگز پای خود را نزد آنها نمی گشود. هرگاه در نماز بود و شخصی نزد او می آمد و می نشست، آن حضرت نمازش را سبک (مختصر) به جای می آورد و سپس از او می پرسید چه حاجتی داری؟ وقتی نیازش را می گفت، پیامبر (ص) آن را انجام می داد و سپس به نماز می ایستاد.»


جریر بن عبدالله می گوید: از آن هنگام که اسلام را پذیرفتم، هیچ گاه بین من و رسول خدا (ص) حجابی نبود، هر وقت خواستم، به محضرش رسیدم و هر وقت او را دیدم، خنده بر لب داشت، با اصحاب خود مأنوس بود، با آنها مزاح می کرد، به کودکان آنهامهربان بود در کنار خود می نشانید و در آغوش می گرفت. دعوت آزاد،برده، و کنیز و فقیر را می پذیرفت، از بیماران در دورترین نقاط مدینه عیادت می کرد و در تشییع جنازه مسلمین شرکت می نمود، معذرت عذر خواهان را می پذیرفت و در خوراک و پوشاک بر بردگان هیچ امتیازی نداشت.


روایت شده آن حضرت در سفری همراه یاران بود، دستور داد گوسفندی را ذبح کرده و گوشتش را آماده سازند، یکی گفت: ذبح آن با من، دیگری گفت: پوست کندن آن با من، سومی گفت: پختن آن با من... آن حضرت فرمود: جمع کردن هیزم برای تهیه آتش نیز با من. حاضران گفتند: ای رسول خدا! شما زحمت نکشید، ما این کار را انجام می دهیم، فرمود: می دانم، ولی دوست ندارم در میان شما امتیاز داشته باشم، خداوند برای بنده اش نمی پسندد که در میان همراهانش دارای امتیاز باشد، آن گاه برخاست به بیابان رفت و به گردآوری هیزم پرداخت. او می فرمود: «سَیِّدُ القَومِ خادِمُهُم؛ آقا و بزرگ قوم، خدمت گذار آنها است.»(17)


در روایت دیگر آمده: در محضر رسول خدا(ص) از شخصی تعریف و تمجید کردند، گفتند: «او برای انجام مناسک حج، به کاروان ما آمد و از آغاز سفر تا پایان شب و روز مشغول ذکر خدا بود.» پیامبر (ص) از حاضران پرسید: پس چه کسی غذای او را آماده می کرد، و علوفه مرکب او را حاضر می نمود؟ عرض کردند: این کارها را ما انجام می دادیم. پیامبر (ص) فرمود: «کُلُّکُم خَیرٌ مِنهُ؛ همه شما بهتر از او هستید.»


هم چنین فرمود: «کسی که به مؤمن در مسافرت خدمت کند، خداوند هفتاد و سه اندوه را از او بزداید و در دنیا او را از هرگونه غم و حزن پناه داده و اندوه عظیم قیامت را از او دور سازد.»(18)



2ـ حضرت علی (ع) آن چنان در خدمت به مردم در ابعاد مختلف کوشا بود که گویی همه زندگی خود را وقف مردم نموده تا آن جا که ـ به فرموده امام صادق (ع) ـ با دست رنج و کارهای کشاورزی و احداث نخلستان ها آنچه به دست می آورد، در راه فقرا و آزاد کردن بردگان و سامان بخشی جامعه مصرف می نمود، تا آن جا که از همین محصول دست رنجش هزار برده خرید و آزاد کرد.(19)


از ده ها نمونه این که: آن حضرت با حفر چاه و احداث باغ در منطقه ای در اطراف مدینه، مزرعه آبادی به نام چشمه ینبع به وجود آورد که از نظر آب و رشد کشاورزی چشم گیر بود، همین باعث شد که شخصی به محضر علی (ع) آمد و در این مورد به آن حضرت تبریک گفت. حضرت علی (ع) فرمود: «به وارث مژده دهید! به وارث مژده دهید! که این مزرعه را وقف کردم، تا درآمد محصول آن در راه تأمین معاش و مخارج زائران خانه خدا و مسافران سفر حج به مصرف برسد...»(20)



3ـ درعصر امامت امام حسن مجتبی(ع) یکی از مسلمانان به کمک و خدمت، احتیاج پیدا کرد، به محضر امام حسن (ع) آمد، و نیاز خود را به عرض رسانید، امام حسن (ع) فرمود: چرا نزد فلان کس نرفتی تا نیازت را بر طرف سازد؟ عرض کرد: نزد او رفتم، ولی در مسجد بود و گفت: «من اکنون در اعتکاف به سر می برم» (یعنی سه روز باید برای انجام اعتکاف در مسجد بمانم و روزه بگیرم و از


مسجد خارج نشوم) امام حسن فرمود: «اَما اِنَّهُ لَو اَعانَکَ کانَ خَیراً لَهُ مِن اِعتِکافِهِ شَهراً؛ آگاه باش! اگر آن شخص تو را در مورد انجام نیازت یاری می کرد، برای او بهتر از اعتکاف یک ماه بود.»(21)



4ـ در سیره درخشان امام سجّاد (ع) آمده: هنگامی که با کاروانی به سوی مکه برای انجام مراسم حج حرکت می نمود با مسئولین کاروان شرط می کرد که او را معرفی نکنند و کاروانیان او را نشناسند، تا در مسیر راه به آنها خدمت کند. در یکی از سفرها شخصی او را شناخت و به کاروانیان گفت: آیا می دانید این شخص کیست؟ آنها اظهار بی اطلاعی کردند، او گفت: این شخص علی بن الحسین (ع) است. آنها دویدند و به دست و پای امام افتاده و بوسه زدند و عذرخواهی کردند که ما تو را نشناختیم و گرنه نمی گذاشتیم، به ما خدمت کنی... چرا خود را به ما معرفی نکردی؟ امام سجّاد (ع) فرمود: «من یک بار با کاروانی به سوی حج رفتم، افراد کاروان مرا شناختند، احترام شایانی به من کردند، آن گونه که پیامبر (ص)را احترام می کنند (در نتیجه به جای این که من به آنها خدمت کنم آنها به من خدمت می کردند) از این رو دوست دارم ناشناس باشم.»(22)


در جای دیگری فرمود: «احسان و خدمت به برادران دینی خود را کوچک نشمرید، بدانید که در قیامت هیچ چیزی برای شما نافع تر از این خصلت نیست.»(23)



5 ـ یکی از نمونه های خدمت امامان (ع) به مردم شفاعت آنها در نزد افراد برای رفع گره گشایی بود، تا آن جا که نامه می نوشتند و در مورد احقاق حق و رفع مشکلات مردم اقدام می نمودند؛ مثلاً در عصر امام صادق


(ع) یکی از شیعیان به محضر آن حضرت آمد و در مورد حاکم و فرماندار آن منطقه ای که در آن سکونت داشت گله کرد که مالیات کمرشکن از من گرفته است. آن حاکم به نام نجاشی در منطقه شیراز و اهواز حکمرانی می کرد و از شیعیان بود، امام صادق (ع) برای او چنین نامه نوشت: «بِسم اللّهِ الرَّحمن الرَّحیم، سُرَّ اَخاکَ یَسُرُّکَ اللّهُ؛ به نام خداوند بخشنده بخشایش گر، برادرت را شاد کن، خدا تو را شاد فرماید.» آن شخص نامه را نزد حاکم برد حاکم بسیار به او احترام نمود، آنچه از مالیات از او گرفته بودند به اضافه هدایایی فراوان به او داد و او را راضی و خشنود نمود. او پس از آن به محضر امام صادق (ع) رسید و ماجرا را به عرض رسانید، امام صادق (ع) فرمود: «سوگند به خدا! نجاشی با شاد نمودن تو، خدا و رسولش را نیز شاد کرد.»(24)


نظیر این رخ داد، در مورد امام کاظم (ع) نیز نقل شده، که برای رفع مشکل یکی از مسلمانان ری برای حاکم آن جا نامه نوشت، آن حاکم به نامه آن حضرت احترام نموده و مشکل آن مسلمان بینوا را رفع نمود. در نامه امام کاظم (ع) به حاکم ری چنین آمده: «به نام خداوند بخشنده مهربان، بدان که برای خداوند در زیر عرش خود سایه ای است که در آن سکونت نمی یابد مگر کسی که به برادر دینی اش احسان کند، یا مشکل او را برطرف سازد، یا او را شاد کند و این حامل نامه برادر توست ـ والسّلام.»(25)


حضرت امام خمینی (قدّس سرّه) به مسئله خدمت به مردم، بسیار سفارش کرد و می فرمود: به من رهبر نگوئید، بلکه مرا خدمت گزار بخوانید و در فرازی از وصیت نامه الهی سیاسی خود فرمود: «به مجلس و دولت و دست اندرکاران توصیه می نمایم که قدر این ملّت را بدانید، و خدمت گزاری به آنان، خصوصاً مستضعفان و محرومان و ستمدیدگان که نور چشم ما و اولیای نِعَم همه ما هستند...فروگزار نکنید.»(26)


شهید مظلوم آیت اللّه دکتر بهشتی آن شهید والا مقام می فرمود: «ما شیفته خدمتیم، نه تشنگان قدرت.»



به هر حال پایان گفتار را به یکی از رؤیاهای صادقه و یک فراز از زندگی امام خمینی (قدّس سرّه)زینت می بخشیم:


مرحوم آیت اللّه سید جواد بروجردی (برادر علامه بحر العلوم و جد سوم آیت اللّه العظمی بروجردی (ره)) در سال 1242 هـ. ق در بروجرد وفات کرد و قبرش در آن جا زیارت گاه مردم است. این عالم ربّانی در عصر خود یکی از علمای بزرگ و شخصیت های بلند پایه؛ به ویژه در غرب کشور به شمار می آمد، از آیت اللّه بروجردی (ره) نقل شده که فرمود: «... در ایام اقامت در بروجرد، شبی در عالم خواب دیدم که به خانه ای وارد شدم، گفتند: رسول اکرم (ص) در آن جا تشریف دارند، به آن جا وارد شدم، سلام کردم و در آخر مجلس که جا بود نشستم، دیدم حضرت رسول (ص) در صدر مجلس نشسته و بزرگان سلسله علما و زهّاد در کنار ایشان به ترتیب نشسته اند و مقدّم بر همه و نزدیک تر از همه به رسول خدا(ص) مرحوم آیت اللّه سیّد جواد نشسته بود، به فکر فرو رفتم که در میان حاضران کسانی هستند که نسبت به آقای سید جواد، هم عالم تر و هم زاهدتر می باشند، پس چرا سید جواد از همه آنها به رسول خدا (ص) نزدیک تر می باشد؟ در این فکر بودم که رسول اکرم (ص) با عبارتی به این مضمون فرمودند: «سید جواد در خدمت به مردم و رسیدگی به کار آنها و سامان دهی به نیازهای آنها، از همه کوشاتر بود.» در یافتم که راز تقدم و برتری آقای سید جواد (ره) در محضر پیامبر (ص) مسئله خدمت گزاری بیشتر او در دنیا به مردم بوده است.»(27)



در سیره زندگی درخشان امام خمینی (قدّس سرّه) نقل کرده اند: یکی از علما می گوید: یک سال (سال های قبل از 1340 شمسی) تابستان به اتفاق امام راحل و چند تن دیگر از روحانیون به مشهد برای زیارت مشرّف شدیم، خانه دربستی گرفتیم، برنامه ما چنین بود که بعد از ظهرها پس از یکی دوساعت استراحت و خواب، بلند می شدیم و دسته جمعی به حرم می رفتیم و پس از زیارت و نماز و دعا به خانه باز می گشتیم و در ایوان خانه چایی می خوردیم ؛ اما برنامه امام خمینی این بود که همراه ما به حرم می آمد، وقتی ما از حرم باز می گشتیم می دیدیم همه چیز فراهم و روبه راه و چایی نیز آماده شده است. یک روز من به حضرت امام عرض کردم: «این چه کاری است که شما می کنید و زحمت می کشید، دعا و زیارت را به خاطر چایی دم کردن مختصر می کنید، و با شتاب به خانه باز می گردید؟!» ایشان در پاسخ فرمود: «من ثواب این کار (خدمت) را کمتر از آن زیارت و دعا نمی دانم.»(28)


مقام معظم رهبری (مدظلّه) نیز در این راستا فرموده: «خدمت به مردم بهترین راه مبارزه با آمریکاست.»


 


 


1- مائده، 2.


2- نحل، 90.


3- بقره، 148.


4- حجرات، 10.


5- ثواب الاعمال و عقاب الاعمال (ترجمه شده)، ص 325 و 327.


6- بحار الانوار ج 20، ص 127.


7- همان، ج 24، ص 274؛ نظیر این مطلب در اصول کافی، ج 2، ص 166 آمده است.


8- نهج البلاغه، نامه 53؛ حیاة الامام الحسن، باقر شریف قرشی، ج 1، ص 42؛ الحیاة السّیاسیه للامام حسن، جعفر مرتضی، ص 5.


9- اصول کافی، ج 2، ص 207.


10- همان، ص 168.


11- همان، ص 163 و 164.


12- اصول کافی، ج 2، ص 164.


13- همان.


14- المواعظ العددیه، ص 194.


15- بحار، ج 2، ص 22.


16- توبه، 128.


17- کحل البصر، تألیف محدّث قمی، ص 167 و 161 ؛ بحار الانوار ج76، ص 273.


18- بحار، ج 76، ص 274.


19- فروع کافی، ج 5، ص 74.


20- وسائل الشیعه، ج 13، ص 303.


21- اصول کافی، ج 2، ص 198.


22- عیون اخبار الرّضا، ج 2، ص 145(به طور اقتباس).


23- بحار، ج 74، ص 308.


24- اقتباس از اصول کافی، ج 2، ص 190.


25- بحار، ج 74، ص 313.


26- صحیفه نور، ج 21، ص 181 ـ 182.


27- اقتباس از شرح زندگی آیت اللّه بروجردی، نوشته سید اسماعیل علوی طباطبایی ؛ نظیر این مطلب درباره ابن فهد حلّی، متوفّای 841 هـ.ق نقل شده است(قصص العلماء، ص 19).


28- سرگذشت هایی ویژه از زندگی امام خمینی، ج 1، ص 97 و 98 ؛ مقاله سید حمید روحانی.


برچسب ها: خدمت رسانی در سیره پیشوایان ،