تبلیغات
JavaScript Codes خدمت گزاری
دوشنبه 21 بهمن 1387

داستان هایی از زندگی بزرگان در خدمت به مردم

   نوشته شده توسط: ر راشدی    

از مرحوم صاحب جواهر نقل شده است که اگر خداوند جان را بگیرد و سپس به تو باز گرداند و یا این که به تو بگویند که تا چند روز دیگر زنده هستی چه می کنی ؟ آیا به عبادت و نماز صرف می گذارنی یا کار دیگر انجام می دهی ؟ آن بزرگوار می فرماید که این مدت را به خدمت خلق خدا مشغول می شوم ولو اگر شده در کنار در منزل می نشینم و برای کسانی که استخاره می خواهند استخاره می گیرم



یک روز حضرت موسی بن عمران علیه السلام دعا کرد ،خدایا  اگر تو انسان بودی چه عبادتی را انجام می دادی؟البته منظور موسی علیه السلام این بود که بداند کدام عبادت بیشتر مطلوب خداست . خداوند متعال وحی فرمود :ای موسی اگر مخلوق بودم خدمت به خلق می کردم ،اما برای خدا . موسی فهمید که بهترین عبادت ها خدمت به خلق خداست .


در «کافی» در جلد دوم ،در باب سعی در رفع حاجت مومن نقل کرده است :«روزی صفوان در محضر امام صادق علیه السلام نشسته بود که ناگهان مردی که برایش گرفتاری پیش آمده بود به خدمت حضرت رسید و گرفتاریش را شرح داد . امام صادق علیه السلام به صفوان دستور فرمودند که فورا حرکت کن و برادر ایمانی خویش را در کارش یاری کن .صفوان رفت و پس از توفیق در اصلاح کار و حل مشکل او به پیش حضرت بازگشت . امام در مورد کار او سوال نمودند . صفوان گفت:خدا اصلاح کرد . خطاب بدان که همین کار به ظاهر کوچک و حاجتی که برآوردی و وقت کمی از تو گرفت از هفت شوط طواف دور کعبه محبوب تر و برتر است .


سپس امام صادق علیه السلاماین چنین فرموده خویش ادامه دادند :مردی گرفتاری داشت . حضور امام حسن علیه السلام رفت و از ایشان استمداد نمود . امام حسن علیه السلام بی درنگ کفش ها را پوشیده و راه افتادند . در بین راه به حضرت امام حسین علیه السلام رسیدند در حالی که ایشان مشغول نماز بوند . امام حسن علیه السلام به آن فرمود : تو چگونه از حسین علیه السلام غفلت نمودی و پیش ایشان او نرفتی؟ گفت:من اول می خواستم پیش ایشان بروم و از ایشان در کارم کمک بطلبم، ولی چون گفتند ایشان اعتکاف کرده اند و نمی توانند از مسجد خارج شوند .خدمتشان نرفتم. امام حسن علیه السلام فرمودند که اگر توفیق بر آوردن حاجت تو برایش دست داده بود از یک ماه اعتکاف برایش بهتر بود.»


علامه سید مهدی بحرالعلوم(ره): سید جواد عاملی صاحب مفتاح الکرامه از شاگردان علامه است. شبی موقع صرف شام، علامهی بحرالعلوم سید را به منزل خویش احضار کرده و وقتی شاگرد به منزل استاد می رسد می بیند استاد کنار سفره نشسته و دست به غذا نمی زند. با خشم شاگرد را مورد عتاب قرار داده می فرماید: سید جواد! از خدا نمی ترسی، از خدا شرم نداری؟ شاگرد که متحیر مانده، تقصیر خود را از استاد جویا می شود؟ خلاصه قضیه به این صورت بوده که سید جواد همسایهای داشته که هفت شبانه روز چیزی برای خوردن نداشتهاند و خرما از بقّال قرض می کرده و روز هفتم دیگر بقّال به او قرض نداده و شرمنده شده است. شاگرد اظهار بی اطلاعی می کند. علامه او را مورد توبیخ قرار می دهد که همهی داد و فریادهای من برای این است که چرا اطلاع نداشتی وگرنه، اگر با خبر بودی و کمک نمی کردی مسلمان نبودی و یهودی بودی. سپس سینی غذای بزرگی را که آماده کرده بود و مقداری پول به شاگرد می دهد، تا به همسایهاش برساند.»1
ملا احمد مقدس اردبیلی(ره): در گران سالی، تمام طعامهای خود را با فقراء تقسیم می کرد و برای خودش نیز مثل سهم یک فقیر برمی داشت، تا وقتی زوجه
اش بر آشفت که چرا در چنین سالی فرزندان خود را بی آذوقه می گذاری؟ ایشان بدون اینکه جوابی دهد برای اعتکاف به مسجد کوفه رفت و در همین حین شخصی مقدار زیادی آرد و گندم به منزل ایشان آورد و گفت اینها را صاحب خانه که در مسجد اعتکاف کرده فرستاده بعد فهمیدند که این عنایت الهی به آنها بوده است.»2


1 . سیمای فرزانگان / ص 351 / رضا مختاری / انتشارات دفتر تبلیغات حوزهی علمیه قم ـ چاپ هشتم/ 1374
2 . همان / ص 359



برچسب ها: داستان هایی از زندگی بزرگان در خدمت به مردم ،

دوشنبه 21 بهمن 1387

شعر خدمت به خلق

   نوشته شده توسط: ر راشدی    

شعر خدمت به خلق


همه روز روزه بودن، همه شب نماز کردن       همه ساله حج نمودن، سفر حجاز کردن

ز مدینه تا به کعبه ، سر و پا برهنه رفتن        دو لب از برای لبیّک ، به وظیفه باز کردن

به مساجد و معابد ، همه اعتکاف جستن      ز ملاهی و مناهی ، همه احتراز کردن

شب جمعه ها نخفتن، به خدای راز گفتن      ز وجود بی نیازش ،  طلب نیاز کردن

بخدا که هیچ کس،  را ثمر آنقدر نباشد           که به روی نا امیدی ، در بسته باز کردن

{شیخ بهایی}


برچسب ها: شعر خدمت به خلق ،

دوشنبه 21 بهمن 1387

از هر دری سخنی در مورد خدمت گزاری

   نوشته شده توسط: ر راشدی    

در راه خدمت به مردم ملول نشویم و ردای خدمتگزاری از تن خارج نسازیم و چون اماممان افتخار کنیم که خادم مردم هستیم.خداوند تبارک و تعالی در برابر پرسش موسی (ع) که اگر جای خلق بودی چه می‌کردی  پاسخ داده بود: خدمت به خلق خدا.


پیامبر (ص) نیکوکاران را پاداش می داد ، روزی شخصی را در حال نماز دید که با جمله هایی بسیار پر مغز و زیبا با خدای متعال راز و نیاز می کند.  پیامبر (ص) فرمود : نمازش که تمام شد او را پیش من آورید ،  وقتی به حضور حضرت رسید ،  سکه طلایی به او هدیه داد و فرمود چون حال خوشی داشتی و خدا را به نیکویی حمد و سپاس می کردی این سکه را به تو بخشیدم  .   روزی به کارگری برخورد کرد که بر اثر کار زیاد پینه بر دست داشت ، دست های او را گرفت و بر آن ها بوسه زد.


امام راحل فرمودکه: «شرافت همه ما آن است که خدمت به خلق خدا بکنیم


مرحوم آیت‌الله حق‌شناس فرموده‌اند: شبی در خواب دیدم که همه بزرگان و اهل علم در محضر ائمه علیهم‌السلام جمع شده‌اند. عید بود. دیدم که آقا سید احمد خوانساری پشت سر امام زمان(عج) راه می‌رود و در مجلس، امام حسین ع به همه عیدی می‌دهند و به من دو برابر عیدی دادند از آسید احمد آقای خوانساری خواستم بپرسند چرا امام حسین (ع )به من دوبرابر عیدی دادند؟ امام فرمودند بخاطر خدمت به خلق خدا ( دکتر محمد هادی مؤذن . همشهری آنلاین)


برچسب ها: از هر دری سخنی در مورد خدمت گزاری ،

دوشنبه 21 بهمن 1387

فواید و نتایج خدمت گزاری چیست؟

   نوشته شده توسط: ر راشدی    

اگر افراد جامعه از خود گذشته و خدمت گزار باشند ، عدل به عنوان اساس جامعه برقرار می شود ، هر کس به حق خود می رسد و دیگر نگرانی ندارد این گونه جامعه یک جامعه ی آرمانی است . فقر از بین می رود چون همه برای یکدیگر در تلاش اند و خدمت گزار بودن هم یعنی همین ، به فکر مردم بودن ، به فکر آبادانی میهن بودن و به فکر آیندگان بودن .

از دیگر نتایج خدمت گزار بودن داشتن نسلی سالم و پر تلاش است زیرا افراد در مراحلی از زندگی(نوجوانی و جوانی)  با مشاهده ی آثار خوب عدالت و خدمت گزاری خود به خود به سمت تلاش برای تداوم این امر حیاتی پیش می روند .

«ما اگر بخواهیم نسلی تربیت کنیم که در ده سال ، پانزده سال آینده بخواهد جامعه ی اسلامی و انقلابی را حفظ کند ، امروز باید تعهدات و التزامات ویژه ای را برای این نسل قائل بشویم . حالا شما برای تربیت آن نسل ، امروز باید چه کار بکنید ؟ این غیر از درس خواندن و غیر از تحقیق است . یک چیز دیگر است.»(1)

این چیز دیگر چیست؟

بله، تربیت کردن نسلی است که این جامعه را باید در آینده ای نه چندان دور هدایت بکند ، نسلی که باید خدمت گزار و به فکر جامعه باشد.

« به نسل جوان توجه کن که آنها زود تر حق را می پذیرند و سریعتر به هر خیری گرایش پیدا می کنند»(2)

کمی با تاثیر خدمت گزاری آشنا شدیم اما باید بدانیم که این امر تاثیرات فراوان زیادی دارد ک ما در اینجا به قسمت کوچکی از آن اشاره کردیم.

بدون شک مهمترین ثمره و نتیجه ی خدمت به مردم خشنودی و رضای خداست ، چه این که خداوند انسانی را که به دیگران خدمت می کند بدون اجر و پاداش نخواهد گذاشت و بال و پر رحمتش را بر وى بگستراند و مصداق آن این آیه ی شریفه است که می فرماید : «هَل جَزاءُ الاِحْسانِ الاّ الاحسان» ، خدمت به دیگران و خدمت به خلق خدا گناهان را پاک می کند ، چه این که در قیامت کسانی هستند که به خاطر انجام کارهای مفید و خدمت به مردم البته با اهداف و نیات الهی از آتش دوزخ در امان می مانند ، بنابراین کسی که بخواهد از لطف بیکران الهی بهره ای برده باشد و در حوادث و مصائب روزگار و مسائل و مشکلات دنیا و آخرت از رحمت پروردگار بی بهره نماند و برای نجات در روز جزا و داشتن سرمنزلی آباد در آخرت ، بهترین راه آن خدمت به خلق خداست چنان که پیامبر (ص) می فرماید : «هر کس به برادر خود خدمت کند خداوند متعال در بهشت، غلامان را خدمت گزار او قرار مى‏دهد و او را با اولیاء و خوبان همنشین مى‏نماید و کسى که برادر دینى خود را با وسیله نقلیه جابه جا کند خداوند او را در بهشت بر اشتران بهشتى سوار مى‏کند» انسان در هر زمینه ای که توانایی دارد اگر از این توانایی در جهت رفاه و آسایش مردم استفاده کند خداوند نیز قدرت و توان او را بیشتر خواهد نمود . امام خمینی ( ره ) خدمت به خلق را دارای ارزش می داند و از مقاصد و اهداف الهی بر می شمارد .


 

از دیگر فواید و محاسن خدمت گزاری و کمک به مردم رضایت و شفاعت پیامبر (ص) و ائمه ی معصومین (ع) است ، چنانکه امام على (علیه‏السلام) مى‏فرماید:  مَنْ سَرَّ مومنا فَقَدْ سَرَّنى ؛ «هر کس مؤمنى را شاد کند مرا شاد کرده است » .

خدمت و کمک به دیگران موجب ایجاد احساس آرامش و خشنودی خود انسان می شود ، چه این که بارها اتفاق افتاده یا دیده ایم کسانی که به دیگران کمک می کنند و حتی خود ما پس از هر کمکی ، در وجود خود ، احساس مفید بودن و ارزشمند بودن را  حس کرده ایم .   توانایی انسان در هر زمینه ای " این توانایی ممکن است آموختن علم و دانش به دیگران ، کمک مالی ، دادن غذا به در راه مانده ای ، نجات اسیری از بند  ،حتی ایجاد لبخند بر لب دیگران و هزاران چیز دیگر  " زمانی مفید و دارای ارزش است که جهت خدمت به مردم باشد . از طرفی کمک و خدمت به مردم دعای خیر آنان را در پی دارد که این هم می تواند از فواید و نتایج خدمت گزاری باشد چه این که بارها شنیده ایم که دعای خیر مردم یار و همراه خدمت گزاران به مردم است  ؛ زیرا دعاى آنان درباره خدمت رسان و احسان‏کننده  به اجابت خواهد رسید.

از دیگر فواید و محاسن خدمت گزاری و کمک به مردم رضایت و شفاعت پیامبر (ص) و ائمه ی معصومین (ع) است ، چنانکه امام على (علیه‏السلام) مى‏فرماید:  مَنْ سَرَّ مومنا فَقَدْ سَرَّنى ؛ «هر کس مؤمنى را شاد کند مرا شاد کرده است » .


 

خدمت و کمک به دیگران موجب ایجاد احساس آرامش و خشنودی خود انسان می شود ، چه این که بارها اتفاق افتاده یا دیده ایم کسانی که به دیگران کمک می کنند و حتی خود ما پس از هر کمکی ، در وجود خود ، احساس مفید بودن و ارزشمند بودن را  حس کرده ایم .   توانایی انسان در هر زمینه ای " این توانایی ممکن است آموختن علم و دانش به دیگران ، کمک مالی ، دادن غذا به در راه مانده ای ، نجات اسیری از بند  ،حتی ایجاد لبخند بر لب دیگران و هزاران چیز دیگر  " زمانی مفید و دارای ارزش است که جهت خدمت به مردم باشد . از طرفی کمک و خدمت به مردم دعای خیر آنان را در پی دارد که این هم می تواند از فواید و نتایج خدمت گزاری باشد چه این که بارها شنیده ایم که دعای خیر مردم یار و همراه خدمت گزاران به مردم است  ؛ زیرا دعاى آنان درباره خدمت رسان و احسان‏کننده  به اجابت خواهد رسید.



 

پى‏نوشت‏ها:

 

وسائل الشیعه

سفینة الانوار

کلینى، اصول کافى


برچسب ها: فواید و نتایج خدمت گزاری چیست؟ ،

یکشنبه 20 بهمن 1387

پیام مهر

   نوشته شده توسط: ر راشدی    

گمان نمى کنم عبادتى بالاتر از خدمت به محرومین وجود داشته باشد.

       امام خمینی(ره)


برچسب ها: پیام مهر ،

یکشنبه 20 بهمن 1387

پیشینه خدمت‌رسانی

   نوشته شده توسط: ر راشدی    

پیشینه خدمت‌رسانی


 


پیشینه خدمت‌رسانی در آموزه‌های دینی را می‌توان به شرح زیر خلاصه کرد:
1- در حکمت خلقت: سابقه خدمت‌رسانی را می توان حتی قبل از آفرینش بشر در حکمت خدای کریم جستجو کرد. زیرا خداوند ابتدا آسمان و زمین و آب و خاک را آفرید و شرایط زیست انسان را در کره خاک فراهم کرد و سپس انسان را آفرید و همه آنچه در آسمان و زمین است را به خدمت او گمارد: آیا ندیدید خداوند آنچه در آسمانها و زمین است مسخر شما کرده است و نعمت‌های آشکار و پنهان خود را به طور فراوان بر شما ارزانی داشته است؟ ...
مفهوم واقعی تسخیر موجودات برای انسان این است که در خدمت منافع او باشد و به نفع او کار کند و به او امکان بهره گیری دهند، به همین جهت شب و روز، خورشید و ماه و ستارگان هر یک به نوعی در زندگی انسان اثر دارند و مورد بهره‌برداری او قرار گرفته و در تسخیر انسانند. این تعبیر ارزشمند خدای سبحان یعنی مسخر بودن موجودات و کاینات برای انسان و به فرمان خداوند، نشانگر شخصیت والای انسان است که او را به مقام خلیفه الهی رسانده و نعمت‌های الهی را به خاطر او آورده تا حس قدردانی او را برانگیخته و وی را به خداوند نزدیک تر کند.
2- در کلام و مرام انبیا و اولیای الهی: انبیاء و اولیای الهی همواره سعی داشتند به انسان‌ها خدمت کنند و آنان را از غفلت و غوطه‌وری در امیال نفسانی نجات داده و از خاک به افلاک برسانند.
رسول گرامی اسلام که ممتازترین الگوی نیکو برای مردم هستند
در جهت خدمت رسانی به مردم آنچنان پرتحرک و پرجنب و جوش بودند که برای هدایت مردم تلاش می کردند و از فرط غصه و دلسوزی برای آنان، جان خود را به خطر می انداخت.
ائمه معصومین (س) فلسفه پذیرش مسئولیت را، خدمت‌رسانی به محرومان و مبارزه با ستمگران برشمرده‌اند. چنانچه امیرالمومنان علی (ع) می فرمایند ”آگاه باشید، قسم به آن کسی که دانه را در دل خاک شکافت و روح آدمیان را آفرید، اگر حضور این جمعیت برای بیعت و
تمام شدن حجت مبنی بر نیاز به یاور نبود و اگر نبود آن عهدی که خداوند از علما گرفته که بر سیری بی اندازه ستمگر و گرسنگی بی حد ستمدیده، صبر نکنند، مسلماَ ریسمان خلافیت و حکومت را بر گردنش (معاویه) می‌انداختم و با جام نخستین آن آخورش را سیراب می ساختم تا دریابید که این دنیای شما نزد من از آب بینی بزی، هم پست‌تر است.” (نهج البلاغه،‌ خطبه 3، ص 50)



پیشینه خدمت رسانی

پیشینه خدمت‌رسانی در آموزه‌های دینی را می‌توان به شرح زیر خلاصه کرد:
1- در حکمت خلقت: سابقه خدمت‌رسانی را می توان حتی قبل از آفرینش بشر در حکمت خدای کریم جستجو کرد. زیرا خداوند ابتدا آسمان و زمین و آب و خاک را آفرید و شرایط زیست انسان را در کره خاک فراهم کرد و سپس انسان را آفرید و همه آنچه در آسمان و زمین است را به خدمت او گمارد: آیا ندیدید خداوند آنچه در آسمانها و زمین است مسخر شما کرده است و نعمت‌های آشکار و پنهان خود را به طور فراوان بر شما ارزانی داشته است؟ ...
مفهوم واقعی تسخیر موجودات برای انسان این است که در خدمت منافع او باشد و به نفع او کار کند و به او امکان بهره گیری دهند، به همین جهت شب و روز، خورشید و ماه و ستارگان هر یک به نوعی در زندگی انسان اثر دارند و مورد بهره‌برداری او قرار گرفته و در تسخیر انسانند. این تعبیر ارزشمند خدای سبحان یعنی مسخر بودن موجودات و کاینات برای انسان و به فرمان خداوند، نشانگر شخصیت والای انسان است که او را به مقام خلیفه الهی رسانده و نعمت‌های الهی را به خاطر او آورده تا حس قدردانی او را برانگیخته و وی را به خداوند نزدیک تر کند.
2- در کلام و مرام انبیا و اولیای الهی: انبیاء و اولیای الهی همواره سعی داشتند به انسان‌ها خدمت کنند و آنان را از غفلت و غوطه‌وری در امیال نفسانی نجات داده و از خاک به افلاک برسانند.
رسول گرامی اسلام که ممتازترین الگوی نیکو برای مردم هستند
در جهت خدمت رسانی به مردم آنچنان پرتحرک و پرجنب و جوش بودند که برای هدایت مردم تلاش می کردند و از فرط غصه و دلسوزی برای آنان، جان خود را به خطر می انداخت.
ائمه معصومین (س) فلسفه پذیرش مسئولیت را، خدمت‌رسانی به محرومان و مبارزه با ستمگران برشمرده‌اند. چنانچه امیرالمومنان علی (ع) می فرمایند ”آگاه باشید، قسم به آن کسی که دانه را در دل خاک شکافت و روح آدمیان را آفرید، اگر حضور این جمعیت برای بیعت و
تمام شدن حجت مبنی بر نیاز به یاور نبود و اگر نبود آن عهدی که خداوند از علما گرفته که بر سیری بی اندازه ستمگر و گرسنگی بی حد ستمدیده، صبر نکنند، مسلماَ ریسمان خلافیت و حکومت را بر گردنش (معاویه) می‌انداختم و با جام نخستین آن آخورش را سیراب می ساختم تا دریابید که این دنیای شما نزد من از آب بینی بزی، هم پست‌تر است.” (نهج البلاغه،‌ خطبه 3، ص 50)
بر همین اساس آن حضرت به کارگزاران خویش با قاطعیت گوشزد می‌کند که منصب دولتی را برای خود غنیمتی ندانند که با استفاده از آن به بهبود زندگی خود و نزدیکان بیندیشند، بلکه آن را امانتی بدانند که پیش از فرا رسیدن مرگ یا پایان مسئولیت، همه تلاش خود را در جهت خدمت رسانی به مردم به کار برده و هیچگاه در امانت خیانت نکنند و آن را به صاحبش برگردانند. امام بزرگوار حضرت علی (ع) به اشعث بن قیس، استاندار خود در آذربایجان می‌نویسد: ”به یقین منصب و حکومت برایت طعمه‌ای خوردنی نیست، بلکه بر گردن تو امانت است.”
3- در کلام امام خمینی (ره): امام خمینی بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران نیز در این ارتباط فرموده اند: ”اگر به من بگویند خدمتگزار، بهتر از آن است که بگویند رهبر، رهبر مطرح نیست،‌ خدمتگزاری مطرح است، اسلام ما را موظف کرده است که خدمت کنیم.”

تاکید واژگانی
در قرآن، این کلام موزون الهی، از شیوه های مختلفی جهت تاکید و تکیه بر موضوعات و موازین مهم بهره گرفته شده است. یکی از این شیوه ها ”تکرار و تنوع” موضوع مورد اهمیت است.
بر این اساس در اهمیت خدمت‌رسانی به مردم نیز خدای سبحان در جای جای قرآن کریم، انسان را به دستگیری، گره گشایی و خدمت‌رسانی به دیگران توصیه کرده است. ازجمله واژه‌هایی که در قرآن کریم مشوق خدمت رسانی است می توان به احسان، اکرام، انفاق،‌ انعام، ایثار، ایناء، باقیات الصالحات، تعاون، صدقه، رحمت، عطیه،
فضل، فعل خیرات، قرض، قربان، سابقه در خیرات و … اشاره کرد.
به عنوان مثال واژه ی احسان در سوره قصص، آیه 77 اینگونه آمده است:
”به مردم نیکی کن، چنانچه خداوند به تو نیکی کرده است،”
قرآن به طور مکرر تاکید می کند که ”ای بندگان خدا عمل صالح کنید و کار خیر انجام دهید.” زیرا نیکی کننده نتیجه کار نیکش را می بیند و در جایی دیگر می‌فرمایند: ”نیکی کردن تنها روی خود را به سوی مشرق و مغرب گردانیدن نیست، بلکه نیکوکاری آن است که به خداوند، روز قیامت، فرشتگان و کتاب پیغمبر ایمان آورده و مال خود را با کمال اخلاص و از روی حس نوعدوستی به خویشاوندان و یتیمان و در راه ماندگان و سائلان و مستمندان ببخشاید. و در راه آزادی بردگان خرج کند و نماز بر پای دارد و زکات مال خود بدهد.” (بقره / 177)
همچنین در همان سوره آیه (237) می‌فرماید: فضل و احسان را نسبت به یکدیگر فراموش نکنید. خدای رحمان بندگان خود را مکرراَ امر به عدل و نیکی می کند و می فرماید: ”همانا خداوند خلق را فرمان به عدل و احسان می دهد و به بذل و بخشش بر خویشاوندان امر می کند. (سوره نحل 90)” و مکرراَ وعده می‌کند که کسی که از دیگران دستگیری کند خداوند مشکلات او را حل می کند: ”اما هر کس بخشش کرد و پرهیزگار شد و به نیکویی تصدیق کرد. ما هم کار او را سهل و آسان می‌گردانیم.” (سوره لیل/ 705)
آیات بیشماری در این خصوص نازل شده که همه بر حسن رفتار و حسن اخلاق و خدمت به مردم تکیه و تاکید دارند و در همگی پاداش خیر هر دو دنیا را برای انسان نیکوکار پاداش قرار داده‌اند.

خدمت‌رسانی معیاری برای ارزیابی
خدمت رسانی به مردم، معیارهایی برای ارزیابی انسانها است.
1- خدمت رسانی ملاک شناسایی زمامداران بر حق: فضل به سکن از امام صادق (ع) نقل می کند که امیرالمومنین فرمودند: ”خداوند را به وسیله خود او و رسول خدا را با مقام رسالتش بشاسید و اولی المر را به واسطه کارهای پسندیده و عدالت پیشگی و خدمتگزاری به مردم شناسایی کنید.”
2- فریادرسی به مردم، ملاک مسلمانی: فریادرسی و پاسخ به استغاثه مسلمانان و خدمت‌رسانی به حدی بار مسئولیت را بر دوش انسان سنگین می‌سازد، اهمیت دارد که ملاک مسلمانی قرار گرفته و بی تفاوتی نسبت به آن، انسان را از زمره مسلمانان خارج می کند. چنانکه در حدیث پیامبر اکرم (ص) آمده است که فرمود: فردی که بشنود کسی مسلمانان را یاری می‌طلبد و پاسخش ندهد مسلمان نیست.
در جایی دیگر آمده است: خداوند در روی زمین بندگانی دارد که فریادرس مردم هستند و آنها در روز قیامت درامانند.

3- خدمت رسانی، عبادتی بزرگ: حسن نیکوکاری و خدمت به مردم از مسائل مهم در اخلاق بوده است، به خصوص خدمت به مومنان و صالحان که پس از فرایض دینی، بالاترین وسیله تقرب به خداست و گاه شاید مقدم بر فرایض فردی.
اولیای خدا، همواره در خدمت مردم بودند آنها در رفع نیازهای مردم، با قصد قربت اقدام می کردند و به دیگران نیز توصیه می کردند در باب اهتمام به امور مسلمانان و خیرخواهی و خدمت‌رسانی به آنان در اصول کافی حدیث نقل شده است از جمله اینکه قرآن می فرماید:
آنچه به سود مردم باشد، پایدار و جاوید خواهد بود و آنچه سودمند نباشد، مانند کف روی آب، به زودی از بین می‌رود.
و از پیامبر اکرم (ص) نقل است که فرموده‌اند: ای رفاعه، کسی که به خدا ایمان آورده، هرگاه برادر مومن او برای رفع حاجتی نزد وی بیاید، باید با چهره باز با او برخورد کند و اگر می تواند، خودش به سرعت برای رفع حاجت او اقدام کند و اگر نه نزد دیگران برود تا حاجت او را برآورند، در غیر اینصورت رابطه ای بین ما و او نیست.



برچسب ها: پیشینه خدمت‌رسانی ،

یکشنبه 20 بهمن 1387

افتخار خدمت به مردم_قسمت اول

   نوشته شده توسط: ر راشدی    

افتخار خدمت به مردم



موضوع : افتخار خدمت به مردم




انشاءالله سعی داریم در سه جلسه بحث خیلی مهمی رو ارائه بدیم ، اون هم شرح بیان مقام معظم رهبری است که امسال رو به نام سال افتخار خدمت به مردم نامیدند . برای مقدمه دلیل انتخاب این بحث رو خدمتتون عرض می کنم . متأسفانه اغلب بیانات مقام معظم رهبری (حفظه الله تعالی ) در حد شعار ، کلیشه و پوستر و تبلیغات خلاصه می شه و در نهایت محو می شه . یعنی عمل به فرهنگ علوی ، عزت و افتخار حسینی و . . . اینها همه بیشتر در غالب پوستر و کتاب یا چیزهایی که با بافت جامعه سروکار نداره محو می شه و این یک توطئه است که منجر به تکرار صحبت و عمل نکردن به صحبت می شه . همه بسم الله می گن ، همه به جای سال 81 می نویسند : سال عزت و افتخار حسینی ، احتمالاً امسال هم به جای سال 82 می نویسند : مثلاً 15 فروردینِ سال افتخار خدمت به مردم ! اما اون عملی که پشت این کلام خوابیده محو می شه . و اگر ما این بحث رو الان باز می کنیم دقیقاً برای این هست که افتخار خدمت به مردم جا بیفته : اولاً برای کسانی که الان مسؤولیت دارند . که همة ما مسؤولیم ، یعنی این طوری نیست که این بیان فقط خطاب به مسؤولین باشه ، نه به تک تک انسانهای این جامعه هست . همه ما مسؤولیم ، تو الان نسبت به خانواده و کلاس ، دانشگاه ، محله ، کشور و حتی نسبت به جهانت مسؤولی . این کلام باید برای تو جا بیفته . تا بدونی که وظیفه ات چی هست . ثانیاً برای اونهایی که الان مسؤولیت حکمی ندارند و در آینده صاحب مسؤولیت حکمی می شوند . ( خیلی از شما جوانان ) انشاءالله اونها هم بدونند که وقتی می گن : ” افتخار خدمت به مردم ” این یک شعار نیست ، بلکه یک طِز و روشی برای زندگی کردن هست . بحثی که انشاءالله در سه جلسه شرح داده خواهد شد : 1ـ شرح کلمة افتخار و فخر ، 2 ـ شرح کلمة خدمت و 3 ـ در کلام خداوند و معصومین (ع) نسبت به خدمت کردن به مردم چه وظایفی مشخص شده ؟



” افتخار ”


افتخار و فخر : ما دو نوع فخر داریم : فخر منفی و فخر مثبت . فخر منفی چیه ؟ خوب دقت کنید ! امیرالمؤمنین (ع) می فرماید : ” آدمیزاد را چه به فخرفروشی ، که شروعش با نطفه ای گندیده بوده و پایانش هم مرداری گندیده است . ”


می گه : خوب به خودتون دقت کنید ! شما بین دو تا گَند قرار دارید . 60 سال بین این دو تا قرار دارید . تو این مدت یه مقدار از اون بوی تعفن و گندی که به مشام مردم می رسه کم می شه ، آیا هیچ مناسبتی داره که بخوای به خودت فخر کنی ؟





موضوع : افتخار خدمت به مردم_قسمت اول





انشاءالله سعی داریم در سه جلسه بحث خیلی مهمی رو ارائه بدیم ، اون هم شرح بیان مقام معظم رهبری است که امسال رو به نام سال افتخار خدمت به مردم نامیدند . برای مقدمه دلیل انتخاب این بحث رو خدمتتون عرض می کنم . متأسفانه اغلب بیانات مقام معظم رهبری (حفظه الله تعالی ) در حد شعار ، کلیشه و پوستر و تبلیغات خلاصه می شه و در نهایت محو می شه . یعنی عمل به فرهنگ علوی ، عزت و افتخار حسینی و . . . اینها همه بیشتر در غالب پوستر و کتاب یا چیزهایی که با بافت جامعه سروکار نداره محو می شه و این یک توطئه است که منجر به تکرار صحبت و عمل نکردن به صحبت می شه . همه بسم الله می گن ، همه به جای سال 81 می نویسند : سال عزت و افتخار حسینی ، احتمالاً امسال هم به جای سال 82 می نویسند : مثلاً 15 فروردینِ سال افتخار خدمت به مردم ! اما اون عملی که پشت این کلام خوابیده محو می شه . و اگر ما این بحث رو الان باز می کنیم دقیقاً برای این هست که افتخار خدمت به مردم جا بیفته : اولاً برای کسانی که الان مسؤولیت دارند . که همة ما مسؤولیم ، یعنی این طوری نیست که این بیان فقط خطاب به مسؤولین باشه ، نه به تک تک انسانهای این جامعه هست . همه ما مسؤولیم ، تو الان نسبت به خانواده و کلاس ، دانشگاه ، محله ، کشور و حتی نسبت به جهانت مسؤولی . این کلام باید برای تو جا بیفته . تا بدونی که وظیفه ات چی هست . ثانیاً برای اونهایی که الان مسؤولیت حکمی ندارند و در آینده صاحب مسؤولیت حکمی می شوند . ( خیلی از شما جوانان ) انشاءالله اونها هم بدونند که وقتی می گن : ” افتخار خدمت به مردم ” این یک شعار نیست ، بلکه یک طِز و روشی برای زندگی کردن هست . بحثی که انشاءالله در سه جلسه شرح داده خواهد شد : 1ـ شرح کلمة افتخار و فخر ، 2 ـ شرح کلمة خدمت و 3 ـ در کلام خداوند و معصومین (ع) نسبت به خدمت کردن به مردم چه وظایفی مشخص شده ؟



” افتخار ”


افتخار و فخر : ما دو نوع فخر داریم : فخر منفی و فخر مثبت . فخر منفی چیه ؟ خوب دقت کنید ! امیرالمؤمنین (ع) می فرماید : ” آدمیزاد را چه به فخرفروشی ، که شروعش با نطفه ای گندیده بوده و پایانش هم مرداری گندیده است . ”


می گه : خوب به خودتون دقت کنید ! شما بین دو تا گَند قرار دارید . 60 سال بین این دو تا قرار دارید . تو این مدت یه مقدار از اون بوی تعفن و گندی که به مشام مردم می رسه کم می شه ، آیا هیچ مناسبتی داره که بخوای به خودت فخر کنی ؟


در عرب قدیم رسم بود که اگر احیاناً یه عربی وقتی داشت راه می رفت کیسه پولش روی زمین می افتاد ، برای خودش کسر شأن می دونست که خم بشه کیسه رو برداره ! اگر می گفتند : آقا ! چرا پولت رو برنمی داری ؟ می گفت : نه آقا ! عرب خیلی شأنش بالاتر از اینه که برای یه کیسه خم بشه !


شخص ممکنه بعضی وقتها برای فخرش از همه چیزش بزنه ، اگه یه زمان نیازی پیدا کنه می گه : آقا از شأن من خارجه بخوام برم دستم رو جلوی فلانی دراز کنم .


یه نفر در محضر امام صادق (ع) دعا کرد : خدایا ! ما رو به خلائقت محتاج نکن ! امام ( ع) فرمودند : خیلی دعای بدی کردی . تو به خلائق محتاج هستی . دعا کن : خدایا ! من رو به شر خلائق محتاج نکن . به خلائق بدت محتاج نکن . هیچ کسر شأنی نیست که من و شما نسبت به خلائق دستمون رو دراز کنیم و بگیم : کمکمون کنید . دست ما رو بگیرید . اصلاً ما برای همین زنده ایم که دست همدیگه رو بگیریم . فردا هم خودت باید دست یکی دیگه رو بگیری .


فخر به انساب : بعضی ها می گن : آقا ما عربیم ، ما لریم ، ترکیم ، فارسیم ، ما شیرازی هستیم ، ما پایتختی هستیم ، این یعنی چی ؟! هیچ گونه فخری در انساب ( اون چیزی که بهت نسبت پیدا می کنه ) نیست . ” من آنم که رستم بود پهلوان ! این دیگه چه صیغه ای هست ؟ آقا ما از دیار فلانیم ! یعنی چی از فلان دیاریم ؟ خودت چند مرده حلاجی ؟ برای عموی پیغمبر (ص) ، پیغمبری که اشرف مخلوقات هست ، گفتند : تَبَّت یَدا اَبی لَهَبٍ وَتَب ” . حتی همین سادات و سید بودن هم فخری نیست ، به ما دستور دادند که به سادات احترام کنید اما این دستور رو به اونها ندادند که به مردم فخر بفروشند .



حضرت علی (ع) فرمودند : هیچ افتخاری در استخوانهای پوسیده ای که تو بالای سرت نگه داشتی نیست . می گه : من بچة‌ فلانی هستم ، از فلان تیره و تبارم . فخر به این چیزها نیست . در علم هم هیچ افتخاری نیست . عالم بودن هیچ افتخاری برای انسان نداره . دانشجو شدن افتخاری نیست . دکتر شدن افتخار نیست . اونی که افتخار می یاره اون تقوای تو و عملِ پشتِ علم تو هست .


شما یه دکتر خیلی عالیقدر رو وقتی احترام می گذارید که ببینید داره درمان می کنه ، اگه تو خونه اش بشینه بگه : من دکترم ! این دکتری ، براش هیچ فخری نداره . اون خدمتی که پشت این علم خوابیده ، و اون درمان مردم فخر است .


دانشی که ما داریم از خداست . تمام چیزهایی که ما داریم از خداست . هیچ فرقی نمی کرد برای خداوند که تو و بغل دستیت قیافه هاتون با هم عوض بشه ، الان تو دماغت قشنگه ، بغل دستیت دماغش زشته ، خُب چرا به این فخر می فروشی ؟ چرا مسخره اش می کنی ؟ مگه این زیبایی از خودت هست ؟ مگه خودت تلاش کردی که دماغت اینجوری شده ؟ مگه خودت تلاش کردی که هیکلت اینقدر رشید شده ؟ همه اینها از خداست . ضعیفی رو که می بینی چرا فخر می فروشی ؟


یه مثالی می زنم : اگر احیاناً به شما بگن که آقا این کت و شلوار عاریتی و بسیار زیبا مال رفیقت هست ، الان شما این رو بگیرید و تو خونه تون براش نگه دارید تا بیاد ازتون بگیره ، اگر شما این کت و شلوار رو بدون اجازه اون بپوشی و بری تو خیابون مردم نگاه کنند ، بگن : به به ! چقدر قشنگه ؟! اگر واقعاً انسان باشی ، خجالت می کشی ، می گی : این مال من نیست . مال رفیقم هست . عاریتیه !


اینهایی رو که خدا بهت داده ، عاریتی هست ، اگر مردم بهت می گن : به به ! بگو : الحمدلله ! خدایا ! شکرت که این رو به من دادی . نه اینکه خودت رو بالاتر از مردم ببین . همه چیز ، حتی آبروی تو هم عاریتی هست . آبرو هم مال خودت نیست . به چی داری فخر می فروشی ؟ اگر به تو می گن : التماس دعا ، اگه همه جلو پای تو بلند می شن ، می گن فلانی مومن و مذهبی هست ، بگو این برای من افتخار نیست ، این حُسنی هست که انتسابِ به اهل بیت (س) به من داده . این طبیعیه ، عادیه . وقتی منتسب به اهل بیت ( س) می شم آبرودار می شم .


باید مراقب باشیم ، تمام چیزهایی که می دونیم از خداست . به اینها فخر نکنیم . افتخار در این چیزها نیست .


امام (ره) به مسؤولین می فرمودند : این مسؤولیت شما مال مردمه ، مردم شما رو قبول کردند ، مردم اومدند با یه دلخوشی به شما رأی دادند . با یه دلخوشی شما رو بالا بردند .


امروز اخبار می گفت : که توی انگلیس اومدند شغلهای مختلف رو ارزشیابی کردند بعد هم یه نظرسنجی کردند ، به مردم گفتند : آقا به نظر شما که شهروند انگلیسی هستی کدوم شغل بالاترین وِجهه اجتماعی رو در مملکت داره ؟ از بالا شروع کردند تا پائین . در این آمار سیاست مدارها یعنی مسؤولین کشور انگلیس ، از بنگاه دارهای املاک ملکی هم رتبه شون پائین تر هست ! وقتی که مردم رو آدم حساب نمی کنند و نمی دونند که این پستی که الان دارند از مردمه و از ارزش مردم هست طبیعیه که از چشم مردم می افتند . سیاستمدار یا نخست وزیر این کشور الان هیچ وجهه اجتماعی نداره . مردم اصلاً دوستشون ندارند . اصلاً کسی آرزو نمی کنه که جای این باشه . حاضره بره معاملات ملکی باز کنه اما سیاستمدار نباشه . ( این آماری هست که خودشون دادند )


مملکت ما با مملکتهای دیگه فرق داره ، مملکت ما مملکتی هست که بر پایة خون شهدا استوار شده . با این خونها هست که ما بالا رفتیم . غیور بودن جوانان ، این مملکت رو حفظ کرد . 300 هزار شهید دادیم ، حالا یه نفر که به یه مقامی می رسه ، باید مراقب باشه ، مسؤولیتش هیچ افتخاری براش بوجود نمی یاره . مقام معظم رهبری می فرمایند : افتخار در خدمت به مردم است . این مسؤولیت هیچ افتخاری نیست .


زمان جنگ جمله ای بود که توی فرماندهی های لشگرها و گردانها بالای سر فرمانده می زدند و این جمله کلام زیبای آقا امیرالمؤمنین (ع) بود ، حضرت می فرمایند : ” اگر مقام ماندنی بود به تو نمی رسید ! ”


اینکه الان تو یه مقامی داری برای اینه که مقام ماندنی نیست . یه روز می یای ، یه روز هم خیلی راحت کنار می ری . لذا مسؤولیت داشتن فی نفسه هیچ افتخاری نیست .



اما فخر مثبت : حالا ببینیم چه چیزهایی مایة افتخار ماست ؟ اگر ما کلمة افتخار برامون خوب باز نشه بعداً راه رو اشتباه می ریم و نمی فهمیم که از این مملکت ، زندگی ، انسانیت و خودمون ، چی می خوایم ؟


امیرالمؤمنین (ع) در مناجاتشون می فرمایند : ” خدایا ! همین عزت و سرافرازی و افتخار مرا بس که من بندة تو هستم و همین افتخار من را کافیست که تو خدای من هستی ! ”


یه کم به اطرافمون دقت کنیم ، موجودات رو یه نگاهی بکنیم : سوسک ، مگس ، گربه ، سگ و . . . هیچ کدوم از اینها اون ارزشی که من و تو داریم رو ندارند . میونِ این همه خلایق ،‌700 هزار نوع مورچه با ژنتیک های مختلف وجودداره ، و خیلی عجیبیه ما الان موجودی به نام انسان تنها یک نوع داریم . اگه از روی رنگ پوست حساب کنیم چهار ، پنج نوع می شه ، اما از نظر ژنتیک هیچ فرقی باهم نداریم . همه ما انسانها یه شکلیم ، یه شخصی که دکتری می گیره همه ما رو ( سیاه ، سفید ، سرخ ) می تونه درمان کنه . چندین میلیارد نوع خلقت ، از جمادات و مایعات و گاز گرفته تا موجودات زنده و یا فاقد روح . میون این همه خلقت ما بنده خداوند شدیم . اشرف مخلوقات ! این بالاترین افتخار ماست .


پس از دیدگاه امیرالمؤمنین (ع) افتخاراتی که برای انسان هست : 1 ـ انسان مقام انسانیت و بندگیِ خداوند رو برای خودش افتخار بدونه . ( همین افتخار مرا بس که بنده تو هستم . ) 2 ـ افتخار به اینکه خداوند خالق ما بوده . ( و این افتخار مرا کافیست که تو خدای منی ! ) این هم خیلی مهمه ، من چشمهام رو که باز کردم دیدم یه وجودِ قادر و متعالی من رو خلق کرده که در بالاترین درجاتِ صفات خوب قرار داره . بهترین کریم ، بهترین رحیم ، بهترین متعال ، بهترین قهار ، همه چیزش در بهترین نوع هست . تو خدای منی !


کسی که خدای خودش رو بشناسه ، این خدا براش بالاترین افتخار هست . می گه : آقا ! ما تو یه جهانی خلق شدیم که در این جهان خداوند تبارک و تعالی ای ما رو خلق کرده که این خداوند خودش موجود عجیبی هست که هیچ عقلی نمی تونه تصورش کنه . پس ما خیلی مهم هستیم . انسانیم !


این انسان وقتی خدا رو شناخت ، این رو می دونه و اطمینان داره که همچین خدایی که برای همین الان ، و برای 60 ، 70 سال دنیای من اینقدر برنامه ریزی کرده ، یک خُلْد و یک جاودانگی هم برای من در نظر گرفته . که اونجا کلی عشق کنم ، کلی صفا کنم . برای من یه عالمه برنامه داره .


شما یه بچة یتیمی رو فرض کنید که بهش می گن : ” آقا ! یه خانواده ای اومدن می خوان سرپرستی تو رو قبول کنند ، اینها پولشون از پارو بالا می ره ، برج دارن ، ویلا دارن و . . . اونجا کلی برات برنامه ریزی کردند ، یک ماه تو پرورشگاه تحمل کن تا بیان دنبالت . ”‌


این بچه هم چون می دونه که چه کسی قرارِ پدرش بشه ، این یک ماه رو با خیال راحت می گذرونه ، می گه : انشاءالله وقتی باهاشون رفتم ، اتاق اسباب بازی دارم ، اتاق فلان دارم ، کلی کیف می کنه .


انسانی هم که خدای خودش رو می شناسه افتخار می کنه و آرام می شه .


3 ـ باز امیرالمؤمنین (ع) می فرمایند : فخر به همم عالیه است . ” الفخر بل همم العالیه ” خوش به حال اونی که خودش


می گه من یک انسان قوی هستم ! خیلی محکم . هیچ چیز نمی تونه من رو خم کنه . من کوهم ، روایت هم می فرماید :


” المؤمنُ کَلْجَبَلُ الرّاسخ لایحرِکُ العواصف ” می گه : من کوهم ، افتخار می کنم به اینکه عالم و آدم نمی تونند من رو تکون بدن . افتخار می کنم به اینکه هیچ زمانی ، هیچ محیطی ، هیچ اطرافیانی ، هیچ کمیت و کیفیت و هیچ لذتی نمی تونه من رو از مسیر خداوند به اندازة یک سر سوزن منحرف کنه . اگر به این درجه رسیدی و تونستی ارادة‌ خودت رو نشون بدی ، افتخار کن ! این افتخار داره . ( همم عالیه )


آقا ! بنده تو این مملکت مسؤول شدم ، هیچ چیزی نمی تونه باعث بشه به اندازه سر سوزنی از دایرة عدالت کنار برم . این افتخار هست . مقام معظم رهبری فرمودند : افتخار یعنی اینقدر روی خودش کار کرده باشه که تمام دنیا رو اگه بهش بدن ، سر سوزن از مسیر الهی کنار نره . بقول پیغمبر اکرم (ص) اگر ماه رو در یک دست و خورشید رو در یک دست دیگه اش قرار بدهند ، سر سوزن از مسیر الهی کنار نره . برای رسیدن به پست و مقام کوتاه نیاد . ( همت عالی و بلند ” الفخر بل همم العالیه ” ) بعضی همت های بلند و کهکشانی دارند ، اینقدر قوی فکر می کنه ، اینقدر محکم هست که اصلاً براش مهم نیست اطرافش چه خبره .


بعضی ها هم ( حتماً دیدید توی مملکت ) بهشون می گن : بادیالیست ! یعنی هر طرف باد بیاد می ره . امشب می یاد اینجا خیلی مرتب ، پیرهن مشکی پوشیده ،‌ خیلی ردیف ، می شینه . دائم دست به محاسنش می کشه ، سبحان الله و الحمدلله هم می گه ، خیلی آروم راه می ره . صبح لباسش رو عوض می کنه با یه محیط دیگه همرنگ می شه . بعد از ظهر یه جور دیگه ! بعضی ها اینطوری هستند . ما از این مُضَبْضَبها در تاریخ اسلام داشتیم ، در تاریخ انسانیت و در تاریخ همین مملکت هم داشتیم . کسانی که تحمل ندارند و نمی تونند تو یه گروهی با جمع همراه نشوند . اینها بزرگترین مشکلشون همینه که همت عالی نیست .


می گه : ” آقا ! من با همه می سازم ، با بد می سازم با خوب هم می سازم ! ” افتخار می کنه ، اصلاً جای افتخاری نیست


نمی شه با همه ساخت .



حالا ببینیم امام صادق (ع) به عنوان امام و اقتدای ما و به عنوان کسی که بالاترین مسؤولیت تاریخ گردنش هست ، کسی که شاگردانی چون حضرت امام (ره) و رهبر معظم انقلاب داره ، افتخار رو در چی می دونه ؟ امام صادق (ع) می فرماید : افتخار در سه چیز است :


1 ـ” در تهجد و نماز شب . ” می خوای در روز برای مردم خوب کار کنی ؟ باید شب اهل خوب معامله کردن با خدا باشی . انسانی که به خدا نزدیک هست ، برای مردم خوب کار می کنه . اونهایی که شعار می دادند : ” آقا ! ما به مردم خدمت می کنیم ، این ثوابش از نماز شب بیشتره ! ” دیدید رفتند و خدمت به جیبهاشون کردند ؟ یه شعر سیاسی هست که می گه :


هر که آمد داد و فریادی فراوان کرد و رفت زخم هایش را به نان و سکه درمان کرد و رفت


اینها کسانی بودند که از نماز غافل شدند . آدمی که الهی نباشه ، آدمی که عاشق خداوند نباشه ، نمی تونه به مردم عشق بورزه . نمی تونه به مردم خدمت کنه .


2 ـ افتخار دوم : ” به آنچه در نزد مردم است چشم نداشته باشد . ” آقا ! الان اینجا این مسؤولیت مال تو هست . تو خونه تون مسؤولی ، نماینده ولی فقیه در خونه هستی . در اینجا همین رو داشته باش . اگر که بخوای به دور و ورت چشم داشته باشی ، از خودت و از مردمت غافل می شی . مراقب باش ! ( به آنچه در دست مردم هست چشم نداشته باشد . )


3 ـ از همه مهمتر و بالاترین افتخار این است : ” ولایت و محبت به محمد و آل محمد ( ص) . ” خوش به حال اونهایی که در زندگی شون وقتی مسؤولیت می گیرند از خودشون غافل نمی شن . همه شما بالاخره توی این مملکت یه مسؤولیتی می گیرید ، می دونید مسؤولین این مملکت چه کسانی هستند ؟ از تویی که تو اداره کارمند آبدار خونه هستی ، تا تویی که مغازه داری و یکی از اهرمهای اقتصادیِ این جامعه هستی ، تا کسی که فرمانده کل قواست . همه مسؤولند . می گن : آقا ! مسؤولین بد هستند ! خُب تو هم مسؤولی ، خودت خوبی ؟ تویی که داری داد می زنی ، از رشوه خواری و پارتی بازی و فلان و فلان شکایت می کنی ،‌ پس چرا خودت تو آبدارخونة مسجدتون چایی خوش رنگ رو به رفیقت می دی ؟ چرا روی خودت کار نمی کنی ؟ چرا از همین الان مراقب نیستی ؟ تو که تو همین تشکیلات ، رفیقت رو جلو می ندازی ، فردا اگه به یه جایی برسی ، بهت رو بندازند که سفارش پسرشون رو بکنی ، حاضری بگی : ببخشید ، خیلی دوستت دارم ، برادرم هستی ،‌ خواهرم هستی ، پسر عموم هستی ، اما مسؤولیت مال من نیست . مال خون شهداست ، مال امام (ره) هست ، امامی که نوه اش رو زندان انداخت ، امامی که به پسرش هیچ مسؤولیتی نداد ، و گفت نمی خوام چیزی گیرِد بیاد . همین الان هم نوه شون چیزی نمی خوان . مسؤولیت از این امام (ره ) به من رسیده .


خودتون رو پاک نگه دارید . خوب دقت کنید ! روی کارهاتون بررسی داشته باشید ، از همین کارهای کوچیک شروع کنید ، از سرویس دهی و کار مستحبت در کانون شروع کن ، الان که یه مسؤولیت کوچیک داری ، اگر هوای نفست رو نتونی حذف کنی ، ( به اونهایی که قیافه شون رو بیشتر می پسندی بیشتر سرویس ندی ) فردا که مسؤولیت بزرگتر بهت می دن ، بقیة‌ هواهای نفسانی ، سفارشها ، امیال و . . . هم پشتش می یاد ، اونجا دیگه نمی تونی پا روی هوای نفست بگذاری .


پس مراقب باشید ، اولین کلمه که گفتیم افتخار : افتخار در همت عالیست تا همت عالی نداشته باشی ، کلمه بعدی مقام معظم رهبری اصلاً نمی شه واردش شد ، اصلاً خدمت یعنی چی ؟ کسی که هنوز کلمه افتخار براش جا نیفتاده به خدمت نباید فکر کنه . اول افتخار رو برای خودت درست کن . همت عالی ، تهجد ، چشم نداشتن به مال مردم و ولایت اهل بیت ( س ) .


برچسب ها: افتخار خدمت به مردم_قسمت اول ،

یکشنبه 20 بهمن 1387

خدمت گزاری به مردم در شیوه سخن امام حسین (ع)

   نوشته شده توسط: ر راشدی    

خدمت گزاری به مردم در شیوه سخن امام حسین (ع)

یکی از مهم‏ترین آموزه‏های قرآن و اهل بیت علیهم‏السلام خدمت به مردم و نیازمندان جامعه است. از دیدگاه مکتب حیاتبخش اهل بیت علیهم‏السلام خدمتگزاری به افراد جامعه، حدّ و مرزی ندارد و یک دین باور حقیقی در تمام صحنه‏های زندگی با الهام از رهبران آسمانی خویش می‏کوشد تا باری را از دوش دیگران بردارد و خدمتی را به بشر ارائه کند؛ گر چه فرد مخدوم، هم کیش او نباشد، البته خدمت به اهل ایمان اهمیت ویژه‏ای دارد.


امام حسین علیه‏السلام با تأکید بر این باور وحیانی می‏فرماید:


«اِعْلَمُوا اَنَّ حَوائِجَ النّاسِ اِلَیْکُمْ مِنْ نِعَمِ اللّه‏ِ عَلَیکُمْ فَلاتَمَلُّوا النِّعَمَ فَتَتَحَوَّلَ اِلی غَیْرِکُمْ؛1 بدانید نیازمندیهای مردم که [به شما مراجعه می‏کنند] از نعمتهای الهی است پس نعمتها را افسرده نسازید [یعنی مبادا با رنجاندن مردم نیازمند کفران نعمت کنید] که این وظیفه خدمت رسانی به دیگران محوّل خواهد شد.»


بزرگ رهبر جهان اسلام حضرت خاتم الانبیاء صلی‏الله‏علیه‏و‏آله در پیامی جهانی به پیروان خود چنین رهنمود می‏دهد:


«اَیُّما مُسْلِمٍ خَدَمَ قَوْما مِنَ الْمُسْلِمینَ اِلاّ اَعْطاهُ اللّه‏ُ مِثْلَ عَدَدِهِمْ خُدّاما فی الجنَّةِ؛2 هر مسلمانی که به گروهی از مسلمانان خدمت کند خداوند متعال به تعداد آنان، خدمتگزارانی را در بهشت به او عطا خواهد کرد.»


اساسا یکی از مهم‏ترین آرزو و درخواستهای ائمه اطهار علیهم‏السلام از خداوند متعال توفیق خدمتگزاری به مردم بوده است و آنان این خواسته ارزشمند خویش را در قالب دعاها و سخنان گهربار خویش ابراز می‏نمودند. امام سجاد علیه‏السلام در دعای مکارم الاخلاق با پروردگار متعال چنین نجوا می‏فرماید:


«وَاَجْرِ لِلنّاسِ عَلی یَدَیَّ الْخَیْرَ وَلاتَمْحَقْهُ بِالْمَنِّ3؛ خداوندا! انجام کارهای خیر را برای مردم، به دست من اجرا کن و خدمات نیکم را با منّت گزاری ضایع مگردان.»


رفع نیاز حاجتمندان و کمک به ارباب رجوع، از نکات قابل توجهی است که در جوامع حدیثی و منابع فقهی بخشهای مستقلی برای آن منظور شده است. «قضاء حاجة المؤمن»، «خدمة المؤمن»، «الاهتمام بامور المسلمین»، «الطاف المؤمن و اکرامه» برخی از عناوین این ابواب است. در متن این گفتارهای سودمند، افزون بر ثوابهای اخروی خدمت رسانی، به نتایج پربار این خصلت خداپسندانه در دنیا نیز اشاره شده است. در یکی از همین روایات، حضرت سیدالشهداء علیه‏السلام به خدمتگزاران راستین به مردم نوید می‏دهد:




صلوات یا کف و سکوت؟


خدمت گزاری به مردم در شیوه سخن امام حسین (ع)


یکی از مهم‏ترین آموزه‏های قرآن و اهل بیت علیهم‏السلام خدمت به مردم و نیازمندان جامعه است. از دیدگاه مکتب حیاتبخش اهل بیت علیهم‏السلام خدمتگزاری به افراد جامعه، حدّ و مرزی ندارد و یک دین باور حقیقی در تمام صحنه‏های زندگی با الهام از رهبران آسمانی خویش می‏کوشد تا باری را از دوش دیگران بردارد و خدمتی را به بشر ارائه کند؛ گر چه فرد مخدوم، هم کیش او نباشد، البته خدمت به اهل ایمان اهمیت ویژه‏ای دارد.


امام حسین علیه‏السلام با تأکید بر این باور وحیانی می‏فرماید:


«اِعْلَمُوا اَنَّ حَوائِجَ النّاسِ اِلَیْکُمْ مِنْ نِعَمِ اللّه‏ِ عَلَیکُمْ فَلاتَمَلُّوا النِّعَمَ فَتَتَحَوَّلَ اِلی غَیْرِکُمْ؛1 بدانید نیازمندیهای مردم که [به شما مراجعه می‏کنند] از نعمتهای الهی است پس نعمتها را افسرده نسازید [یعنی مبادا با رنجاندن مردم نیازمند کفران نعمت کنید] که این وظیفه خدمت رسانی به دیگران محوّل خواهد شد.»


بزرگ رهبر جهان اسلام حضرت خاتم الانبیاء صلی‏الله‏علیه‏و‏آله در پیامی جهانی به پیروان خود چنین رهنمود می‏دهد:


«اَیُّما مُسْلِمٍ خَدَمَ قَوْما مِنَ الْمُسْلِمینَ اِلاّ اَعْطاهُ اللّه‏ُ مِثْلَ عَدَدِهِمْ خُدّاما فی الجنَّةِ؛2 هر مسلمانی که به گروهی از مسلمانان خدمت کند خداوند متعال به تعداد آنان، خدمتگزارانی را در بهشت به او عطا خواهد کرد.»


اساسا یکی از مهم‏ترین آرزو و درخواستهای ائمه اطهار علیهم‏السلام از خداوند متعال توفیق خدمتگزاری به مردم بوده است و آنان این خواسته ارزشمند خویش را در قالب دعاها و سخنان گهربار خویش ابراز می‏نمودند. امام سجاد علیه‏السلام در دعای مکارم الاخلاق با پروردگار متعال چنین نجوا می‏فرماید:


«وَاَجْرِ لِلنّاسِ عَلی یَدَیَّ الْخَیْرَ وَلاتَمْحَقْهُ بِالْمَنِّ3؛ خداوندا! انجام کارهای خیر را برای مردم، به دست من اجرا کن و خدمات نیکم را با منّت گزاری ضایع مگردان.»


رفع نیاز حاجتمندان و کمک به ارباب رجوع، از نکات قابل توجهی است که در جوامع حدیثی و منابع فقهی بخشهای مستقلی برای آن منظور شده است. «قضاء حاجة المؤمن»، «خدمة المؤمن»، «الاهتمام بامور المسلمین»، «الطاف المؤمن و اکرامه» برخی از عناوین این ابواب است. در متن این گفتارهای سودمند، افزون بر ثوابهای اخروی خدمت رسانی، به نتایج پربار این خصلت خداپسندانه در دنیا نیز اشاره شده است. در یکی از همین روایات، حضرت سیدالشهداء علیه‏السلام به خدمتگزاران راستین به مردم نوید می‏دهد:


«مَنْ نَفَّسَ کُرْبَةَ مُؤْمِنٍ فَرَّجَ اللّه‏ُ عَنْهُ کُرَبَ الدُّنْیا وَالاخِرَةِ4؛ هر کس اندوهی رااز دل یکی از اهل ایمان بزداید، خداوند متعال غصه‏های دنیا و آخرت او را از میان برداشته [مشکلاتش را حل خواهد نمود.]» بنابراین خدمت رسانی در جامعه اسلامی، بویژه از سوی کارگزاران و مسئولان و صاحبان قدرت و مال و متنفذان، امری لازم و ضروری است. و شایسته است که هر مسلمان وظیفه شناس و مسئولیت‏پذیر در هر پست و مقامی که باشد در امر خدمت رسانی همت نماید و تلاش خود را مضاعف گرداند.


 



خاطر ناشاد را دلشاد کردن همّت است صید مرغان حرم کردن ندارد افتخار نان بریدن شیوه مردان والا نیست، نیست در زمان ناتوانی یاد یاران فخر نیست روز قدرت از ضعیفی یاد کردن همت است
باغ آفت دیده را آباد کردن همت است طایری را از قفس آزاد کردن همت است نان برای نوع خود ایجاد کردن همت است روز قدرت از ضعیفی یاد کردن همت است روز قدرت از ضعیفی یاد کردن همت است
در این نوشتار سعی شده که عمل مقدس خدمت رسانی در سیره و سخن شاخص‏ترین الگوی خدمتگزاران، یعنی حضرت سیدالشهداء علیه‏السلام بررسی شده و برخی از زیباترین رفتارها و گفتارهای آن خادم راستین امّت اسلام و جامعه بشری به خوانندگان بزرگوار عرضه شود؛ زیرا آن حضرت، پناه بی‏پناهان، دستگیر یتیمان و اسوه کامل خدمتگزاران است. حضرت مهدی علیه‏السلام در زیارت ناحیه مقدسه خطاب به آن بزرگوار می‏فرماید:


«کُنْتَ رَبیعَ الاَیْتامِ وَعِصْمَةَ الاَنامِ وَعِزَّ الاِسلامِ وَمَعْدِنَ الاَحْکامِ وَحَلیفَ الاَنْعامِ؛ [ای جدّ بزرگوار!] تو بهار یتیمان، حافظ وپناه مردم، مایه سرافرازی اسلام، کانون احکام و معارف الهی و هم پیمان بخشش و احسان بودی.»


آری امام حسین علیه‏السلام نمونه بارز خدمتگزاری و خدمت رسانی به مردم دردمند بود، او با اعمال و رفتار خویش نه تنها گرهی رااز زندگی گرفتاران باز می‏کرد بلکه چگونه خدمت کردن به دیگران را به علاقه‏مندان خویش و بشر دوستان عالم عملاً آموزش می‏داد.


آداب خدمت رسانی


در سیره امام حسین علیه‏السلام در زمینه خدمت رسانی نکات ظریفی وجود دارد که دقت بیشتر خادمان دلسوز را می‏طلبد. توجه به شخصیت و حیثیت افراد در امر خدمت رسانی از مهم‏ترین ویژگیهایی است که شایان توجه می‏باشد؛ چرا که اگر در ضمن اجرای نیکی و احسان و کمک به ارباب رجوع به عزّت نفس و آبروی افراد بی‏توجهی شود، نه تنها عمل خدمت رسانی نتیجه مثبت نخواهد داد بلکه مایه انزجار و نفرت نیز خواهد بود. دراین صورت امام حسین علیه‏السلام نمونه بارز خدمتگزاری و خدمت رسانی به مردم دردمند بود، او با اعمال و رفتار خویش نه تنها گرهی رااز زندگی گرفتاران باز می‏کرد بلکه چگونه خدمت کردن به دیگران را به علاقه‏مندان خویش و بشر دوستان عالم عملاً آموزش می‏داد.


شیرین‏ترین ثمره خدمت به تلخ‏ترین خاطره‏ها تبدیل خواهد شد؛ به همین جهت، حضرت سیدالشهداء علیه‏السلام به این نکته لطیف توجه خاصی داشت و در مواجهه با نیازمندان این شیوه را رعایت می‏کرد. دو نمونه از رفتار آن حضرت را در این زمینه با هم می‏خوانیم:


1. روزی شخصی از انصار برای حلّ مشکل خود به پیشگاه آن بزرگوار آمد. او هنوز لب به سخن نگشوده بود که امام علیه‏السلام از چهره نگران و سیمای گرفته او، دردها و رنجهای درونی‏اش را دریافت و به وی فرمود:


«یا اَخَا الاَنصار صُنْ وَجْهَکَ عَنْ بِذْلَةِ الْمَسْأَلَةِ وَارْفَعْ حاجَتَکَ فی رُقْعَةٍ فَاِنّی آتٍ فیها ما سارَّکَ اِنْشاءاللّه‏ِ؛ ای برادر انصاری، خواسته‏ات را به صورت شفاهی مطرح نکن. خواسته خود را در کاغذی بنویس تا انشاءاللّه‏ من با انجام دادن آن، موجبات خوشحالی تو را فراهم آورم.»


او نیز در نامه‏ای چنین نوشت:


«یااباعبداللّه‏، من به فلانی پانصد دینار بدهکارم و او مرا تحت فشار قرار داده، با او صحبت کن تا به من مهلت دهد.»


امام نامه‏اش را مطالعه کرده و سپس به درون منزل رفت و کیسه‏ای حاوی هزار دینار آورد و به مرد انصاری داد و به او فرمود:


«پانصد دینار آن را به طلبکار خود پرداخت کن و بابقیّه این پول به زندگی‏ات سامان ده.»


و در ادامه افزود:


«وَلاترْفَعْ حاجَتَکَ اِلاّ الی اَحَدِ ثَلاثةٍ: الی ذی دینٍ، اَوْ مُرُوَّةٍ، اَوْ حَسَبٍ، فَاَمّا ذُوالدّینِ فَیَصُونُ دینَهُ وَاَمّا ذوُالْمُرُوَّةِ فَاِنَّهُ یَسْتَحْیی لِمُروَّتِهِ وَاَمّا ذوالْحَسَبِ فَیَعْلَمُ اَنَّکَ لَمْ تُکْرِمْ وَجْهَکَ اَنْ تَبْذُلَهُ لَهُ فی حاجَتِکَ فَهُوَ یَصُونُ وَجْهَکَ اَنْ یَرُدَّکَ بِغَیْرِ قَضاءِ حاجَتِکَ5؛ [ای برادر، اگر روزی گرفتار شدی] مشکل خود را به جز برای سه کس اظهار نکن:


1. افراد دیندار؛ 2. جوانمرد؛ 3. انسانهایی که شرافت خانوادگی دارند.


دیندار برای حفظ دین خود [به تو یاری می‏رساند] و جوانمرد به سبب مردانگی خود حیا می‏کند [و به کارت رسیدگی می‏کند] و فرد اصیل و شریف نیز می‏داند که تو با رفتن نزد او از آبرویت مایه گذاشته‏ای و برای انجام دادن خواسته‏ات کوشیده، آبرو و شخصیت تو را حفظ می‏کند.»


2. روزی مردی بینوا که بر اثر فشار زندگی جانش به لب رسیده و دستش از همه جا کوتاه شده بود به امید رسیدن به نوایی به مدینه آمد. او در آنجا از کریم‏ترین و سخی‏ترین فرد سؤال کرد.


به او گفته شد: حسین بن علی علیه‏السلام شریف‏ترین و سخی‏ترین فرد مدینه است. مرد بینوا در جستجوی آن امام بزرگوار به مسجد آمد و حضرت را در حال نماز دید. او در همان جا با خواندن ابیاتی خواسته‏اش را مطرح نمود:


«لَمْ یَخِبْ الانَ مَنْ رَجاکَ وَ مَنْ حَرَّکَ مِنْ دوُنِ بابِکَ الْحَلَقَة»


«تا به حال ناامید و مأیوس نشده هر کسی که به تو امید بسته و درب خانه‏ات را کوبیده است.»


«اَنْتَ جَوادٌ وَاَنْتَ مُعْتَمَدٌ اَبُوکَ قَدْ کانَ قاتِلُ الْفَسَقَةِ»


«تو بخشنده‏ای و تو مورد اعتمادی و پدرت نابود کننده افراد فاسق و تبهکار بود.»


امام حسین علیه‏السلام بعد از شنیدن سخنان وی رو به قنبر کرد و فرمود:


«آیا از مال حجاز چیزی بجای مانده است؟» قنبر گفت: «بلی، چهار هزار دینار داریم.» امام فرمود: «قنبر! آنها را حاضر کن که این شخص در مصرف آنها از ما سزاوارتر و نیازمندتر است.»


سپس امام به منزل رفت و ردای خود را ـ که از برد یمانی بود ـ از تن در آورد و دینارها را در آن پیچید و از لای در به آن مرد نیازمند داد و اشعار او را نیز با ابیاتی چنین پاسخ فرمود:


«خُذْها فَانّی اِلَیْکَ مُعْتَذِرٌ وَاعْلَمْ بِاَنّی عَلَیْکَ ذُوشَفَقَةٍ»


«اینها را از من قبول کن، من از تو عذر می‏خواهم و بدان که من برای تو مهربان هستم.»


«لَوْ کانَ فی سَیْرِنَا الْغَداةُ عَصا اَمْسَتْ سَمانا عَلَیْکَ مُنْدَفِعَة» «اگر امروز قدرت و حکومتی داشتیم و دست ما بازتر بود، مطمئنا آسمان جود و رحمت ما بر تو ریزش می‏کرد.»


«لکِنَّ رَیْبَ الزَّمانِ ذُوغَیرٍ وَالْکَفُّ مِنّی قَلیلَةُ النَّفَقَةِ»


«ولی حوادث روزگار در حال دگرگونی و تغییر است و بخشش من اندک شده است.»


مرد نیازمند هدایای امام را از لای در گرفت و گریست. امام پرسید: «آیا عطای ما را کم شمردی؟» گفت: «نه، هرگز بلکه به این نکته می‏اندیشم که این دستان پرمهر و با سخاوت چگونه در زیر خاک پنهان خواهد شد6!!»


رفتار دل پذیر


اگر در مواردی انسان نتواند نیاز حاجتمندی را برآورد، شایسته است که او را با زبان خوش و رفتاری دل‏انگیز راضی کند؛ چرا که برای خدمتگزار وظیفه شناس همیشه کمک مالی به درماندگان ممکن نیست؛ ولی او می‏تواند با رفتار دل‏پذیر خود، مرهمی بر زخم دردمندان، بگذارد؛همچنان که رسول گرامی اسلام می‏فرماید:


«اِنَّکُمْ لَنْ تَسَعُوا النّاسَ بِاَمُوالِکُم فَسَعُوهُمْ بِاَخْلاقِکُمْ؛7 شما هرگز نمی‏توانید همه مردم را با بذل مال [راضی کرده[ و گشایشی در زندگی بر ایشان ایجاد کنید ولی با اخلاق خوشتان آنان را خشنود کنید.»


بر همین اساس، حضرت امام حسین علیه‏السلام گاهی که برایش رفع گرفتاری مستمندان مقدور نبود با گشاده رویی و رفتاری خوشایند مراجعان را راضی می‏فرمود. یکی از این مصادیق را مرور می‏کنیم:


آن حضرت نشسته بود که فرد نیازمندی به آن بزرگوار مراجعه کرد و اظهار داشت: ای پسر رسول خدا، به دادم برس! فلان شخص از من طلبکار است و می‏خواهد مرا زندانی کند. امام حسین علیه‏السلام فرمود: «وَاللّه‏ِ ما عِنْدی مالٌ اَقْضی عَنْکَ؛ به خدا قسم! الان هیچ پولی ندارم که بدهی تو را پرداخت نمایم.»


مرد بدهکار گفت: «پس لااقل با او گفتگو کن شاید رأیش عوض شود.»


امام فرمود: «من هیچ گونه آشنایی با طلبکار تو ندارم، امّا از پدرم امیرمؤمنان علیه‏السلام شنیدم که می‏گفت: رسول خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله فرموده است: «مَنْ سَعی فی حاجَةِ اَخیهِ الْمُؤمِنِ فَکَاَنَّما عَبَدَاللّه‏َ تِسْعَةَ الافِ سَنَةٍ، صائما نَهارَهُ، قائما لَیْلهُ؛8 هر کس در راه حلّ مشکل برادر ایمانی خود تلاش نماید چنان است که نه هزار سال خدا را عبادت کرده در حالی که روزها را روزه گرفته و شبها را به عبادت گذرانیده باشد.»


به همین جهت اگر نتوانیم خدمتی به نیازمندان بکنیم، رفتار خوشایند، می‏تواند تا حدودی از دردهای درونی افراد رنجور کاسته و موجب آسایش خاطر آنان باشد. شاعری خوش ذوق این نکته را چنین ترسیم کرده است:


آرزو دارم که گر گل نیستم، خاری نباشم باربرداری زدوشی نیستم باری نباشم


گر چه نتوانم ستانم حق مظلومی ز ظالم باری این خواهم که همکار ستمکاری نباشم


نیستم گر نوشدارویی برای دردمندی نیز بابی دست و پایی نیش جرّاری نباشم


امام حسین علیه‏السلام و بیماران نیازمند


عیادت از بیماران نیازمند از ویژگیهای مهم سالار شهیدان بود. آن حضرت با ملاقات آنان علاوه بر دلجویی و تسکین آلام روحی و جسمی بیماران و دردمندان، به مشکلات مادی و اقتصادی آنان نیز رسیدگی می‏کرد؛ چرا که مریضهای فقیر و مستمند بیش از آنکه در اندیشه سلامتی خود باشند به فکر بدهکاریها و نیازهای مادّی خود هستند و این مشکل از نظر روحی و روانی شدیدا آنان را می‏آزارد. به همین جهت بر افراد توانمند و مرّفه جامعه مسلمین لازم است که به این موارد توجه بیشتری داشته باشند و همچنان که در فکر رفاه و آسایش خود و خانواده‏هایشان هستند در اندیشه این گروه دردمند نیز باشند.


«ابن شهر آشوب» می‏نویسد:


«روزی امام حسین علیه‏السلام به ملاقات بیماری بدهکار به نام اسامة بن زید رفت. او در بستر بیماری آه و زاری می‏کرد و مکرر می‏گفت: ای وای از دست غم و اندوه! حضرت از او پرسید: چه اندوهی داری؟ اسامة گفت: بدهکارم و غم و غصه شصت هزار درهم قرض، تمام وجودم را فرا گرفته است. امام حسین علیه‏السلام فرمود: ناراحت نباش! من بدهیهای تو را پرداخت می‏کنم. اسامة گفت: می‏ترسم قبل از پرداخت بدهیهایم بمیرم. حضرت فرمود: من تمام بدهی هایت را قبل از مرگ تو می‏پردازم.


حضرت اباعبداللّه‏ علیه‏السلام همچنان که وعده داده بود قبل از مرگ اسامة تمام قرضهای وی را پرداخت9.»


خدمت به ضعیفان و یتیمان


امام حسین علیه‏السلام بسان همه پیشوایان معصوم در خدمت رسانی به محرومان و یتیمان، برنامه ویژه‏ای داشت و آن حضرت منتظر نمی‏ماند که یتیمی به او مراجعه کرده، نیازهایش را بازگو کند. سرور آزادگان جهان برای رسیدن به درجات خدمتگزاران حقیقی، خود پیشقدم می‏شد و به طور ناشناس و در دل شبهای تاریک به رفع مشکلات یتیمان، بیوه زنان و محرومان جامعه می‏پرداخت. او همچون پدر ارجمندش حضرت امیرمؤمنان علی علیه‏السلام آن چنان در این امر مهم اهتمام داشت و کار خود را به صورت غیر محسوس انجام می‏داد که تا قبل از شهادتش مردم عادّی از یتیم نوازی و خدمات محرومیت زدایی آن جناب آگاهی نداشتند.


«شعیب بن عبدالرحمن خزاعی» در این زمینه می‏گوید: «بعد از حماسه عاشورا، مردان قبیله بنی اسد ـ هنگامی که خواستند جسد مطهر حضرت سیدالشهداء علیه‏السلام را دفن کنند ـ بر دوش آن حضرت، اثر زخمی یافتند که کاملاً از جراحتهای جنگی متفاوت بود؛ زخم کهنه‏ای بود که هیچ شباهتی به زخمهای روز عاشورا نداشت. از امام سجاد علیه‏السلام در این مورد سؤال کردند. آن حضرت در پاسخ فرمود:


«هذا مِمّا یَنْقُلُ الْجِرابَ عَلی ظَهْرِهِ اِلی منازِلِ الاَرامِلِ وَالْیَتامی؛10 این زخم بر اثر حمل کیسه‏های غذا و به دوش کشیدن هیزم به خانه‏های بیوه زنان و یتیمان است.»


شهریاری که به شب برقع پوش می‏کشد بار گدایان بر دوش


ناشناسی که به تاریکی شب می‏برد نان یتیمان عرب


خدمت به قدر معرفت


در سیره امام حسین علیه‏السلام خدمت رسانی به هر کسی به اندازه معرفت اوست. زیرا پرسودترین سرمایه هر کسی گوهر معرفت و علم و ادب است و تمام امور زندگی و فلسفه خلقت انسان برای وصول به این مقام است و این سرمایه جاویدان ـ برخلاف سرمایه‏های مادّی ـ در دنیا و عقبی با انسان همراه است.


همچنان که گفته‏اند:


گوهر معرفت‏آموز که با خود ببری که نصیب دگران است نصاب زر و سیم


شخصی به حضور پیشوای سوم آمد و عرض کرد: «ای پسر رسول خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله ، من خون بهایی را عهده‏دار شده‏ام امّا در پرداخت آن ناتوانم. به ناچار پیش خود فکر کردم این مشکل را با کریم‏ترین مردم عصر در میان بگذارم و هر چه جستجو کردم کریم‏تر از شما نیافتم.»


امام علیه‏السلام به او فرمود: «ای برادر! من سه سؤال از تو می‏کنم؛ اگر یکی را پاسخ دادی 31 بدهی‏ات را می‏پردازم و اگر دو تا را جواب گفتی 32 و اگر همه را صحیح پاسخ دادی تمام بدهی‏ات را خواهم پرداخت!!!»


مرد ناتوان با لحنی عاجزانه گفت: «ای فرزند رسول اللّه‏! آیا شخصی مثل شما ـ که از خاندان علم و شرف و فضیلت هستی ـ از کسی مثل من سؤال می‏کند؟!»


امام حسین علیه‏السلام فرمود: «بلی، از جدّم رسول خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله شنیدم که می‏فرمود: اَلْمَعْروفُ بِقَدْرِ الْمَعْرِفةِ، نیکی [و خدمت به دیگران] به قدر معرفت [آنها] ست.»


مرد گفت: «در این صورت هر چه می‏خواهی بپرس!» و امام با آن مرد چنین گفتگو کرد:


ـ «کدام عمل، فضیلت بیشتری دارد؟»


ـ «ایمان به خدا»


ـ «راه نجات از هلاکت چیست؟»


ـ «اعتماد به خدا»


ـ «آرایش و زیبایی حقیقی افراد در چیست؟»


ـ «علم و دانشی که با حلم و بردباری توأم باشد.»


ـ «اگر آن نبود؟»


ـ «ثروتی که با انصاف و مروت همراه باشد.»


ـ «اگر آن هم نبود؟»


ـ «فقر و محرومیتی که با صبر و پایداری تحمل شود.»


ـ «اگر آن هم نباشد؟»


ـ «در این صورت بهتر است بلایی از آسمان آمده، چنین فردی را نابود کند که او شایسته همین است.»


در اینجا امام حسین علیه‏السلام خندید و مبلغ هزار دینار به وی عطا کرد. آنگاه انگشتر مبارکش را که نگینی به ارزش دویست درهم داشت به عطایش افزود و فرمود: «یا اَعْرابی! اِعْطِ الذَّهَبَ اِلی غُرَمائِکَ واصْرِفِ الْخاتَمَ فی نَفَقَتِکَ؛ ای مرد عرب، طلا رابه طلبکارانت بده و انگشتر را در مصارف شخصی خود خرج کن.»


مرد بدهکار با خوشحالی تمام هدیه امام را گرفت و در حالی که آیه «اللّه‏ُ اَعْلَمُ حَیثُ یَجْعَلُ رِسالَتَهُ» را قرائت می‏کرد، از حضور امام حسین علیه‏السلام مرخص شد.11


هشدار به مسئولان


سرور آزادگان جهان، اندکی قبل از هلاکت معاویه، در خطبه‏ای حساس و تاریخی در سرزمین منا به مسئولان جامعه اسلامی و عالمان و حاکمانی که در اجتماع نقش مؤثری دارند، امّا در مورد خدمت رسانی به فقرا، محرومان و نیازمندان جامعه کوتاهی می‏کنند سخنانی هشدار دهنده بیان می‏فرماید و نکات مهمی را در این زمینه به آنان یادآور می‏شود.


آن حضرت در بخشی از سخنان خود به تضییع حقوق مستضعفان و محرومان جامعه اشاره می‏فرماید و از بی‏توجهی مسئولان جامعه به مسائل خدماتی انتقاد می‏کند و می‏فرماید:


«فَاَمّا حَقُّ الضُّعَفاء فَضَیَّعْتُمْ وَاَمّا حَقَّکُمْ بِزَعْمِکُمْ فَطَلَبْتُمْ، فَلا مالاً بَذَلْتُمُوهُ، وَلا نَفْسا خاطَرْتُمْ بِها لِلَّذی خَلَقَها وَ لاعَشیرَةً عادَیْتُمُوهُ فی ذاتِ اللّه‏ِ، اَنْتُمْ تَتَمَنَّونَ عَلَی اللّه‏ِ جَنَّتَهُ وَمُجاوَرَةَ رُسُلِهِ وَاَمانا مِنْ عَذابِهِ؟!؛


[شما ای بزرگان و مسئولان جامعه!] حق ضعیفان را پایمال نمودید و آنچه را که حق خود تصور می‏کردید طلب کردید ولی در راه خدا نه مالی بخشش کردید و نه جانتان را به مخاطره انداختید و نه از اقوام و بستگان خود برای رضای خدا بریدید. آیا [با این پرونده سیاه و اعمال زشت [بهشت خداوند و همجواری پیامبران او را آرزو می‏کنید و با این حال می‏خواهید از عذاب خدا در امان بمانید؟!»


سالار شهیدان در فراز دیگری از کلمات بیدارگرانه و کوبنده خود به وضعیت اسف بار و نابسامان مستضعفان و بیچارگان می‏پردازد و می‏فرماید:


«وَقَدْ تَرَوْنَ عُهُودَ اللّه‏ِ مَنْقُوضَةً فَلا تَفْزَعُونَ وَاَنْتُمْ لِبَعْضِ ذِمَمِ آبائِکُمْ تَقْرَعُونَ وَذِمَّةُ رَسُولِ اللّه‏ِ مَخْفُورَةٌ، وَ اَلْعُمْیُ وَالْبُکْمُ والزَّمِنُ فی الْمَدائِنِ مُهْمَلَةٌ لاتَرْحَمُونَ و لافی مَنْزِلَتِکُمْ تَعْمَلُونَ وَلامَنْ عَمِلَ فیها تَعْنُونَ وَبِالاِدْهانِ وَالْمُصانَعَةِ عِنْدَ الظَّلَمَةِ تَأمَنُونَ؛12


شما می‏بینید که پیمانهای الهی شکسته می‏شود ولی هیچ فریاد نمی‏کشید در حالی که برای بعضی از پیمانهای پدرانتان آشفته خاطر می‏شوید. اینک پیمانهای رسول خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله مورد بی‏اعتنایی قرار گرفته و نابینایان، اشخاص کر و زمینگیر در همه شهرها بی‏سرپرست مانده‏اند، به آنان رحم نمی‏کنید و مطابق شأن و منزلت خود عمل نمی‏کنید و به کسانی که در این راه خدمت می‏کنند توجه نمی‏کنید و با چرب زبانی و سازش با ستمکاران خود را در حاشیه امن قرار داده‏اید.»


امام حسین علیه‏السلام خودداری از رسیدگی به محرومان و نیازمندان را از بدترین صفات حاکمان می‏دانست و همواره می‏فرمود:


«شَرُّ خِصالِ الْمُلُوکِ: اَلْجُبْنُ مِنَ الاَعْداءِ وَالْقَسْوَةُ عَلَی الضُّعَفاءِ وَالْبُخْلُ عِنْدَ الاِعْطاءِ؛13 بدترین صفات حاکمان، ترس از دشمنان، قساوت بر ضعیفان و خودداری از بخشش در موقع عطا می‏باشد.»


آن حضرت علاوه بر حمایتهای عملی خویش از محرومان جامعه بر ضرورت خدمت رسانی به نیازمندان تاکید کرده، در گفتارها و اشعارش این اعتقاد خود را ابراز می‏نمود.


نمونه‏ای از اشعار آن بزرگوار را می‏خوانیم:


«اِذا جادَتِ الدُّنْیا عَلَیْکَ فَجُدْبِها عَلَی النّاسِ طُرّا قَبْلَ اَنْ تَتَفَلَّتِ» «آنگاه که دنیا به تو روی خوش نشان داد [و برایت امکاناتی فراهم شد] تو هم از آن به نفع نیازمندان و مستمندان بهره گیر، قبل از آنکه از دستت بیرون رود.»


فَلا الْجُودُ یُفْنیها اِذا هِیَ اَقْبَلَتْ وَلاَ الْبُخْلُ یُبْقیهااِذا ما تَوَلَّتِ»14 «نه بخشش تو آن را ـ هر گاه به تو روی آورد ـ از بین خواهد برد و نه بخل تو، آن را ـ هر گاه به تو پشت کند ـ باقی خواهد گذاشت.»


آثار خدمتگزاری


حضرت حسین بن علی علیه‏السلام برای توسعه امر خدمت‏رسانی در جامعه، مردم را از آثار این امر مقدس آگاه کرده، می‏فرماید:


«فَمَنْ تَعَجَّلَ لاَِخیهِ خَیْرا وَجَدَهُ اِذا قَدِمَ عَلَیْهِ غَدَا وَمَنْ اَرادَ اللّه‏َ تَبارَکَ وَتَعالی بِالصَّنیعَةِ اِلی اَخیهِ کافاهُ بِها فی وَقْتِ حاجَتِهِ وَصَرَفَ عَنْهُ مِنْ بَلاءِ الدُّنْیا ما هُوَ اَکْثَرُ مِنْهُ وَمَنْ نَفَّسَ کُرْبَةَ مُؤْمِنٍ فَرَّجَ اللّه‏ُ عَنْهُ کُرَبَ الدُّنْیا وَالاْخِرَةِ؛15 هر کس برای نیکی [و خدمت‏رسانی [به برادر خود بشتابد فردا نتیجه آن را خواهد دید و کسی که برای خدا به برادر دینی خود یاری نماید خداوند او را به هنگام نیازمندی یاری خواهد کرد و بیشتر از آن او را از بلاها و گرفتاریها دور خواهد ساخت و آن کسی که اندوه و غم را از دلِ مؤمنی بر طرف نماید، خداوند متعال غم و غصه‏های دنیا و آخرت [او] را برطرف خواهد نمود.»


مهم‏ترین شرط خدمتگزاری


در خدمتگزاری به مردم یک شرط اساسی وجود دارد که بدون آن عمل نیک، ارزش واقعی خود را از دست خواهد داد و آن اینکه خدمت به مردم باید از راه صحیح و پاکیزه انجام پذیرد. و بر اساس تقوا و پاکدامنی و برای خدا باشد وگرنه خدمت رسانی به خاطر مقاصد نفسانی و هواهای شیطانی هیچ گونه تاثیری نخواهد داشت؛ چرا که عمل خیر باید از راه خیر و نیک انجام پذیرد؛ همچنان که خداوند متعال می‏فرماید:


«اِنَّما یَتَقَبَّلُ اللّه‏ُ مِنَ الْمُتَّقینَ»16؛ «خداوند متعال فقط از پرهیزگاران [اعمال نیک] را می‏پذیرد.»


در این راستا امام حسین علیه‏السلام رهنمودهای ارزنده‏ای به جامعه بشری عرضه نموده است. هنگامی که به آن حضرت خبر دادند «عبداللّه‏ بن عامر» ـ از کارگزاران بنی امیه ـ چنین و چنان صدقه داده و عدّه زیادی برده آزاد کرده است، امام علیه‏السلام فرمود:


«مَثَل عبداللّه‏ بن عامر همانند کسی است که از حاجیان و راهیان خانه خدا سرقت کرده و سپس اموال دزدی را صدقه می‏دهد.» آنگاه افزود:


«اِنَّمَا الصَّدَقَةُ الطَّیِّبَةُ صَدَقَهُ مَنْ عَرِقَ فیها جَبینُهُ وَاَغْبَرَّ فیها وَجْهُهُ؛ صدقه پاکیزه،صدقه کسی است که در راه کسب آن پیشانی‏اش عرق کرده و صورتش غبارآلود شده است.»


وقتی از امام صادق علیه‏السلام سؤال شد: «منظور حضرت سید الشهداء علیه‏السلام چه کسی بوده است؟» فرمود: «علی بن ابی طالب علیه‏السلام .»17


 


--------------------------------------------------------------------------------


1. مستدرک الوسائل، ج12، ص369.


2. اصول کافی، باب خدمت به مؤمن، ح1.


3. صحیفه سجادیه، دعای 20.


4. کشف الغمه، ج2، ص29.


5. تحف العقول، ص247.


6. بحارالانوار، ج44، ص190.


7. الاختصاص، ص225؛ میزان الاعتدال، ج2، ص429.


8. بحارالانوار، ج71، ص315.


9. مناقب آل ابی طالب، ج3، ص221.


10. همان، ج4، ص66؛ بحارالانوار، ج44، ص190.


11. بحارالانوار، ج44، ص196.


12. تحف العقول، ص237 و 238.


13. العوالم، الامام الحسین علیه‏السلام ، ص62.


14. المناقب، ج4، ص66.


15. کشف الغمه، ج2، ص29 و 30.


16. مائده/27.


17. دعائم الاسلام، ج2، ص329؛ مستدرک الوسائل، ج7، ص244.



برچسب ها: خدمت گزاری به مردم در شیوه سخن امام حسین (ع) ،

یکشنبه 20 بهمن 1387

خدمت در سیره و سخن جواد الائمه علیه‏السلام

   نوشته شده توسط: ر راشدی    

خدمت در سیره و سخن جواد الائمه علیه‏السلام



درنگى در مفهوم خدمت



اگر عبادت بزرگ‏ترین فلسفه آفرینش است که: «وَما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالاِْنْسَ اِلاّ لِیعْبُدُونِ»؛ «جن و انسان را خلق نکردم، مگر به خاطر اینکه عبادتم کنند»، برگزیدگان الهى، عابدترین بندگان خدا خواهند بود و اگر از والاترین مظاهر عبادت، «خدمت به خلق» است که: «مَنْ سَعى فى حاجَةِ اَخیهِ الْمُؤْمِنِ فَکأَنَّما عَبَدَ اللّه‏َ تِسْعَةَ آلافِ سَنَةٍ صائِما نَهارَهُ قائِما لَیلَهُ؛ هر فردى که در برآوردن نیاز برادر مؤمنش تلاش کند، گویا نُه‏هزار سال خداوند را عبادت کرده، در حالى که روزها را روزه‏دار و شبها را شب زنده‏دار بوده است.»، برگزیدگان الهى، انبیا و معصومان، خدمتگزارترین افراد به مردم خواهند بود؛ زیرا آنان اسوه و شاخص‏اند و درخت کمال در وجودشان به بالنده‏ترین شکل سر به فلک کشیده است.



آیه الهى خطاب به پیامبر اکرم صلى‏الله‏علیه‏و‏آله را به یاد آوریم که مى‏فرماید: «وَاخْفِضْ جَناحَک لِمَنِ اتَّبَعَک مِنَ الْمُؤْمِنینَ» پر و بال خود را براى مؤمنانى که پیرو تو هستند، بگستران.» واژه «خفض جناح» که سه بار در قرآن کریم به کار رفته است، به کنایه از کمال مهرورزى، عطوفت و خدمتگزارى خالصانه و متواضعانه حکایت مى‏کند.



خدمتگزاران واقعى، انبیا و اوصیا و مؤمنان به آنان هستند؛ چه بى‏پرده و صریح مى‏توان این ادعا را در حدیث آسمانى امام صادق علیه‏السلام یافت که فرمود: «ما آمَنَ بِاللّه‏ِ وَلا بِمُحَمَّدٍ وَلا بِعَلِىٍّ مَنْ اِذا اَتاهُ اَخُوهُ الْمُؤْمِنُ فى حاجَةٍ لَمْ یضْحَک فى وَجْهِهِ فَإِنْ کانَتْ حاجَتُهُ عِنْدَهُ سارَعَ اِلى قَضائِها وَاِنْ لَمْ یکنْ عِنْدَهُ تَکلَّفَ مِنْ عِنْدِ غَیرِهِ حَتّى یقْضِیها لَهُ فَإِذا کانَ بِخِلافِ ما وَصَفْتُهُ فَلا وَلایةَ بَینَنا وَبَینَهُ؛ به خدا و محمد صلى‏الله‏علیه‏و‏آله و على علیه‏السلام ایمان نیاورده است کسى که هنگامى که برادر دینى‏اش به خاطر حاجتى نزد او آید، با خوشرویى برخورد نکند. پس اگر توان دارد، نیاز او را به سرعت برطرف کند و اگر توان ندارد با کمک دیگرى حل کند، اگر بر خلاف آنچه توصیف کردم باشد، پس بین ما و او ولایتى نخواهد بود.»



با این دیدگاه، کسانى نزد خدا دوست داشتنى‏تر خواهند بود که نسبت به دیگران گامى به این هدف نزدیک‏تر باشند. این سخن قدسى را به یاد آوریم که: «اَلْخَلْقُ عِیالى فَأَحَبُّهُمْ اِلَىَّ اَلْطَفُهُمْ بِهِمْ وَاَسْعاهُمْ فى حَوائِجِهِمْ؛ مردم خانواده من هستند. پس محبوب‏ترین آنها نزد من، مهربان‏ترین و کوشاترین آنها در رفع نیازهاى مردم است.»



اینک که در آستانه شهادت حضرت جوادالائمه علیه‏السلام قرار گرفته‏ایم، گوشه‏هایى از خدمت در سیره و سخن حضرت را مرور مى‏کنیم.






خدمت در سیره و سخن جواد الائمه علیه‏السلام



محمد عابدى



درنگى در مفهوم خدمت



اگر عبادت بزرگ‏ترین فلسفه آفرینش است که: «وَما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالاِْنْسَ اِلاّ لِیعْبُدُونِ»؛ «جن و انسان را خلق نکردم، مگر به خاطر اینکه عبادتم کنند»، برگزیدگان الهى، عابدترین بندگان خدا خواهند بود و اگر از والاترین مظاهر عبادت، «خدمت به خلق» است که: «مَنْ سَعى فى حاجَةِ اَخیهِ الْمُؤْمِنِ فَکأَنَّما عَبَدَ اللّه‏َ تِسْعَةَ آلافِ سَنَةٍ صائِما نَهارَهُ قائِما لَیلَهُ؛ هر فردى که در برآوردن نیاز برادر مؤمنش تلاش کند، گویا نُه‏هزار سال خداوند را عبادت کرده، در حالى که روزها را روزه‏دار و شبها را شب زنده‏دار بوده است.»، برگزیدگان الهى، انبیا و معصومان، خدمتگزارترین افراد به مردم خواهند بود؛ زیرا آنان اسوه و شاخص‏اند و درخت کمال در وجودشان به بالنده‏ترین شکل سر به فلک کشیده است.



آیه الهى خطاب به پیامبر اکرم صلى‏الله‏علیه‏و‏آله را به یاد آوریم که مى‏فرماید: «وَاخْفِضْ جَناحَک لِمَنِ اتَّبَعَک مِنَ الْمُؤْمِنینَ» پر و بال خود را براى مؤمنانى که پیرو تو هستند، بگستران.» واژه «خفض جناح» که سه بار در قرآن کریم به کار رفته است، به کنایه از کمال مهرورزى، عطوفت و خدمتگزارى خالصانه و متواضعانه حکایت مى‏کند.



خدمتگزاران واقعى، انبیا و اوصیا و مؤمنان به آنان هستند؛ چه بى‏پرده و صریح مى‏توان این ادعا را در حدیث آسمانى امام صادق علیه‏السلام یافت که فرمود: «ما آمَنَ بِاللّه‏ِ وَلا بِمُحَمَّدٍ وَلا بِعَلِىٍّ مَنْ اِذا اَتاهُ اَخُوهُ الْمُؤْمِنُ فى حاجَةٍ لَمْ یضْحَک فى وَجْهِهِ فَإِنْ کانَتْ حاجَتُهُ عِنْدَهُ سارَعَ اِلى قَضائِها وَاِنْ لَمْ یکنْ عِنْدَهُ تَکلَّفَ مِنْ عِنْدِ غَیرِهِ حَتّى یقْضِیها لَهُ فَإِذا کانَ بِخِلافِ ما وَصَفْتُهُ فَلا وَلایةَ بَینَنا وَبَینَهُ؛ به خدا و محمد صلى‏الله‏علیه‏و‏آله و على علیه‏السلام ایمان نیاورده است کسى که هنگامى که برادر دینى‏اش به خاطر حاجتى نزد او آید، با خوشرویى برخورد نکند. پس اگر توان دارد، نیاز او را به سرعت برطرف کند و اگر توان ندارد با کمک دیگرى حل کند، اگر بر خلاف آنچه توصیف کردم باشد، پس بین ما و او ولایتى نخواهد بود.»



با این دیدگاه، کسانى نزد خدا دوست داشتنى‏تر خواهند بود که نسبت به دیگران گامى به این هدف نزدیک‏تر باشند. این سخن قدسى را به یاد آوریم که: «اَلْخَلْقُ عِیالى فَأَحَبُّهُمْ اِلَىَّ اَلْطَفُهُمْ بِهِمْ وَاَسْعاهُمْ فى حَوائِجِهِمْ؛ مردم خانواده من هستند. پس محبوب‏ترین آنها نزد من، مهربان‏ترین و کوشاترین آنها در رفع نیازهاى مردم است.»



اینک که در آستانه شهادت حضرت جوادالائمه علیه‏السلام قرار گرفته‏ایم، گوشه‏هایى از خدمت در سیره و سخن حضرت را مرور مى‏کنیم.



خدمت در سیره و سخن امام جواد علیه‏السلام



1. بایدها و نبایدهاى خدمت‏رسانى



اخلاص



شرط پذیرش هر عملى، از جمله خدمت به مردم، اخلاص است و مؤمن باید به انگیزه جلب رضایت الهى خدمتگزار عیال اللّه‏ باشد و هرچه ناخالصى در عمل بیشتر باشد، درجه مطلوبیت آن هم پایین‏تر خواهد آمد. علاوه بر دخالت اخلاص در اصل عمل، از دیدگاه امام جواد علیه‏السلام در تداوم اعمال نیز باید اخلاص جارى باشد. چه بسا عملى که انجام آن با خلوص است، ولى عامل به آن بعد از عمل، آن را به ریا و ناخالصى آلوده و از درجه مقبولیت الهى ساقط مى‏کند؛ لذا امام جواد علیه‏السلام فرمود: «اَلاْءبْقاءُ عَلَى الْعَمَلِ اَشَدُّ مِنَ الْعَمَلِ؛ بقاى بر عمل سخت‏تر از خود عمل است.» و آن‏گاه که پرسیدند بقاى بر عمل یعنى چه؟ فرمود: «یصِلُ الرَّجُلَ بِصِلَةٍ وَینْفِقُ نَفَقَةً لِلّهِ وَحْدَهُ لا شَریک لَهُ فَکتِبَ لَهُ سِرّا ثُمَّ یذْکرُها وتُمْحى فَتُکتَبُ لَهُ عَلانِیةً، ثُمَّ یذْکرُها فَتُمْحى وَتُکتَبُ لَهُ رِیاءً؛ مردى هدیه‏اى مى‏دهد و براى خداى یگانه بى‏شریک انفاقى مى‏کند، پس برایش به عنوان «عمل پنهانى» نوشته مى‏شود. سپس او کارش را یادآورى مى‏کند، در این وقت عنوان قبلى محو مى‏شود و «عمل آشکار» برایش نوشته مى‏شود. آن مرد دوباره عملش را یادآورى مى‏کند پس عنوان قبلى محو مى‏شود و برایش «عمل ریایى» نوشته مى‏شود.»



پرهیز از اذیت



فرد خدمت‏رسان علاوه بر اخلاص، باید از هر نوع رفتارى که موجبات رنجش مددجو را فراهم آورد، پرهیز کند. همچنین باید به خاطر خدمت خود به یک مؤمن، به منت‏گذارى و یا اذیت دیگر مؤمنان هم نپردازد. حکایتى از امام جواد علیه‏السلام در این‏باره راهگشا است:



مردى نزد امام جواد علیه‏السلام آمد که بسیار خوشحال و مسرور به نظر مى‏رسید. امام از علت خوشحالى‏اش پرسید. او گفت: یابن رسول اللّه‏، از پدرت شنیدم که مى‏فرمود: «شایسته‏ترین روز براى شادى بنده روزى است که در آن انسان توفیق نیکى و انفاق به برادران مؤمنش یابد.» و امروز ده نفر از برادران دینى که فقیر و عیال‏وار بودند از فلان شهرها به نزد من آمدند و من هم به هر کدام چیزى دادم، براى همین هم مسرورم.



امام جواد علیه‏السلام به او فرمود: «لَعَمْرى اِنَّک حَقیقٌ بِاَنْ تَسُرَّ اِنْ لَمْ تَکنْ اَحْبَطْتَهُ، اَوْ لَمْ تُحْبِطْهُ فیما بَعْدُ؛ به جانم سوگند! شایسته است مسرور باشى، اگر کار خود را بى‏اثر نساخته باشى و یا بعدا حبط و بى‏اثر نسازى.» او با شگفتى پرسید: با اینکه از شیعیان خالص شمایم، چگونه عمل نیک من پوچ مى‏شود؟



فرمود: «با همین سخنى که گفتى، کارهاى نیک و انفاقهاى خود را حبط کردى.» او توضیح خواست و امام فرمود: این آیه را بخوان «یا اَیها الَّذینَ آمَنُوا لاَ تُبْطِلُوا صَدَقاتِکمْ بِالْمَنِّ وَالاَْذى»؛ «اى مؤمنان بخششهاى خود را با منت و اذیت باطل نکنید.»



گفت: من که به آن افراد منت نگذاشتم و آزار ندادم! امام فرمود: «خدا فرموده: بخششهاى خود را با منت و آزار باطل نسازید، نفرموده تنها منت و آزار بر آنان که مى‏بخشید، بلکه خواه بر آنان خواه بر دیگرى. آیا به نظر تو آزار به آنان شدیدتر است یا آزار به فرشتگان مراقب اعمال تو و فرشتگان مقرب الهى و یا آزار به ما؟»



مرد گفت: البته آزار به فرشتگان و شما. امام فرمود: تو فرشتگان و ما را آزردى و عمل خود را باطل کردى. مرد پرسید: چرا باطل کردم و شما را آزردم؟ فرمود: اینکه گفتى: «چگونه باطل نمودم با اینکه از شیعیان خالص شما هستم؟» واى بر تو! آیا مى‏دانى شیعه خالص ما کیست؟ شیعه خالص ما «حزبیل» مؤمن آل فرعون و «حبیب نجار» صاحب یس و... و سلمان و ابوذر و مقداد و عمار هستند. تو خود را در صف این فراد برجسته قراردادى و ما و فرشتگان را آزردى.



آن مرد بعد از اعتراف به تقصیر و استغفار، پرسید: پس چه بگویم؟ امام فرمود: بگو من از دوستان شما هستم. دوستان شما را دوست دارم و دشمنان شما را دشمن مى‏دارم. او چنان گفت و امام جواد علیه‏السلام فرمود: «اَلاْنَ قَدْ عادَتْ اِلَیک مَثُوباتُ صَدَقاتِک وَزالَ عَنْها الاِْحْباطُ؛ الان پاداشهاى بخششهایت به تو بازگشت و حبط و بى‏اثرى از آنها زایل شد.»



خدمت در حد توان



مردى خدمت امام جواد علیه‏السلام آمد و گفت: به اندازه جوانمردى‏ات به من کمک کن. امام فرمود: این‏قدر نمى‏توانم. گفت پس به اندازه جوانمردى خودم، کمک کن. فرمود: این را مى‏توانم. اى غلام! صد دینار به او بده.



نابودى نعمت



امام جواد علیه‏السلام مى‏فرماید: «اِنَّ لِلّهِ عِبادا یخُصُّهُمْ بِالنِّعَمِ وَیقِرُّها فیهِمْ ما بَذَلُوها فَإِذا مَنَعُوها نَزَعَها عَنْهُمْ وَحَوَّلَها اِلى غَیرِهِمْ؛ خداوند بندگانى دارد که نعمتهایش را به آنان اختصاص داده است و مقرر کرده است از آن بذل و بخشش کنند و اگر خوددارى کنند، از آنان مى‏گیرد و به دیگران منتقل مى‏کند.»



بر این اساس، امام جواد علیه‏السلام قرار گرفتن و تمرکز نعمتها در دست برخى افراد را سنّت و خواسته‏اى الهى مى‏داند که امرى هدفمند است و هدف از آن هم، واگذارى به دیگران مى‏باشد؛ لذا صاحبان مال و جاه و مقام و موقعیت باید آنچه را به دست مى‏آورند، اولاً نعمت و سپرده الهى بدانند و ثانیا واگذارى و خدمت به مردم را وظیفه خود بدانند و ثالثا مطمئن باشند که در صورت ترک وظیفه، همان خدایى که این نعمتها و امکانات را به آنان سپرده است، توان بازپس‏گیرى و واگذارى آن را به افراد دیگر دارد.



امام جواد علیه‏السلام در حدیثى دیگر، به طبیعى بودن این وضعیت و سنت الهى بودن آن چنین اشاره مى‏کند: «ما عَظُمَتْ نِعْمَةُ اللّه‏ِ عَلى اَحَدٍ اِلاّ عَظُمَتْ عَلَیهِ حَوائِجُ النّاسِ، فَمَنْ لَمْ یحْتَمِلْ تِلْک الْمَئونَةَ عَرَضَ النِّعْمَةَ لِلزَّوالِ؛ نعمت خدا بر کسى زیاد نمى‏شود، مگر اینکه نیاز مردم هم به او بیشتر مى‏شود. پس کسى که این زحمت را تحمل نکند، نعمت را در معرض زوال قرار مى‏دهد.»



مرز خدمت



خدمتگزارى نیز مانند هر رفتار اجتماعى دیگر مرزى دارد و طبعا باید به انسانهایى خدمت کرد که اهلیت خدمت را دارند، نه آنکه با ارائه خدمت، در مسیر غیر الهى‏شان مستحکم‏تر شوند. براى همین، اهل بیت علیهم‏السلام هرگاه ارائه خدمت به منحرفان، عامل جذب و تألیف قلوب و هدایت آنان مى‏شد، از هیچ نوع خدمت و حتى گذشت از توهینها و... دریغ نداشتند. و در کنار آن، هرگاه هم که تشخیص مى‏دادند خدمت رسانى به یک شخص منحرف موجب تقویت و یا رسمیت وى مى‏شود، از آن پرهیز مى‏کردند. نمونه‏اى از رفتارهاى امام جواد علیه‏السلام در این‏باره را مى‏خوانیم:



على بن مهزیار مى‏گوید: به امام جواد علیه‏السلام نوشتم: فدایت شوم! پشت سر کسى که قائل به جسمانیت خداست، نماز بخوانم؟ فرمود: «لا تُصَلُّوا خَلْفَهُمْ وَلا تُعْطُوهُمُ الزَّکاةَ وَابْرَؤُوا مِنْهُمْ بَرِئَ اللّه‏ُ مِنْهُمْ؛ پشت سرشان نماز نخوانید و چیزى از زکات به آنها ندهید و از آنان بیزارى بجویید که خدا از آنان بیزار است.»



2. آثار خدمت‏رسانى



رضایت الهى



امام صادق علیه‏السلام مى‏فرمود: «مسلمانى نیاز مسلمانى را برآورده نمى‏سازد، مگر اینکه خداى تبارک و تعالى به او مى‏فرماید: ثواب کار تو با من است و به کمتر از بهشت براى تو راضى نمى‏شوم.»



امام جواد علیه‏السلام مى‏فرمود: «ثَلاثٌ یبْلُغَنَّ بِالْعَبْدِ رِضْوانَ اللّه‏ِ: کثْرَةُ الاِْسْتِغْفارِ وَخَفْضُ الْجانِبِ وَکثْرَةُ الصَّدَقَةِ؛ سه چیز بنده را به مقام رضوان الهى مى‏رساند: استغفار زیاد، فروتنى با مردم و زیاد صدقه دادن.»



پاداش، مباهات و نام نیک



امام جواد علیه‏السلام مى‏فرمود: «اَهْلُ الْمَعْرُوفِ اِلَى اصْطِناعِهِ اَحْوَجُ مِنْ اَهْلِ الْحاجَةِ اِلَیهِ، لاَِنَّ لَهُ اَجْرَهُ وَفَخْرَهُ وَذِکرَهُ، فَمَهْما اِصْطَنَعَ الرَّجُلُ مِنْ مَعْرُوفٍ، فَاِنَّما یبْدَأُ فیهِ بِنَفْسِهِ فَلا یطْلُبَنَّ شُکرَ ما صَنَعَ اِلى نَفْسِهِ مِنْ غَیرِهِ؛ اهل نیکوکارى به کار خیرش بیشتر از نیازمندان به خیر، محتاج است؛ چون پاداش و مباهات و نام آن کار براى نیکوکار است. پس هرگاه سه چیز بنده را به مقام رضوان الهى مى‏رساند: استغفار زیاد، فروتنى با مردم و زیاد صدقه دادن.



مردى کار خوبى کرد، از خودش شروع کرده است؛ لذا تشکر بابت کارش را از دیگران نباید بخواهد.»



برترى بر عابد، نتیجه خدمت عقیدتى



عمل خدمت‏رسانى ارزشى عمومى دارد؛ اما برخى از خدمات، و از جمله خدمت فرهنگى و نجات دادن کسانى که در معرض گمراهى و انحراف فکرى قرار دارند، ارزش افزون‏ترى دارد. امام جواد علیه‏السلام ارزش شگفت‏آورى را براى خدمت به ایتام آل محمد یادآور مى‏شود و مى‏فرماید:



«اِنَّ مَنْ تَکفَّلَ بِأَیتامِ آلِ مُحَمَّدٍ الْمُنْقَطِعینَ عَنْ اِمامِهِمْ، الَمُتَحَیرینَ فى جَهْلِهِمْ، اَلأَْسْراءِ فى اَیدى شَیاطینِهِمْ وَ فى اَیدِى النَّواصِبِ مِنْ اَعْدائِنا فَاسْتَنْقَذَهُمْ مِنْهُمْ وَأَخْرَجَهُمْ مِنْ حَیرَتِهِمْ وَقَهْرِ الشَّیاطینَ بِرَدِّ وَساوِسِهِمْ وَقَهْرِ النّاصِبینَ بِحُجَجِ رَبِّهِمْ وَدَلیلِ اَئِمَّتِهِمْ، لَیفَضَّلُونَ عِنْدَ اللّه‏ِ تَعالى عَلَى الْعابِدِ بِاَفْضَلِ الْمَواقِعِ بِاَکثَرَ مِنْ فَضْلِ السَّماءِ عَلَى الاَْرْضِ وَالْعَرْشِ وَالْکرْسِىِّ وَالْحُجُبِ [عَلَى السَّماءِ] وَفَضْلُهُمْ عَلى هذا الْعابِدِ کفَضْلِ الْقَمَرِ لَیلَةَ الْبَدْرِ عَلى اَخْفى کوْکبٍ فِى السَّماءِ؛ همانا کسانى که یتیمان آل محمد را سرپرستى کنند که از امامشان جدا شده‏اند، و در جهل خود سرگردان‏اند و در دست شیاطین‏شان و ناصبیهایى که دشمن ما هستند، اسیرند، پس از دست آنان نجاتشان دهند و از سرگردانى و قهر شیطانها با بازگرداندن وسوسه‏هایشان و از قهر ناصبیها با آوردن حجتهاى خدایشان و دلیلهاى ائمه خویش خارج سازند، نزد خداوند بر عابد به بهترین موقعها برترى داده مى‏شوند؛ بیشتر از برترى آسمان بر زمین و عرش و کرسى و حجابها [بر آسمان] و برترى آنها بر این عابد، مانند برترى ماه شب چهارده بر کوچکترین ستاره در آسمان است.»


پی نوشته ها :


. بحارالانوار، ج71، ص315. (قال رسول اللّه‏ صلى‏الله‏علیه‏و‏آله).



. شعرا/215؛ امام على علیه‏السلام هم مى‏فرمود: «وَاخْفِضْ لِلرَّعِیةِ جَناحَک وَابْسُطْ لَهُمْ وَجْهَک وَأَلِنْ جانِبَک وَآسِ بَینَهُمْ...» (نهج البلاغه، نامه 46).



. بحارالانوار، ج72، ص176.



. کافى، ج2، ص199.



. قال على علیه‏السلام: «لا یسْتَقیمُ قَضاءُ الْحَوائِجِ اِلاّ بِثَلاثٍ بِاسْتِصْغارِها لِتَعْظُمَ وَبِاسْتِکتامِها لِتَظْهَرَ وَبِتَعْجیلِها لِتَهْنُؤَ.» (نهج البلاغه، فیض، ص1131).



. کافى، ج2، ص296؛ بحارالانوار، ج67، ص233.



. همان.



. بقره/264.



. تفسیر منسوب به امام حسن عسکرى علیه‏السلام، ص314؛ بحارالانوار، ج68، ص159.



. کشف الغمه، ج2، ص368؛ حلیة الابرار، ج2، ص408، (در روایت آمده است: یا غلام اعطه مائة دینار. اما بعضى به اشتباه 200 دینار نوشته‏اند.)



. کشف الغمه، ج2، ص364؛ فصول المهمه، ص261؛ بحارالانوار، ج78، ص79.



. فصول المهمه، ص261؛ بحارالانوار، ج78، ص79 و روایتى مانند آن را در نهج البلاغه، حکمت 373 مشاهده نمایید.



. امالى صدوق، ص352؛ بحارالانوار، ج3، ص292؛ مباحثى پیرامون این روایت در بحارالانوار نقل شده است.



. بحارالانوار، ج73، ص312.



. کشف الغمه، ج2، ص349؛ بحارالانوار، ج75، ص81.



. بحارالانوار، ج75، ص79.



. تفسیر منسوب به امام حسن عسکرى علیه‏السلام، ص344؛ الاحتجاج، ج1، ص17.



برچسب ها: خدمت در سیره و سخن جواد الائمه علیه‏السلام ،

یکشنبه 20 بهمن 1387

خدمت رسانی در عمل امام علی

   نوشته شده توسط: ر راشدی    

 خدمت رسانی در عمل امام علی






ابن ابی‏الحدید درباره آن حضرت می‏نویسد: «علی روزها روزه می‏گرفت و خوراک خود را به دیگران می‏داد و با دست خویش نخلستان‏های بعضی از یهود را آب‏یاری می‏کرد. دست‏هایش در اثر آب‏کشی آبله می‏زد، اما درامد خود را به مستمندان می‏داد»


در شأن آن حضرت، همان بس که آیه ذیل درباره او نازل شد، آن هنگام که انگشتری خود را در نماز به سائل داد: «انّما ولیّکُمُ اللّهُ و رسولُه و الَّذینَ آمنوا الّذینَ یُقیمونَ الصَّلوةَ و یؤتونَ الزَّکوةَ و هُم راکعون» (مائده:55)؛ سرپرست و رهبر شما تنها خداست و پیامبر او و آن‏ها که ایمان آورده‏اند و نماز به پا می‏دارند و در حال رکوع، زکات (صدقه) می‏پردازند.


در این‏باره ابوذر غفاری می‏گوید: «ای مردم، روزی از روزها با رسول خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله در مسجد نماز می‏خواندم، سائلی وارد شد و از مردم تقاضای کمک کرد، ولی هیچ‏کس چیزی به او نداد. او دست خود را به آسمان بلند کرد و گفت: خدایا! تو شاهد باش که من در مسجد رسول تو تقاضای کمک کردم، ولی کسی جواب مساعد به من نداد. در همین حال، علی علیه‏السلام که در حال رکوع بود، با انگشت کوچک دست راست خود اشاره کرد. سائل نزدیک آمد و انگشتر را از دست آن حضرت بیرون کرد. پیامبراکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله که در حال نماز بود، این ماجرا را مشاهده کرد. هنگامی که از نماز فارغ شد، سر به سوی آسمان بلند کرد و چنین گفت: خداوندا! برادرم موسی از تو تقاضا کرد روح او را وسیع گردانی و کارها را بر او آسان سازی و گره از زبان او بگشایی تا مردم گفتارش را درک کنند؛ و نیز موسی درخواست کرد هارون را که برادرش بود وزیر یا یاورش قرار دهی و به وسیله او نیرویش را زیاد کنی و در کارهایش شریک سازی. خداوندا! من محمّد پیامبر و برگزیده توام، سینه مرا گشاده کن و کارها را بر من آسان‏ساز. از خاندانم علی را وزیر من گردان تا به وسیله او پُشتم قوی و محکم گردد.» ابوذر می‏گوید: «هنوز دعای پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله پایان نیافته بود که جبرئیل نازل شد و به پیامبر گفت: بخوان! پیامبراکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله فرمود: چه بخوانم؟ گفت: بخوان: «انّما ولیُّکُم اللّهُ و رسولُهُ و الّذین آمنوا الّذینَ یقیمونَ الصّلوة و یؤتون الزکوةَ و هم راکعون»


2 -درخت‏کاری و کشاورزی


یکی از مشاغل امام علی علیه‏السلام در عصر رسالت و پس از آن، کشاورزی و درخت‏کاری بود که بسیاری از خدمات و انفاق‏های خود را از این طریق انجام می‏داد و املاک زیادی را وقف می‏کرد. امام صادق علیه‏السلام می‏فرماید: «کانَ امیرالمؤمنین یضرِبُ بالمِرِّ و یستخرجُ الارضین»امیرالمؤمنین بیل می‏زد و نعمت‏های نهفته در دل زمین‏ها را استخراج می‏کرد.


مردی می‏گوید: «در خدمت امام علی علیه‏السلام یک وَسَق هسته خرما دیدیم. (هر وسق شصت صاع و هر صاع تقریبا سه کیلوگرم است. بنابراین، هر وسق قریب 180 کیلوگرم است.) گفتیم: منظور از گرداوری این همه هسته خرما چیست؟


آن حضرت فرمود: این‏ها یکصد هزار درخت خرماست، اگر خدا بخواهد. وی گوید: آن حضرت همه آن‏ها را کاشت و تمام هسته‏ها بدون استثنا روییدند و باغستانی از آن‏ها ترتیب داد و همه را وقف کرد.


3 -آزادی بردگان


آزادسازی بردگان از مستحباتی است که در اسلام بر آن تأکید و بدان سفارش فراوانی شده است. پیامبر اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله فرمودند: «هرکس بنده مؤمنی آزاد کند، خداوند عزیز جبّار در برابر هر عضوی از آن بنده، عضوی از شخص آزادکننده را از آتش جهنم آزاد می‏سازد.».


امام امیرالمؤمنین علیه‏السلام در این موضوع از پیشگام‏ترین افراد بوده و از حاصل دست‏رنج خود ـ و نه از بیت‏المال ـ هزار بنده خرید و در راه خدا آزاد ساخت. امام صادق علیه‏السلام در این‏باره می‏فرماید: «انّه اعتَقَ الفَ مملوکٍ مِن کَدِّ یدِهِ»همانا علی علیه‏السلام هزار بنده از دست‏رنج خود آزاد ساخت.


4 -احداث قنات


در منطقه‏ای مانند عربستان، که دارای هوای گرم و سوزان و کم آب است، اهمیت ایجاد قنات و تأمین آب آشامیدنی و کشاورزی اهمیت بسیار دارد. سرزمین‏هایی که بدون جنگ و خون‏ریزی در اختیار مسلمانان قرار می‏گیرند، بخشی از انفال هستند که مربوط به مقام نبوّت می‏باشند. پیامبراکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله باید از آن‏ها به نفع اسلام و مسلمانان استفاده کند. این زمین‏ها برای امور کشاورزی و حفر قنات به کار می‏روند.


امام صادق علیه‏السلام می‏فرماید: «پیامبر اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله زمینی را در اختیار علی علیه‏السلام گذاشت. امام در آن‏جا چشمه‏ای استخراج کرد که آب از آن مانند گردن شتر، فوّاره می‏زد. امام علیه‏السلام نام آن‏جا را «ینبُع» گذاشت.


فوران آب مایه امید اهالی شد. یک نفر از اهالی مژده فوران آب را به امام علی علیه‏السلام داد. امام فرمود: «به وارثان مژده دهید که این آب وقف زائران خانه خدا و رهگذرانی است که از این‏جا عبور می‏کنند و کسی حق فروش آن را ندارد و نیز هیچ‏کس را در آن حق ارث و بخشش نیست و هرکس آن را بفروشد، یا به کسی ببخشد، لعنت خداوند و ملائکه و مردم، همه بر او باد»


این مکان هم‏اکنون به نام «بئر علی» در راه مدینه به مکّه، در منطقه «جعرانه» معروف است.


-5 -ساخت مساجد


امیرالمؤمنین علیه‏السلام مساجدی بنا کرد، که برخی از آن‏ها عبارتند از: مسجدی در کنار مسجد الفتح در مدینه؛ مسجدی در کنار قبر حضرت حمزه علیه‏السلام ، مسجدی در میقات، مسجدی در کوفه و مسجدی در بصره.


6 -موقوفات یا باقیات الصالحات


موقوفات و صورت وقف‏نامه‏های امیرالمؤمنین علیه‏السلام در کتاب‏های حدیث و تاریخ به تفصیل آمده‏اند.(21) در اهمیت این موقوفات کافی است بدانیم که طبق نقل مورّخان، درآمد سالیانه آن‏ها چهل هزار دینار بوده که همه آن‏ها به نفع بینوایان و نیازمندان مصرف می‏شد. با وجود این درآمد سرشار، گاهی امام علی علیه‏السلام مجبور می‏شدند برای هزینه زندگی خویش، شمشیر خود را بفروشند.


امام علیه‏السلام در محلّه «بنی زریق» واقع در مدینه، خانه‏ای بنا و آن را وقف خاله‏های خود کردند و در ضمن، شرط کردند اگر نسل آنان منقرض شود، این خانه در اختیار مسلمانان بی‏بضاعت قرار گیرد. ترجمه وقف‏نامه حضرت چنین است: «بسم‏اللّه الرحمن الرحیم. این خانه را علی بن‏ابی‏طالب در حالی که زنده و سالم است، وقف کرده. خانه‏ای که در محله بنی‏زریق واقع شده است، وقف باشد؛ فروخته نشود، بخشش نگردد، تا خداوندی که آسمان‏ها و زمین را به ارث می‏برد، آن را به ارث ببرد. [کنایه از وقف تا روز قیامت] در این خانه وقفی، خاله‏های علی و بازماندگان علی زندگی خواهند کرد. وقتی نسل آن‏ها منقرض شد، این خانه در اختیار مسلمانان بی‏بضاعت قرار می‏گیرد»


در عصر گذشته و عصر کنونی، مسأله «وقف» ارزش و اهمیت خود را از دست نداده است و از این رهگذر، می‏توان طبق مقتضیات روز، در پیشرفت تعلیم و تربیت مسلمانان و تأمین نیازمندی‏های مادی و معنوی و رفع بسیاری از گرفتاری‏ها و سختی‏ها از آن استفاده کرد. از آن‏رو که اصل مال وقفی، همیشه یا مدتی طولانی ثابت باقی می‏ماند، امیرالمؤمنین علیه‏السلام با وقف اموال خود، در راه تأمین نیازمندی‏های جامعه مسلمانان می‏کوشید.


امیرالمؤمنین علیه‏السلام پس از رحلت رسول خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله در عصر خلفا، که ایشان را از مقام رهبری کنار زدند، بیش‏تر به امور کشاورزی اشتغال داشتند. آن حضرت با زحمات و تلاش‏های خود، چندین باغ و چندین چشمه و مزرعه احداث و نوسازی کردند و از دست‏رنج خود هزار بنده خریدند و آزاد ساختند.


امام علی علیه‏السلام نگه‏داری و سرپرستی دو چشمه و باغ را به «ابونیزر»، فرزند نجاشی، شاه حبشه سپردند. نام یکی از آن‏ها «باغ ابونیزر» و نام دیگری «باغ بُغیبُغَه» بود.


ابونیزر می‏گوید: «من در باغ بودم، امام علی علیه‏السلام وارد باغ شد و فرمود: آیا غذا نزد تو هست؟ عرض کردم: با کدویی که از این باغ به دست آمده است و روغن، غذایی آماده ساخته‏ام. فرمود: آن غذا را بیاور، بخوریم. من برای آماده ساختن غذا برخاستم، آن حضرت نیز برخاست و کنار آب چشمه رفت و دست خود را شست. سپس متوجه شد که دستش به خوبی شسته نشده است. به کنار نهر آب بازگشت و با آب و ماسه تمیز، دست خود را کاملاً تمیز شست. سپس با دو کف دست از آب آن آشامید و به من فرمود: کف دست‏ها تمیزترین ظرف‏هاست.


سپس آن حضرت کلنگ را به دست گرفت و داخل چاه چشمه شد و به لایروبی قنات پرداخت. در حالی که عرق از پیشانی‏اش می‏ریخت، از چاه بیرون آمد و بار دیگر به داخل چاه رفت و همچنان به لایروبی چاه پرداخت. هنگام گلنگ زدن به زمین چاه، صدای همهمه آن حضرت به بیرون چاه می‏رسید. آن قنات را به گونه‏ای پاک‏سازی کرد که به اندازه گردن شتر آب آن زیاد شد. سپس با شتاب از چاه بیرون آمد و فرمود: خدا را گواه می‏گیرم که این چشمه و باغ را وقف کردم! آن‏گاه به من فرمود: دوات و کاغذ بیاور. من با شتاب رفتم و قلم و دوات و کاغذ تهیه کردم و به حضور آن حضرت آوردم. آن حضرت وقف نامه را چنین نوشت: بسم‏الله الرحمن الرحیم. این دو باغ را بنده خدا، علی امیرمؤمنان، وقف کرد. نام این دو باغ، "ابونیزر" و "بُغیبُغه" است، تا محصول آن وقف فقرای مردم مدینه و مسافران درمانده شود، تا با وقف این دو باغ، علی چهره‏اش را از گرمای آتش دوزخ و قیامت حفظ کند. این دو باغ فروخته نشوند و به کسی بخشیده نشوند تا خداوند، که خیرالوارثین است، آن را به ارث ببرد [یعنی تا قیامت وقف باشد]، مگر آن‏که حسن و حسین به این دو باغ نیازمند گردند. این دو باغ برای حسن و حسین، نه برای دیگران طلق و آزاد باشد».


نقل شده است: امام حسین علیه‏السلام مقروض شد. معاویه دویست هزار دینار برای امام حسین علیه‏السلام فرستاد که چشمه ابونیزر را به دویست هزار دینار بفروشد. امام حسین علیه‏السلام قبول نکردند و فرمودند: «پدرم این دو چشمه و باغ را وقف کرده است تا صورتش در قیامت از حرارت آتش دوزخ محفوظ بماند. بنابراین، آن را به هیچ قیمتی نمی‏فروشم».


7-وقف چاه در منطقه سَمُره


نیز از امام باقر علیه‏السلام نقل شده است که فرمود: «رسول خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله به همراه گروهی از سربازانش [از محل خود] خارج شدند. گروهی از دشمن در نزدیکی یَنبع با حضرت برخورد کردند ـ هوا به شدت گرم بود ـ تا این‏که به منطقه "سمره" رسیدند. پس از آن، جنگ در گرفت و پیروزی نصیب پیامبر اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله و سربازانش شد و زمین‏هایی به عنوان غنیمت به مسلمانان رسید. در تقسیم‏بندی زمین‏های غنیمتی از سوی پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله ، مکان سَمُره نصیب علی علیه‏السلام شد....


امام امیرالمؤمنین علیه‏السلام به دو غلام خود دستور حفر چاه داد. چاه حفر شد و آب از آن فوران کرد.


پس حضرت آن را وقف کرد ...


پی‏نوشت‏ها


1ـ محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج 39، ص 84.


2ـ محمدعلی کریمی‏نیا، تربیت اجتماعی، ص 166.


3ـ تربیت اجتماعی، ص 165.


4ـ بحارالانوار، ج 93، ص 383.


5ـ محمدبن یعقوب کلینی، اصول کافی، ج 2، ص 192.


6ـ «سُئِلَ رسولُ اللّهِ: من اَحبُّ الناسِ الی اللّه؟ قال صلی‏الله‏علیه‏و‏آله : اَنفَعُ الناس للنّاس.» (اصول‏کافی، باب«الاهتمام بامور المسلمین»، ح 7)


7ـ قال رسول‏الله صلی‏الله‏علیه‏و‏آله : «مِن افضَلِ الاعمالِ عنداللهِ ابراد الکباد الحارة، و اشباعُ الکباد الجائعة، والّذی نفسُ محمّدٍ بیدهِ، لا یؤمنُ بی عبدٌ یبیتُ شبعان و اخوه (او قال جاره) المسلم جائعٌ.» (شیخ عباس قمی، سفینة‏البحار، ج 1، ماده «جوع».


8ـ ابواب «احکام العشرة»: قال الصادق علیه‏السلام : «ثلاثُ من اتی بواحدةٍ منهنَّ اوجبَ اللّهُ له الجنة: الانفاقُ بالاقتارِ و البُشر بجمیع العالم، و الانصاف من نفسه.» (شیخ حرّ عاملی، وسائل الشیعه، ج 6، ص 107.)


9ـ قال الصادق علیه‏السلام : «... الخلقُ عیالی فَاَحَبَّهم الیَّ الطفهم بهم واسعاهم فی حوائجهم.» (اصول کافی، ج 2، باب «السعی فی حاجة المؤمن»، حدیث 10)


10ـ همان، ج 2، باب ادخال السّرور، حدیث 4.


11ـ مالک محمودی و ابراهیم بهادری، زیرنظر آیة‏الله جعفر سبحانی، تأمین اجتماعی در اسلام، تهران، مسجد الغدیر، 1365، ص 8 ـ 9.


12ـ وسائل الشیعه، ج11، ابواب «جهاد العدو»، باب 11، حدیث 19.


13ـ به نقل از مصطفی زمانی، اسلام و خدمات اجتماعی، پیام اسلام، 1348، ص 189.


14ـ ناصر مکارم شیرازی و دیگران، تفسیر نمونه، ج 4، ص 422.


15ـ بحارالانوار، ج 41، ص 37.


16ـ همان، ج 41، ص 34.


17و18ـ محمدبن یعقوب کلینی، روضه کافی، ج 2، ص 181.


19ـ وسائل الشیعه، ج 13، ص 303، باب 6 از ابواب «الوقوف و الصدقات»، حدیث 2.


20ـ سیدابراهیم‏حسینی‏سعیدی، علی آینه حق‏نما، ج 2، ص 191.


21ـ در مورد موقوفات و وقف‏نامه‏های امیرالمؤمنین علیه‏السلام ، ر.ک: وسائل‏الشیعه، ج 13، ص 293 ـ 323 / نهج‏البلاغه، نامه 24.


22ـ و قال فیه: «انّه علیه‏السلام وقف امواله و کانت غلّته اربعین الف دینارا و باع سیفه.» (بحارالانوار، ج 41، ص 43.)


23ـ وسائل‏الشیعه، ج 13، ص 304، باب 6 از ابواب «الوقوف و الصدقات»، حدیث 6.


24ـ محمد محمدی اشتهاردی، داستان دوستان، ج 4، ص 123، به نقل از معجم البلدان، ج 4، ص 76.


25ـ محمد محمدی ری‏شهری، میزان‏الحکمه، ج 10، ص 614.


26ـ نهج‏البلاغه، ترجمه سیدجعفر شهیدی، خطبه 27، صفحات 27، 28 و 457.


27ـ همان، نامه 53.


28ـ محمدمجتهد شبستری، مکتب اسلام، سال 8، ش 5، ص 49.


29ـ نهج‏البلاغه، نامه 53.


30ـ نهج‏البلاغه، حکمت 422.


31و32ـ همان، نامه 47.


33ـ همان، نامه 45.


برچسب ها: خدمت رسانی در عمل امام علی ،

یکشنبه 20 بهمن 1387

خدمت رسانی در سیره پیشوایان

   نوشته شده توسط: ر راشدی    

خدمت رسانی در سیره پیشوایان



اشاره:


نظر به این که امسال از طرف مقام معظم رهبری (مدّظلّه) به عنوان سال نهضت خدمت رسانی اعلام شده مقاله زیر تقدیم می گردد:


از آن جا که بشر دارای خوی اجتماعی بوده، و برای وصول به تکامل همه جانبه فردی و اجتماعی نیاز به تعاون هم گرایی و هم کاری دارد، پیامبران، امامان (ع)، ادیان و کتاب های آسمانی، همگان را به خدمت رسانی به همدیگر در عرصه های مختلف فرا خوانده اند. خدمت به خلق از ارکان اصلی تمدن ها و نظام های الهی و انسانی است که بدون آن زندگی انسان ها بی محتوا گشته و شاید به یک زندگی حیوانی تبدیل شود.


در مسئله خدمات، به دو بخش اساسی که از آن به بخش آسیب شناسی و درمان تعبیر می شود باید توجه کامل داشت :



الف: از هرگونه عواملی که ضد خدمت است جلوگیری شود.


ب): به هرگونه عواملی که بنیه ها و بدنه های خدمت رسانی را تشکیل داده همّت گماشت و آن را تقویت کرد(1).


بنابر این خدمت کامل بستگی به پاک سازی و نیکو کاری دارد، لذا مبارزه همه جانبه با فساد، فقر، تبعیض و هرگونه انحرافات فکری و عملی، بخش اول خدمات رسانی را تشکیل می دهد. بخش دیگر آن احسان و نیکی به انسان ها، ایجاد شغل برای آنها، و سعی و کوشش در رفع نیازهایشان می باشد که این دو بخش باید در طول و عرض همدیگر باشند، تا خدمات رسانی به طور سالم و چشم گیر و مفید، تحقق یابد.


زدودن جامعه از رشوه، گران فروشی، ربا خواری، بی عدالتی، رانت خواری، تبعیض، کلاه برداری، اسراف، جهل و ندانم کاری و خروج از خدا مداری بخش مهمی از خدمت به خلق و خدمات رسانی را تشکیل می دهند، به طوری که اگر جامعه ای از این گونه امور پاک سازی نشود قطعاً امور مثبت کار ساز نخواهد بود، زیرا این امور، آثار درخشان کارهای مثبت را خنثی کرده، و نقش آنها را بی تأثیر می سازد. آیات متعددی از قرآن به تشویق خدمت به خلق در عرصه های گوناگون پرداخته است ؛ مثلاً می فرماید: «اِنَّ اللّهَ یَأمُر بِالعَدلِ وَ الاِحسانِ(2)؛خداوند به عدالت واحسان فرمان می دهد.»




خدمت رسانی در سیره پیشوایان



اشاره:


نظر به این که امسال از طرف مقام معظم رهبری (مدّظلّه) به عنوان سال نهضت خدمت رسانی اعلام شده مقاله زیر تقدیم می گردد:


از آن جا که بشر دارای خوی اجتماعی بوده، و برای وصول به تکامل همه جانبه فردی و اجتماعی نیاز به تعاون هم گرایی و هم کاری دارد، پیامبران، امامان (ع)، ادیان و کتاب های آسمانی، همگان را به خدمت رسانی به همدیگر در عرصه های مختلف فرا خوانده اند. خدمت به خلق از ارکان اصلی تمدن ها و نظام های الهی و انسانی است که بدون آن زندگی انسان ها بی محتوا گشته و شاید به یک زندگی حیوانی تبدیل شود.


در مسئله خدمات، به دو بخش اساسی که از آن به بخش آسیب شناسی و درمان تعبیر می شود باید توجه کامل داشت :



الف: از هرگونه عواملی که ضد خدمت است جلوگیری شود.


ب): به هرگونه عواملی که بنیه ها و بدنه های خدمت رسانی را تشکیل داده همّت گماشت و آن را تقویت کرد(1).


بنابر این خدمت کامل بستگی به پاک سازی و نیکو کاری دارد، لذا مبارزه همه جانبه با فساد، فقر، تبعیض و هرگونه انحرافات فکری و عملی، بخش اول خدمات رسانی را تشکیل می دهد. بخش دیگر آن احسان و نیکی به انسان ها، ایجاد شغل برای آنها، و سعی و کوشش در رفع نیازهایشان می باشد که این دو بخش باید در طول و عرض همدیگر باشند، تا خدمات رسانی به طور سالم و چشم گیر و مفید، تحقق یابد.


زدودن جامعه از رشوه، گران فروشی، ربا خواری، بی عدالتی، رانت خواری، تبعیض، کلاه برداری، اسراف، جهل و ندانم کاری و خروج از خدا مداری بخش مهمی از خدمت به خلق و خدمات رسانی را تشکیل می دهند، به طوری که اگر جامعه ای از این گونه امور پاک سازی نشود قطعاً امور مثبت کار ساز نخواهد بود، زیرا این امور، آثار درخشان کارهای مثبت را خنثی کرده، و نقش آنها را بی تأثیر می سازد. آیات متعددی از قرآن به تشویق خدمت به خلق در عرصه های گوناگون پرداخته است ؛ مثلاً می فرماید: «اِنَّ اللّهَ یَأمُر بِالعَدلِ وَ الاِحسانِ(2)؛خداوند به عدالت واحسان فرمان می دهد.»


در جای دیگر می فرماید:«فَاستَبِقُوا الخَیراتِ(3)؛ در انجام نیکی ها و اعمال خیر بر یکدیگر سبقت جویید.»


در آیه ای دیگر اعلام می کند: «اِنَّمَا المُؤمِنُون اِخوَةٌ(4)؛ مؤمنان برادر یکدیگرند.»


همه این آیات ما را به خدمت به خلق از جهات مختلف فرا خوانده و تأکید می کند که در خدمت رسانی به هم از یکدیگر پیشی گیرید و هرگز سستی نکنید؛ به ویژه مؤمنین، زیرا آنها با هم برادرند و آیین برادری اقتضا می کند که با کمال عطوفت و مهربانی به همدیگر خدمت کنند و با تلاش مخلصانه مداوم، هرگونه موانع خدمت رسانی به آنها را از سر راه بردارند.


باید توجه داشت که خدمت به خلق، مصادیق بسیار مختلفی دارد و هرگونه گره گشایی و نجات انسان ها خدمت است، ولی اولویّت ها را باید شناخت و آنچه مهم تر است مقدّم داشت؛ مانند: اولویّت های معیشتی، مسکن، بهداشت، قرض الحسنه و امثال آن. برای توضیح بیشتر، به بخشی از مصادیق خدمات اسلامی که در کلام امام سجّاد (ع) آمده اشاره می کنیم.



آن حضرت فرمود: «هرکس حاجت برادر دینی خود را برآورد، خداوند در عوض، صد خواسته او را که یکی از آنها بهشت است برآورد، هرکس ناراحتی و گرفتاری برادر دینی خود را بر طرف سازد، خداوند در روز قیامت ناراحتی های او را محو کند، و کسی که برادر دینی خود را در برابر ستم گری یاری کند، خداوند او را از پل صراط ـ که محل لغزش قدم ها است ـ آسان بگذراند و کسی که در رفع نیاز او بکوشد و او را خوشحال کند، مانند آن است که رسول خدا (ص) را خوشحال نموده است. کسی که به دادن جرعه آبی، تشنگی او را برطرف کند، خداوند او را از شربت های سر به مُهر بهشتی سیراب نماید و کسی که با دادن غذایی، او را از گرسنگی برهاند، خداوند از میوه های بهشت به او بخوراند و کسی که برهنه ای را بپوشاند، خداوند جامه هایی از استبرق و حریر بهشتی بر تن او بپوشاند و کسی که به فقیری با این که برهنه نیست، لباس دهد، همواره در پناه خدا خواهد بود، تا وقتی که از آن پارچه نخی باقی باشد. کسی که برادر مؤمنش را در پیشامدی که موجب خواری و سرشکستگی او است کفایت کند و آبروی او را در آن حادثه حفظ کند، خداوند نوجوانان جاویدان بهشت را خدمت گزار او سازد و کسی که پیکر او را از مرکب پیاده کند، یا بدن بیمارش را به دوش گیرد، یا جنازه اش را حمل کند، خداوند او را از قبر برناقه ای از ناقه های بهشت سواره، وارد محشر سازد، به گونه ای که برفرشتگان افتخار نماید. کسی که جنازه مؤمنی را کفن کند، به گونه ای باشد که او را از آغاز عمر تا لحظه مرگش پوشانده است و کسی که واسطه ازدواج برادر دینی اش شود تا همسرش موجب آرامش و انس او گردد، خداوند در عالم قبر کسی را که به صورت محبوب ترین بستگان او است با او مأنوس نماید و هر کس در هنگام بیماری اش از او عیادت کند، فرشتگان الهی در آن وقت، او را فرا گیرند و برایش دعا کنند، تا هنگامی که به خانه اش باز گردد و به او بگویند پاکیزه گشتی و بهشت برای تو پاک و آماده شد. سوگند به خدا! برآوردن حاجت مؤمن نزد من از روزه و اعتکاف و روزه دوماه پی در پی از ماه های حرام، محبوب تر خواهد بود.(5)


در این حدیث به سیزده کار نیک اشاره شده که هر کدام از آنها به نحوی خدمت به خلق است. بنابر این خدمات رسانی دارای ده ها مصداق می باشد، ولی چنان که گفتیم باید اولویت ها را شناخت و برای تحقق آنها کوشید.



ارزش خدمت در روایات اسلامی



در روایات اسلامی مطالب گوناگونی درباره خدمت به خلق بیان شده است که بیان گر اوج ارزش و جایگاه رفیع آن است که در ذیل به نمونه هایی از آنها اشاره می کنیم:


1ـ پیامبر (ص) فرمود: «المُؤمِنُ مِنَ المُؤمِنِینَ کَالرَّاسِ مِنَ الجَسَدِ، اِذَا اشتَکی الرَّأسُ، تداعی اِلَیهِ سائِر جَسَدِهِ،(6)؛مؤمن نسبت به مؤمنان دیگر هم چون سر نسبت به اعضای پیکر است، هنگامی که سر انسان درد گرفت، سایر اندام های بدن او نیز درد می گیرد.»


نظیر این مطلب از امام صادق (ع) نیز نقل شده است.(7) سعدی هم بر همین اساس در اشعار معروف خود گوید:


 


بنی آدم اعضای یکدیگرند چو عضوی به درد آورد روزگار دگر عضوها را نماند قرار


 


که در آفرینش ز یک گوهرند دگر عضوها را نماند قرار دگر عضوها را نماند قرار



بنابر این انسان ها باید خود را نسبت به دیگران هم چون اعضای یک پیکر بدانند، در این صورت خدمت به یکدیگر را در حقیقت خدمت به خود دانسته با شوق بدان اقدام خواهند نمود.


2ـ امیرمؤمنان علی (ع) در استوار نامه مالک اشتر، در مورد رفتار و رابطه استاندار (و هر مسئولی که دست اندر کار است) نسبت به نیازمندان جامعه چنین می فرماید: «دور افتاده ترین مردم دارای همان حقی هستند که نزدیک ترین آنها دارای آن می باشند، مسئولیت همه آنها بر عهده تو است، مبادا مستی ریاست و ثروت تو را از خدمت و رسیدگی به آنها باز دارد، پس توجّهت را از آنان برمگردان و در برابرشان چین بر پیشانی میفکن و به کار آنان که دستشان به تو نرسد و در دیده ها خوارند و نزد مردان خُرد، دلجویانه رسیدگی کن، و افراد مورد اعتماد خود را بر آنها برگمار تا کارهایشان را به تو گزارش دهند.»



جالب این که امام حسن مجتبی (ع) درباره سیاست اسلامی در ضمن گفتاری فرمود: «سیاست یعنی پس از رعایت حقوق الهی، حقوق زندگان را رعایت کنی، وظیفه ات را نسبت به برادران دینی انجام دهی، در خدمت کردن به مردم دریغ نکنی و نسبت به ولیّ امر تا هنگامی که مخلصانه در خدمت مردم است کمک نمایی.»(8)


3ـ آن حضرت از رسول خدا (ص) نقل می کند که فرمود: «به هر اندازه ای که مسلمانی به مردم خدمت کند، خداوند به همان اندازه خدمت کارانی را در بهشت می گمارد تا به او خدمت کنند.»(9)


4ـ امام صادق (ع) فرمود: «اَلمُؤمِنُون خَدَمٌ بَعضُهُم لِبَعضٍ؛(10) مؤمنان خدمت گزاران یکدیگرند، یکی از حاضران پرسید: چگونه؟ فرمود: «به یکدیگر فایده رسانند و سود بخشند.»


5 ـ معصومین (ع) فرمودند: «مَن اَصبَحَ لایَهتَمُّ بِأمُورِ المُسلِمین فَلَیسَ بِمَسلِمٍ(11)؛هر کس صبح کند و به امور مسلمانان همّت نگمارد، مسلمان نیست.»


6ـ رسول خدا (ص) فرمود: «مَن رَدَّ عَن قَومٍ مِنَ المُسلِمِین عادِیَة ماءٍ، اَو ناراً وَجَبَت لَهُ الجَنَّة؛(12) هر کس از طغیان آب (مثل سیل) یا آتش سوزی نسبت به مسلمین جلوگیری کند و جلو بلا را نسبت به آنها بگیرد، بهشت بر او واجب است.»


این نیز یکی از خدمت های بزرگ است که انسان برای جلوگیری از هرگونه بلا نسبت به انسان ها بکوشد و موجب دفع و رفع بلا از آنها گردد.


7ـ به طور کلی از رسول خدا (ص) سؤال شد: نافع ترین انسان ها نزد خداوند کیانند؟ آن حضرت در پاسخ فرمود: «اَنفَعُ النّاسِ لِلنّاسِ؛ آنانی که فایده و سودشان به انسان ها بیشتر است.»(13)


8 ـ پیامبر اکرم (ص) فرمود: «هفت کار است که اگر کسی انجام داد، بعد از مرگش نیز ثواب آنها را در نامه عمل او می نویسند که عبارتند از: کاشتن درخت، حفر چاه، احداث نهر آب، بنای مسجد، نوشتن قرآن، به ارث گذاشتن علم و به جای گذاشتن فرزند صالحی که برای او استغفار و دعا کند.»(14)


در جای دیگر فرمود: «وقتی مؤمن از دنیا رفت، اعمال او قطع می شود (و پرونده عمل او بسته می گردد) مگر در سه مورد، به جای گذاشتن صدقه جاری (کار نیکی که آثار آن ادامه دارد)، علمی که به وسیله آن دیگران سود می برند و فرزند شایسته ای که برای او دعا کند.»(15)


روشن است که هر یک از این امور نوعی خدمت رسانی به خلق خدا است که ارزش آنها به گونه ای است که تا باقی هستند، در نامه عمل صاحبش، پاداش نوشته می شود.



نمونه هایی از خدمت رسانی پیشوایان



1ـ قرآن در شأن پیامبر (ص) می فرماید: «ولَقَد جائَکُم رَسُولٌ مِن اَنفُسِکُم عَزِیزٌ عَلَیهِ ما عَنتُّم حَریصٌ عَلَیکُم بِالمُؤمِنینَ رَئوف رحَیمٌ؛ رسولی از خودتان به سوی شما آمد که رنج های شما بر او سخت است و بر هدایت شما اصرار دارد و نسبت به مؤمنان، پر محبت و مهربان است.(16)


امام صادق (ع) فرمود: رسول خدا (ص) اوقات خود را به طور منظّم و عادلانه بین اصحاب و مسلمانان تقسیم نموده بود، به همه آنان به طور مساوی می نگریست، هرگز پای خود را نزد آنها نمی گشود. هرگاه در نماز بود و شخصی نزد او می آمد و می نشست، آن حضرت نمازش را سبک (مختصر) به جای می آورد و سپس از او می پرسید چه حاجتی داری؟ وقتی نیازش را می گفت، پیامبر (ص) آن را انجام می داد و سپس به نماز می ایستاد.»


جریر بن عبدالله می گوید: از آن هنگام که اسلام را پذیرفتم، هیچ گاه بین من و رسول خدا (ص) حجابی نبود، هر وقت خواستم، به محضرش رسیدم و هر وقت او را دیدم، خنده بر لب داشت، با اصحاب خود مأنوس بود، با آنها مزاح می کرد، به کودکان آنهامهربان بود در کنار خود می نشانید و در آغوش می گرفت. دعوت آزاد،برده، و کنیز و فقیر را می پذیرفت، از بیماران در دورترین نقاط مدینه عیادت می کرد و در تشییع جنازه مسلمین شرکت می نمود، معذرت عذر خواهان را می پذیرفت و در خوراک و پوشاک بر بردگان هیچ امتیازی نداشت.


روایت شده آن حضرت در سفری همراه یاران بود، دستور داد گوسفندی را ذبح کرده و گوشتش را آماده سازند، یکی گفت: ذبح آن با من، دیگری گفت: پوست کندن آن با من، سومی گفت: پختن آن با من... آن حضرت فرمود: جمع کردن هیزم برای تهیه آتش نیز با من. حاضران گفتند: ای رسول خدا! شما زحمت نکشید، ما این کار را انجام می دهیم، فرمود: می دانم، ولی دوست ندارم در میان شما امتیاز داشته باشم، خداوند برای بنده اش نمی پسندد که در میان همراهانش دارای امتیاز باشد، آن گاه برخاست به بیابان رفت و به گردآوری هیزم پرداخت. او می فرمود: «سَیِّدُ القَومِ خادِمُهُم؛ آقا و بزرگ قوم، خدمت گذار آنها است.»(17)


در روایت دیگر آمده: در محضر رسول خدا(ص) از شخصی تعریف و تمجید کردند، گفتند: «او برای انجام مناسک حج، به کاروان ما آمد و از آغاز سفر تا پایان شب و روز مشغول ذکر خدا بود.» پیامبر (ص) از حاضران پرسید: پس چه کسی غذای او را آماده می کرد، و علوفه مرکب او را حاضر می نمود؟ عرض کردند: این کارها را ما انجام می دادیم. پیامبر (ص) فرمود: «کُلُّکُم خَیرٌ مِنهُ؛ همه شما بهتر از او هستید.»


هم چنین فرمود: «کسی که به مؤمن در مسافرت خدمت کند، خداوند هفتاد و سه اندوه را از او بزداید و در دنیا او را از هرگونه غم و حزن پناه داده و اندوه عظیم قیامت را از او دور سازد.»(18)



2ـ حضرت علی (ع) آن چنان در خدمت به مردم در ابعاد مختلف کوشا بود که گویی همه زندگی خود را وقف مردم نموده تا آن جا که ـ به فرموده امام صادق (ع) ـ با دست رنج و کارهای کشاورزی و احداث نخلستان ها آنچه به دست می آورد، در راه فقرا و آزاد کردن بردگان و سامان بخشی جامعه مصرف می نمود، تا آن جا که از همین محصول دست رنجش هزار برده خرید و آزاد کرد.(19)


از ده ها نمونه این که: آن حضرت با حفر چاه و احداث باغ در منطقه ای در اطراف مدینه، مزرعه آبادی به نام چشمه ینبع به وجود آورد که از نظر آب و رشد کشاورزی چشم گیر بود، همین باعث شد که شخصی به محضر علی (ع) آمد و در این مورد به آن حضرت تبریک گفت. حضرت علی (ع) فرمود: «به وارث مژده دهید! به وارث مژده دهید! که این مزرعه را وقف کردم، تا درآمد محصول آن در راه تأمین معاش و مخارج زائران خانه خدا و مسافران سفر حج به مصرف برسد...»(20)



3ـ درعصر امامت امام حسن مجتبی(ع) یکی از مسلمانان به کمک و خدمت، احتیاج پیدا کرد، به محضر امام حسن (ع) آمد، و نیاز خود را به عرض رسانید، امام حسن (ع) فرمود: چرا نزد فلان کس نرفتی تا نیازت را بر طرف سازد؟ عرض کرد: نزد او رفتم، ولی در مسجد بود و گفت: «من اکنون در اعتکاف به سر می برم» (یعنی سه روز باید برای انجام اعتکاف در مسجد بمانم و روزه بگیرم و از


مسجد خارج نشوم) امام حسن فرمود: «اَما اِنَّهُ لَو اَعانَکَ کانَ خَیراً لَهُ مِن اِعتِکافِهِ شَهراً؛ آگاه باش! اگر آن شخص تو را در مورد انجام نیازت یاری می کرد، برای او بهتر از اعتکاف یک ماه بود.»(21)



4ـ در سیره درخشان امام سجّاد (ع) آمده: هنگامی که با کاروانی به سوی مکه برای انجام مراسم حج حرکت می نمود با مسئولین کاروان شرط می کرد که او را معرفی نکنند و کاروانیان او را نشناسند، تا در مسیر راه به آنها خدمت کند. در یکی از سفرها شخصی او را شناخت و به کاروانیان گفت: آیا می دانید این شخص کیست؟ آنها اظهار بی اطلاعی کردند، او گفت: این شخص علی بن الحسین (ع) است. آنها دویدند و به دست و پای امام افتاده و بوسه زدند و عذرخواهی کردند که ما تو را نشناختیم و گرنه نمی گذاشتیم، به ما خدمت کنی... چرا خود را به ما معرفی نکردی؟ امام سجّاد (ع) فرمود: «من یک بار با کاروانی به سوی حج رفتم، افراد کاروان مرا شناختند، احترام شایانی به من کردند، آن گونه که پیامبر (ص)را احترام می کنند (در نتیجه به جای این که من به آنها خدمت کنم آنها به من خدمت می کردند) از این رو دوست دارم ناشناس باشم.»(22)


در جای دیگری فرمود: «احسان و خدمت به برادران دینی خود را کوچک نشمرید، بدانید که در قیامت هیچ چیزی برای شما نافع تر از این خصلت نیست.»(23)



5 ـ یکی از نمونه های خدمت امامان (ع) به مردم شفاعت آنها در نزد افراد برای رفع گره گشایی بود، تا آن جا که نامه می نوشتند و در مورد احقاق حق و رفع مشکلات مردم اقدام می نمودند؛ مثلاً در عصر امام صادق


(ع) یکی از شیعیان به محضر آن حضرت آمد و در مورد حاکم و فرماندار آن منطقه ای که در آن سکونت داشت گله کرد که مالیات کمرشکن از من گرفته است. آن حاکم به نام نجاشی در منطقه شیراز و اهواز حکمرانی می کرد و از شیعیان بود، امام صادق (ع) برای او چنین نامه نوشت: «بِسم اللّهِ الرَّحمن الرَّحیم، سُرَّ اَخاکَ یَسُرُّکَ اللّهُ؛ به نام خداوند بخشنده بخشایش گر، برادرت را شاد کن، خدا تو را شاد فرماید.» آن شخص نامه را نزد حاکم برد حاکم بسیار به او احترام نمود، آنچه از مالیات از او گرفته بودند به اضافه هدایایی فراوان به او داد و او را راضی و خشنود نمود. او پس از آن به محضر امام صادق (ع) رسید و ماجرا را به عرض رسانید، امام صادق (ع) فرمود: «سوگند به خدا! نجاشی با شاد نمودن تو، خدا و رسولش را نیز شاد کرد.»(24)


نظیر این رخ داد، در مورد امام کاظم (ع) نیز نقل شده، که برای رفع مشکل یکی از مسلمانان ری برای حاکم آن جا نامه نوشت، آن حاکم به نامه آن حضرت احترام نموده و مشکل آن مسلمان بینوا را رفع نمود. در نامه امام کاظم (ع) به حاکم ری چنین آمده: «به نام خداوند بخشنده مهربان، بدان که برای خداوند در زیر عرش خود سایه ای است که در آن سکونت نمی یابد مگر کسی که به برادر دینی اش احسان کند، یا مشکل او را برطرف سازد، یا او را شاد کند و این حامل نامه برادر توست ـ والسّلام.»(25)


حضرت امام خمینی (قدّس سرّه) به مسئله خدمت به مردم، بسیار سفارش کرد و می فرمود: به من رهبر نگوئید، بلکه مرا خدمت گزار بخوانید و در فرازی از وصیت نامه الهی سیاسی خود فرمود: «به مجلس و دولت و دست اندرکاران توصیه می نمایم که قدر این ملّت را بدانید، و خدمت گزاری به آنان، خصوصاً مستضعفان و محرومان و ستمدیدگان که نور چشم ما و اولیای نِعَم همه ما هستند...فروگزار نکنید.»(26)


شهید مظلوم آیت اللّه دکتر بهشتی آن شهید والا مقام می فرمود: «ما شیفته خدمتیم، نه تشنگان قدرت.»



به هر حال پایان گفتار را به یکی از رؤیاهای صادقه و یک فراز از زندگی امام خمینی (قدّس سرّه)زینت می بخشیم:


مرحوم آیت اللّه سید جواد بروجردی (برادر علامه بحر العلوم و جد سوم آیت اللّه العظمی بروجردی (ره)) در سال 1242 هـ. ق در بروجرد وفات کرد و قبرش در آن جا زیارت گاه مردم است. این عالم ربّانی در عصر خود یکی از علمای بزرگ و شخصیت های بلند پایه؛ به ویژه در غرب کشور به شمار می آمد، از آیت اللّه بروجردی (ره) نقل شده که فرمود: «... در ایام اقامت در بروجرد، شبی در عالم خواب دیدم که به خانه ای وارد شدم، گفتند: رسول اکرم (ص) در آن جا تشریف دارند، به آن جا وارد شدم، سلام کردم و در آخر مجلس که جا بود نشستم، دیدم حضرت رسول (ص) در صدر مجلس نشسته و بزرگان سلسله علما و زهّاد در کنار ایشان به ترتیب نشسته اند و مقدّم بر همه و نزدیک تر از همه به رسول خدا(ص) مرحوم آیت اللّه سیّد جواد نشسته بود، به فکر فرو رفتم که در میان حاضران کسانی هستند که نسبت به آقای سید جواد، هم عالم تر و هم زاهدتر می باشند، پس چرا سید جواد از همه آنها به رسول خدا (ص) نزدیک تر می باشد؟ در این فکر بودم که رسول اکرم (ص) با عبارتی به این مضمون فرمودند: «سید جواد در خدمت به مردم و رسیدگی به کار آنها و سامان دهی به نیازهای آنها، از همه کوشاتر بود.» در یافتم که راز تقدم و برتری آقای سید جواد (ره) در محضر پیامبر (ص) مسئله خدمت گزاری بیشتر او در دنیا به مردم بوده است.»(27)



در سیره زندگی درخشان امام خمینی (قدّس سرّه) نقل کرده اند: یکی از علما می گوید: یک سال (سال های قبل از 1340 شمسی) تابستان به اتفاق امام راحل و چند تن دیگر از روحانیون به مشهد برای زیارت مشرّف شدیم، خانه دربستی گرفتیم، برنامه ما چنین بود که بعد از ظهرها پس از یکی دوساعت استراحت و خواب، بلند می شدیم و دسته جمعی به حرم می رفتیم و پس از زیارت و نماز و دعا به خانه باز می گشتیم و در ایوان خانه چایی می خوردیم ؛ اما برنامه امام خمینی این بود که همراه ما به حرم می آمد، وقتی ما از حرم باز می گشتیم می دیدیم همه چیز فراهم و روبه راه و چایی نیز آماده شده است. یک روز من به حضرت امام عرض کردم: «این چه کاری است که شما می کنید و زحمت می کشید، دعا و زیارت را به خاطر چایی دم کردن مختصر می کنید، و با شتاب به خانه باز می گردید؟!» ایشان در پاسخ فرمود: «من ثواب این کار (خدمت) را کمتر از آن زیارت و دعا نمی دانم.»(28)


مقام معظم رهبری (مدظلّه) نیز در این راستا فرموده: «خدمت به مردم بهترین راه مبارزه با آمریکاست.»


 


 


1- مائده، 2.


2- نحل، 90.


3- بقره، 148.


4- حجرات، 10.


5- ثواب الاعمال و عقاب الاعمال (ترجمه شده)، ص 325 و 327.


6- بحار الانوار ج 20، ص 127.


7- همان، ج 24، ص 274؛ نظیر این مطلب در اصول کافی، ج 2، ص 166 آمده است.


8- نهج البلاغه، نامه 53؛ حیاة الامام الحسن، باقر شریف قرشی، ج 1، ص 42؛ الحیاة السّیاسیه للامام حسن، جعفر مرتضی، ص 5.


9- اصول کافی، ج 2، ص 207.


10- همان، ص 168.


11- همان، ص 163 و 164.


12- اصول کافی، ج 2، ص 164.


13- همان.


14- المواعظ العددیه، ص 194.


15- بحار، ج 2، ص 22.


16- توبه، 128.


17- کحل البصر، تألیف محدّث قمی، ص 167 و 161 ؛ بحار الانوار ج76، ص 273.


18- بحار، ج 76، ص 274.


19- فروع کافی، ج 5، ص 74.


20- وسائل الشیعه، ج 13، ص 303.


21- اصول کافی، ج 2، ص 198.


22- عیون اخبار الرّضا، ج 2، ص 145(به طور اقتباس).


23- بحار، ج 74، ص 308.


24- اقتباس از اصول کافی، ج 2، ص 190.


25- بحار، ج 74، ص 313.


26- صحیفه نور، ج 21، ص 181 ـ 182.


27- اقتباس از شرح زندگی آیت اللّه بروجردی، نوشته سید اسماعیل علوی طباطبایی ؛ نظیر این مطلب درباره ابن فهد حلّی، متوفّای 841 هـ.ق نقل شده است(قصص العلماء، ص 19).


28- سرگذشت هایی ویژه از زندگی امام خمینی، ج 1، ص 97 و 98 ؛ مقاله سید حمید روحانی.


برچسب ها: خدمت رسانی در سیره پیشوایان ،

مبادی و مبانی نهضت خدمت رسانی به مردم از منظر قرآن کریم و سیره معصومین
مبادی و مبانی نهضت خدمت رسانی به مردم


فصلنامه کوثر ـ سال سوم، شماره 9، تابستان 1382


از منظر قرآن کریم و سیره معصومین


حجة الاسلام والمسلمین مجتبی کوچکزاده



مقدمه:


بزرگترین جهاد معنوی که از جمله رموز پایداری، بقاء و تداوم انقلاب اسلامی بوده است خدمت رسانی به مردم می­باشد. سال 1382 به عنوان سال نهضت خدمت رسانی به مردم معرفی گردید تا مسئولین بیش از پیش کمر خدمت به مردم را بسته و فاصله خود را با مردم کم نموده و با ساده زیستی، قناعت ورزی، عدل گستری و گره‌گشایی از کار مردم، خود را محبوب خدا و خلق نموده و با فرهنگ سازی خدمت به مردم، تداوم­گر سیره قرآنی حضرات معصومین علیهم‌السلام در انقلاب اسلامی باشند.



واژه‌های مطرح در نهضت خدمت رسانی:


عدل‌گستری؛ رعایت میزان، عمل معروف؛ هدایت‌گری؛ اصلاح‌گری؛ امانت‌داری؛ وفای به عهد؛ ادای حقوق؛ خدمت رسانی؛ همیاری و تعاون.



عدل گستری:


(ان الله یامر بالعدل والاحسان) عدالت صفت خداست و انسان که خلیفه خداست باید متخلق به اخلاق الهی باشد (تخلقوا باخلاق الله) عدل گستری و رعایت عدالت در بین مردم یکی از بالاترین خدماتی است که مردم انتظار آن را می‌کشند قرآن کریم می‌فرماید: (و اذا حکمتم بین‌‌الناس ان تحکموا بالعدل …) و هنگامیکه بین مردم حکم می‌کنید به عدالت حکم نمایید. و در آیه دیگر فرموده است: (ان الله یامر بالعدل والاحسان و ایتاء ذی‌القربی) به درستی که خدا به عدل و نیکی و بخشش به نزدیکان امر نموده است.


یکی از مصداق‌های خدمت‌رسانی به مردم مهربانی کردن به آنهاست، گسترش عواطف در جامعه و زدودن خشکیها و خشونت‌ها و بی‌عدالتی‌هاست. باید سختی مردم برای ما سخت و رفاه و آسایش آنها برای ما آرامش خاطر باشد.




مبادی و مبانی نهضت خدمت رسانی به مردم از منظر قرآن کریم و سیره معصومین
مبادی و مبانی نهضت خدمت رسانی به مردم


فصلنامه کوثر ـ سال سوم، شماره 9، تابستان 1382


از منظر قرآن کریم و سیره معصومین


حجة الاسلام والمسلمین مجتبی کوچکزاده



مقدمه:


بزرگترین جهاد معنوی که از جمله رموز پایداری، بقاء و تداوم انقلاب اسلامی بوده است خدمت رسانی به مردم می­باشد. سال 1382 به عنوان سال نهضت خدمت رسانی به مردم معرفی گردید تا مسئولین بیش از پیش کمر خدمت به مردم را بسته و فاصله خود را با مردم کم نموده و با ساده زیستی، قناعت ورزی، عدل گستری و گره‌گشایی از کار مردم، خود را محبوب خدا و خلق نموده و با فرهنگ سازی خدمت به مردم، تداوم­گر سیره قرآنی حضرات معصومین علیهم‌السلام در انقلاب اسلامی باشند.



واژه‌های مطرح در نهضت خدمت رسانی:


عدل‌گستری؛ رعایت میزان، عمل معروف؛ هدایت‌گری؛ اصلاح‌گری؛ امانت‌داری؛ وفای به عهد؛ ادای حقوق؛ خدمت رسانی؛ همیاری و تعاون.



عدل گستری:


(ان الله یامر بالعدل والاحسان) عدالت صفت خداست و انسان که خلیفه خداست باید متخلق به اخلاق الهی باشد (تخلقوا باخلاق الله) عدل گستری و رعایت عدالت در بین مردم یکی از بالاترین خدماتی است که مردم انتظار آن را می‌کشند قرآن کریم می‌فرماید: (و اذا حکمتم بین‌‌الناس ان تحکموا بالعدل …) و هنگامیکه بین مردم حکم می‌کنید به عدالت حکم نمایید. و در آیه دیگر فرموده است: (ان الله یامر بالعدل والاحسان و ایتاء ذی‌القربی) به درستی که خدا به عدل و نیکی و بخشش به نزدیکان امر نموده است.


یکی از مصداق‌های خدمت‌رسانی به مردم مهربانی کردن به آنهاست، گسترش عواطف در جامعه و زدودن خشکیها و خشونت‌ها و بی‌عدالتی‌هاست. باید سختی مردم برای ما سخت و رفاه و آسایش آنها برای ما آرامش خاطر باشد.


حضرت امام خمینی در خصوص عدل گستری حکومت اسلامی فرموده‌اند:


ما آرزوی یک همچنین حکومتی را داریم؛ یک حکومت عادل می‌خواهیم و حکومتی که نسبت به افراد علاقمند باشند و عقیده‌اش این باشد که باید من نان خشک بخورم مبادا یک نفر در مملکت من زندگیش پایین باشد، گرسنگی بکشد ما چنین حکومت عدلی را می‌خواهیم.



رعایت میزان:


یکی از اموری که باعث سامان یافتن مسائل اجتماعی و اقتصادی و خدمت‌رسانی به مردم می‌گردد رعایت حدود و حقوق است در قرآن کریم آمده است (فاوفوا الکیل والمیزان و لا تبخسوا الناس اشیاءهم) در سنجش کیل و وزن با مردم عدل و درستی پیشه کنید، کم و گران نفروشید.


مقام معظم رهبری در خصوص رعایت میزان و نقش آن در خدمت‌رسانی به مردم تأکید داشته‌اند. ایشان گسترش عشق و علاقه به کار و بیزاری از کم‌فروشی، بیکاری و کم‌کاری در همه اقشار مردم و بالا بردن کیفیت کارها (وجدان کاری) و سامان دادن به نظارت و بازرسی در همه امور کشور که باعث پیشگیری از جرائم می‌شود را از مصادیق خدمت‌رسانی به مردم دانسته‌اند.



عمل معروف:


یکی از امور بارز در خدمت رسانی به مردم (عمل معروف) مسئولین با مردم است. مصادیق (عمل معروف بسیار است که ما به چند نمونه از آنها بسنده می‌کنیم. اسلام‌خواهی و اسلام‌گرایی و جذب جوانان به ارزش‌های دینی با اعمال معروف و شایسته مسئولین تقویت می‌گردد و اگر اسلام و ارزش‌های آن در مقام عمل به خوبی و زیبایی نمایان‌گر شود و ظهور یابد بالاترین امر به معروف و تبلیغات اسلامی تحقق یافته است. حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله فرموده‌اند: کونوا دعاه الناس بغیر السنتکم.


برخورد نیکو با مردم و قولوا للناس حسنا - با مردم به نیکویی سخن بگویید.


انفاق و کمک به مردم الذین ینفقون فی‌السراء و الضراء - متقین کسانی هستند که در وسعت و تنگدستی انفاق می‌کنند.


مهربانی کردن با مردم ان الله بالناس لرؤف الرحیم - به درستی که خدا نسبت به مردم رئوف و مهربان است.


تواضع نسبت به مردم ولا تصعر خدک للناس و لاتمش فی‌الارض مرحا - و هرگز با تکبر و ناز از مردم رخ متاب و در زمین با غرور و تکبر قدم بر مدار.


و اخفض جناحک للمومنین - در برابر مؤمنان متواضع باش.


تسامح در انتقام و ملاطفت با مردم ولو یواخذ الله الناس بما کسبوا ما ترک علی ظهرها من دابه - اگر خداوند مردم را به خاطر کردار زشتشان مواخذه کند در پشت زمین هیچ جنبنده‌ای باقی نمی‌گذارد.


بدی‌ها را با خوبی جواب دادن ادفع بالتی هی احسن - همیشه بدی خلق را به بهترین عمل پاداش ده


احسان نمودن به مردم واحسن کما احسن الله الیک - و نیکی کن همچنانکه خداوند به تو نیکی کرد.


خیر رسانی به مردم فاستبقوا الخیرات - در کارهای خیر بر یکدیگر پیش بگیرید.


دیدار با مردم والذین یصلون ما امرالله به ان یوصل - رابطه‌هایی را که خداوند به آنها دستور داده است برقرار سازید.


مذاکره و گفتگو با مردم امام صادق علیه‌السلام فرموده‌اند:


(یجب للمومن علی المومن النصیحه له فی المشهد و المغیب):


واجب است بر مومن که ناصح و خیرخواه مومنین در آشکار و پنهان باشد.


امام صادق فرموده‌اند: به زیارت یکدیگر بروید زیرا باعث زنده گردانیدن دلهای شما و یاد نمودن احادیث ماست که شما را به هم متوجه می‌سازد و اگر به آنها عمل نمایید هدایت و نجات یابید.


از دیگر مصادیق عمل معروف، صالح و شایسته که جنبه خدمت‌رسانی به مردم دارد شادمان سازی مومنان، صله رحم، اطعام مومنان، رفع گرفتاری‌ها، دوستی و رفاقت با مردم، احیاء مومنان و حفظ آبروی آنها و حسن معاشرت و سلوک با بصیرت با مردم می‌باشد.



هدایت گری:


از جمله برنامه‌های انبیاء هدایت مردم و راهنمایی آنها به توحید، به عبادت خالصانه، به تقوی، به آزادی از اسارت‌ها و به تعلیم و تربیت بوده است (و جعلنا هم ائمه یهدون بامرنا) و آنها هادیان مردم به امر ما هستند


هدایت کردن از مصادیق بارز خدمت رسانی است. قرآن کریم می‌فرماید:


(الر * و الکتاب انزلناه الیک لتخرج الناس من الظلمات الی النور) این کتابی است که آن را فرو فرستادیم بر تو که مردم را از تاریکی به سوی روشنایی ببری.


پیامبر گرامی اسلام در ارتباط با اهمیت هدایت‌گری به عنوان یکی از بالاترین خدمات به امام علی (ع) فرموده‌اند: یک نفر به دست تو هدایت شود بهتر است برای تو از آنچه که آفتاب بر آن بتابد.



اصلاح­گری:


خداوند تبارک و تعالی یکی از وظایف انبیاء و حکومت‌های الهی را اصلاح‌گری دانسته است در قرآن کریم آمده است: و قال موسی لاخیه هارون اخلفنی فی قومی و اصلح و لا تتبع سبیل المفسدین


قرآن همه مردم را به اصلاح‌گری دعوت می‌کند و شروع این اصلاح را، اصلاح افکار و اعمال می‌داند (یصلح لکم اعمالکم و یغفرلکم ذنوبکم)


یکی از مصادیق اصلاح‌گری، اصلاح ذات البین است. امام علی (ع) در این ارتباط می‌فرمایند: (صلاح ذات البین افضل من عامه الصلاه و الصیام): آشتی دادن بین دو نفر و اصلاح اختلافات و مشاجرات آنها بالاتر از همه نمازها و روزه‌های (مستحبی) است.


اصلاح‌گری در همه ابعاد فردی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی مردم لازم است تا راه رشد و تعالی آنها هموار گردد.



امانت‌داری:


یکی از ویژگی‌های صالحان مشتاق خدمت‌رسانی به مردم امانت داری است، انبیاء الهی امین و امانت‌دار مردم بوده‌اند در 6 سوره از قرآن آمده است انی لکم رسول امین رعایت امانت از صفات مومنان است. (قد افلح المومنون … والذین هم لاماناتهم و عهدهم راعون) - خداوند تبارک و تعالی در ارتباط با رعایت امانت و ضرورت سپردن امانت به اهلش فرموده است (ان الله یامرکم ان تودو الامانات الی اهلها) و فرمان داده است که در امانت‌هایی که به ما سپرده شده است خیانت نکنیم. (یا ایها الذین آمنوا لا تخونوالله و الرسول و تخونوا اماناتکم و انتم تعلمون) ؛ کسی که در امانت خیانت کند از چشم خدا و رسول و ائمه اطهار و مردم می‌افتد و ذلیل می‌شود. (ان الله لا یحب الخائنین)


حضرت امام خمینی در ارتباط با امانت‌داری مسئولین نظام از نمایندگان مجلس گرفته تا وزرا فرموده‌اند: در جمهوری اسلامی زمامداران مردم نمی‌توانند با سوء استفاده از مقام، ثروت­اندوزی کنند و یا در زندگی روزانه امتیازی برای خود قائل شوند باید ضوابط اسلامی را در جامعه و در همه سطوح به دقت رعایت کنند و حتی پاسدار آن باشند.



وفای به عهد:


(یا ایها الذین آمنوا اوفوا بالعقود) قرآن کریم وفای به عهد را یکی از اوصاف ابرار و نیکان شمرده است. (ولکن البر من آمن بالله … و الموفون بعهدهم اذا عاهدوا) مسئولین بایستی به عهدی که با خدا، قرآن، امام، شهیدان و رهبری دارند پایبند باشند و قول‌هایی که برای خدمت صادقانه و خالصانه داده‌اند را زیر پا نگذارند، تاکید قرآن به لزوم وفای به عهد است. (و اوفوا بعهد الله عاهدتم) قرآن کریم از کسانیکه وفای به عهد داشته ستایش نموده و افرادی که عهد خود را نادیده گرفته‌اند نکوهش نموده است. قرآن به صراحت مومنان را بخاطر وفاء به عهد خویش ستایش می‌کند و منافقان را به خاطر عدم وفاء به عهد خویش مذمت می‌کند. کسانی که منافقانه با قول و پیمان‌های دروغین به مسئولیت رسیدند ولی به تمامی ارزش‌های این ملت شهید داده پشت کردند و عهد و پیمان خود را نقض کردند از رحمت الهی دور خواهند بود (والذین ینقضون عهدالله و …)


حضرت امام خمینی در این ارتباط فرموده‌اند: وصیت اینجانب به (مسئولین) در این عصر و عصرهای آینده آن است که خود را وقف در خدمت به اسلام و جمهوری اسلامی و محرومان و مستضعفان بنمایند و در کلامی دیگر فرموده‌اند: (شما هر چه خوف دارید از خودتان بترسید، از اینکه مبادا خدای نخواسته مسیر، یک مسیر دیگر بشود و راه، یک راه دیگری باشد و توجه به این چیزی که الان هست، از دست برود.



ادای حقوق:


احیای زکات، خمس، صدقات، انفاقات وظیفه مسئولین نظام اسلامی است پرداخت زکات یکی از اوصاف برجسته ابرار و صالحان و یکی از برنامه‌های مستمر مومنان بوده و نشانه آیین محکم و استوار و موجب اخوت در دین و افزایش برکت و رحمت و تطهیر اموال می‌باشد. اگر حقوقی که مومنان بر یکدیگر دارند و حقی که مردم به ویژه فقرا، مساکین، بدهکاران، در راه ماندگان و سایر از مصادیق مصرف زکات بر عهده مسئولین دارند را مورد توجه قرار دهیم و بر ادای حقوق آنها تاکید کنیم بسیاری از نابسامانی‌های اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی مرتفع گشته و ارزش‌های دینی در جامعه تقویت می‌گردد.


امام صادق علیه‌السلام فرموده‌اند: حق مسلمان بر مسلمان آن است که آن سیر نباشد و برادرش گرسنه و او سیراب و برادرش تشنه و او پوشیده و برادرش برهنه. پس چه بزرگ است حق مسلمان بر مسلمان؛ برای برادر مسلمانت بخواه آنچه برای خود می‌خواهی.


حضرت علی علیه‌السلام فرموده‌اند: خدا را، خدا را در مورد طبقه محروم فراموش نکنید آنان که دستاویزی ندارند. مستمندان و محتاجان و گرفتاران را دریابید که این دستگیری‌ها سبب خیر و برکت و دوام نعمت در زندگی انسان می‌شود.



خدمت رسانی:


پیامبر گرامی اسلام فرموده‌اند: (من اصبح لا یهتم بامور المسلمین فلیس منهم …) کسی که صبح کند و اهتمام به کارها و حوائج مسلمانان نداشته باشد از آنها نیست و کسی که ندای فردی را بشنود که مسلمانان را به یاری می‌طلبد و او را اجابت نکند مسلمان نیست و در روایت دیگر آمده است که حضرت فرموده‌اند: محبوبترین مردم نزد خدا کسی است که نفعش به مردم برسد و به خانواده‌ای شادی رساند.


امام صادق علیه‌السلام فرموده‌اند: (من قضی لاخیه المومن حاجه قضی الله عزوجل له یوم القیامه ماه الف من ذلک) کسی که حاجت مومنی را برآورد خداوند بزرگ روز قیامت صد هزار حاجت شبیه آن را از او برآورد. و در روایت دیگر حضرت فرموده‌اند: مسلمانی حاجت مسلمانی را بر نمی‌آورد مگر اینکه خدای بزرگ به او ندا می‌کند بر من است پاداش تو و راضی نمی‌شوم برای تو به کمتر از بهشت.


همچنین امام صادق (ع) فرموده‌اند: مومنی نیست که تلاش کند در جهت برآوردن حاجت برادر مومنش مگر اینکه خدای بزرگ می‌نویسد برای او در مقابل هر قدمی که برداشته، حسنه‌ای و از او گناهی محو می‌کند و درجات او بالا می‌رود و ده حاجت او برآورده می‌شود. رسول گرامی اسلام (ص) در ارتباط با خدمت رسانی فرموده‌اند: کسی که مومنی را یاری کند خداوند هفتاد و سه گرفتاری را از او برطرف سازد که یکی از آنها در دنیا و هفتاد گرفتاری در عالم آخرت از او برطرف می‌شود.


و در روایت دیگر از حضرت آمده است: کسی که حاجت مومنی را برآورد خداوند حوائج زیادی از او برآورده نماید که کمترینش دخول به بهشت است.



همیاری و تعاون:


افزایش روحیه همیاری و تعاون و تقویت این فرهنگ کارساز در حل معضلات و مشکلات فرهنگی - اجتماعی، سیاسی و اقتصادی یکی از وظائف مسئولین نظام می‌باشد. فرهنگ همیاری و تعاون در صدر اسلام رمز موفقیت مسلمانان بوده است و ما همین روحیه را در سال‌های اول انقلاب به صورت چشمگیر مشاهده نمودیم، همیاری و تعاون مردم در پیشرفت نظام مقدس اسلامی نقش بسزایی دارد. انحراف این همیاری و تعاون موجب گسترش نابسامانی و روحیه بی تفاوتی در اقشار مختلف مردم نسبت به مسائل مبتلا به جامعه می‌شود.


قرآن کریم می‌فرماید: تعاونوا علی‌البر و التقوی و لا تعاونوا علی الاثم و العدوان.



مصادیقی دیگر از خدمت رسانی:


از دیگر فعالیت‌های مسئولین برای خدمت‌رسانی به مردم بر اساس فرهنگ قرآنی و سیره انسان‌ساز معصومین علیهم‌السلام موارد ذیل می‌باشد:


تقویت ایمان مردم و گسترش تقوا


تقویت ولایت و ولایت­پذیری


تقویت فرهنگ دینی و دین مداری


توجه به قرض‌الحسنه و توسعه خیریه


مصادیقی از خدمت‌رسانی به مردم در فرمایشات مقام معظم رهبری:


ایجاد امنیت و آسایش روحی، اجتماعی - شغلی و معیشتی به گونه‌ای که باعث افزایش امید و بالندگی و شکوفایی گردد.


ایجاد اشتغال مولد و رفع بیکاری و توسعه اقتصادی کشور


تربیت مدیران کارساز، کارآمد و متعهد و متخصص


مبارزه جدی با بی‌سوادی و بالا بردن فهم اجتماعی و احترام به قانون


مبارزه با فقر، فساد، تبعیض و بی‌عدالتی


کشف استعدادها و رشد استعدادهای درخشان در جهت پیشرفت کشور اسلامی


جلوگیری از اسراف و تبذیر در همه ابعادش (آب، برق، گاز، نفت، بنزین، وقت، عمر …)


تشویق به ازدواج صحیح و مطلوب اسلامی با ارائه مشاوره‌های خانوادگی به نسل جوان


گسترش مسکن و افزایش خانه‌های ارزان قیمت و ایجاد تمهیدات لازم برای خانه‌دار شدن بی‌خانمان‌ها


سامان دادن آموزش‌ها برای بالابردن کارایی نیروها و افزایش مهارت‌های تخصصی


سامان دادن به نظارت و بازرسی در همه امور کشور که باعث پیشگیری از جرائم و اصلاح مجرمین می‌گردد.


بالابردن ارزش پژوهش و تحقیقات در مسائل آموزشی کشور


افزایش روحیه و فرهنگ وجدان‌کاری و گسترش عشق و علاقه به کار و بیزاری از بیکاری و کم کاری.


گسترش انضباط اقتصادی و مبارزه با اسراف و تبذیر.


مبارزه با رباخواری - رشوه‌خواری و گسترش نظام قرض­‌الحسنه


 


 



--------------------------------------------------------------------------------


1. سال 1382 را رهبر معظم انقلاب اسلامی سال نهضت خدمت رسانی به مردم معرفی نمودند.


2. قرآن کریم - سوره نحل آیه 90.


3. قرآن کریم - سوره نساء آیه 58.


4. قرآن کریم - سوره نحل آیه 90.


5. اشاره‌ ای به آیه 119 سوره هود.


6. در جستجوی راه از کلام امام خمینی - دفتر اول صفحه 23.


7. قرآن کریم - سوره اعراف آیه 85.


8. اصول کافی مجلد 3.


9. قرآن کریم - سوره بقره آیه 83.


10. قرآن کریم - سوره آل عمران آیه 134.


11. قرآن کریم - سوره حج آیه 65.


12. قرآن کریم - سوره لقمان آیه 18.


13. قرآن کریم - سوره حجر آیه 88.


14. قرآن کریم - سوره فاطر آیه 45.


15. قرآن کریم - سوره فصلت آیه 34.


16. قرآن کریم - سوره قصص آیه 77.


17. قرآن کریم - سوره مائده آیه 48.


18. قرآن کریم - سوره رعد آیه 21.


19. اصول کافی جلد 3 ص 296 حدیث 2.


20. اصول کافی جلد 3 ص 268 حدیث 2.


21. برای استفاده از احادیث مربوطه به مجلدات سوم و چهارم اصول کافی مراجعه نمائید.


22. قرآن کریم - سوره انبیاء آیه 73.


23. قرآن کریم - سوره ابراهیم آیه 1.


24. قرآن کریم - سوره اعراف آیه 142.


25. قرآن کریم - سوره احزاب آیه 7.


26. نهج‌البلاغه - نامه 48.


27. سوره‌های دخان / 17 - شعراء 106 - شعراء 125 - شعراء 142 - شعراء 26 و شعراء 178.


28. قرآن کریم - سوره مومنون آیه 8.


29. قرآن کریم - سوره نساء آیه 58.


30. قرآن کریم - سوره انفال آیه 27.


31. قرآن کریم - سوره انفال آیه 58.


32. صحیفه نور ج 2 ص 280.


33. قرآن کریم - سوره بقره آیه 177.


34. قرآن کریم - سوره نحل آیه 91.


35. قرآن کریم - سوره احزاب - آیات 15- 16- 123.


36. قرآن کریم - سوره رعد آیه 25.


37. صحیفه نور ج 16 ص 263.


38. قرآن کریم - سوره حج آیه 41.


39. قرآن کریم - سوره توبه آیه 60.


40. اصول کافی جلد 3 صفحه 212.


41. نهج‌البلاغه (ترجمه صبحی صالح) ص 438.


42. اصول کافی جلد 3 صفحه 239 حدیث 5.


43. اصول کافی جلد 3 صفحه 239 حدیث 6.


44. اصول کافی جلد 3 صفحه 277 حدیث 1.


45. اصول کافی جلد 3 صفحه 277 حدیث 7.


46. اصول کافی جلد 3 صفحه 283 حدیث 5.


47. اصول کافی جلد 3 صفحه 286 حدیث 25.


48. میزان‌الحکمه جلد 2 صفحه 539.


49. قرآن کریم - سوره مائده آیه 2.


50. سخنرانی‌های متعدد مقام معظم رهبری در سال 1382.


برچسب ها: مبادی و مبانی نهضت خدمت رسانی به مردم از منظر قرآن کریم و سیره معصومین ،

یکشنبه 20 بهمن 1387

الگوهای خدمتگزاری

   نوشته شده توسط: ر راشدی    

الگوهای خدمتگذاری



«خدمتگزاری» فلسفه «کارگزاری»


آزادی از قید و بند غیر خدا تحفه‏ای الهی است؛1 اما مردم از آن رو «حکومت» و سلطه دیگران را بر خود می‏پذیرند که حاکمان می‏توانند در تعاملات انسانی، نظم و عدالت را بر جامعه مستولی سازند و با برچیدن دامنِ فزون خواهان و احقاق حقوق مظلومان، بستر لازم را برای زندگی توأم با کرامت انسانی فراهم سازند.2 به بیانی دیگر مردم به آن امید به پذیرش نظامهای حکومتی ـ که محدود کننده آزادی آنهاست ـ سوق پیدا می‏کنند، که «حاکمان»، «خادمان ملت» در مسیر بازگرداندن حقوق آنان باشند.3 و البته در نظامهای اسلامی دامنه این خدمتگزاری علاوه بر حقوق دنیایی، حقوق معنوی و دینی را هم شامل می‏شود و حاکمان، وظیفه دارند در هر دو جبهه، خادم مردم و حافظ منافع آنان باشند. این فلسفه برای حکومت، آموزه‏ای نبوی و علوی است. به یاد آوریم این سخن امام علی علیه‏السلام را که فرمود: «اَللّهُمَّ اِنَّکَ تَعْلَمُ اَنَّهُ لَمْ یَکُنِ الَّذی کانَ مِنّا مُنافَسَةً فی سُلْطانٍ وَلا الْتِماسَ شَیْ‏ءٍ مِنْ فُضُولِ الْحُطامِ وَلکِنْ لِنَرِدَ الْمَعالِمَ مِنْ دینِکَ وَ نُظْهِرَ الاِصْلاحَ فی بِلادِکَ فَیَأْمَنَ الْمَظْلُومُونَ مِنْ عِبادِکَ وَتُقامَ الْمَعَطَّلَةُ مِنْ حدُودِکَ4؛

خدایا، تو می‏دانی آنچه از ما صادر شد (اقدام برای حکومت) به خاطر رغبت در حکومت یا به دست آوردن مال دنیا نیست؛ بلکه برای این است که نشانه‏های دین تو را باز گردانیم و اصلاح را در شهرهایت اشکار سازیم تا بندگان ستم‏دیده‏ات امنیت یابند و مقرّرات فراموش شده‏ات، اجرا شود.»

با چنین دیدگاهی بود که آن حضرت در حال وصله زدن به کفش بی‏ارزش خود «عبداللّه‏ بن عباس» را مخاطب می‏سازد و می‏فرماید:

«به خدا قسم! این کفش بی‏ارزش، برای من دوست داشتنی‏تر از حکومت بر شماست! مگر اینکه حقی را به پا دارم یا باطلی را دفع سازم!»5

ائمّه معصومین علیهم‏السلام یکی پس از دیگری همین تعریف را از کارکرد حکومت داشته‏اند. اساسا حکومت اسلامی بدون خدمتگزاری به مردم در امور دین و دنیا ـ که به طور کلّی با عنوان «احیاء حق و اماته باطل» از آن یاد می‏شود ـ حکومت اسلامی نیست.6

با این مقدمه، به بازخوانی بخشهایی از زندگی بزرگ مردی می‏نشینیم که در مدّت اندک حکومت خود، بالاترین مصداقهای خدمت را در کارنامه خدمتگزاری اش به یادگار نهاد و الگوی خدمت رسانان در حکومت اسلامی شد؛ همو که مردم ایران اسلامی اسوه‏اش می‏دانند و یادش را هرگز از خاطره‏ها نخواهند زدود.





الگوهای خدمتگذاری



«خدمتگزاری» فلسفه «کارگزاری»


آزادی از قید و بند غیر خدا تحفه‏ای الهی است؛1 اما مردم از آن رو «حکومت» و سلطه دیگران را بر خود می‏پذیرند که حاکمان می‏توانند در تعاملات انسانی، نظم و عدالت را بر جامعه مستولی سازند و با برچیدن دامنِ فزون خواهان و احقاق حقوق مظلومان، بستر لازم را برای زندگی توأم با کرامت انسانی فراهم سازند.2 به بیانی دیگر مردم به آن امید به پذیرش نظامهای حکومتی ـ که محدود کننده آزادی آنهاست ـ سوق پیدا می‏کنند، که «حاکمان»، «خادمان ملت» در مسیر بازگرداندن حقوق آنان باشند.3 و البته در نظامهای اسلامی دامنه این خدمتگزاری علاوه بر حقوق دنیایی، حقوق معنوی و دینی را هم شامل می‏شود و حاکمان، وظیفه دارند در هر دو جبهه، خادم مردم و حافظ منافع آنان باشند. این فلسفه برای حکومت، آموزه‏ای نبوی و علوی است. به یاد آوریم این سخن امام علی علیه‏السلام را که فرمود: «اَللّهُمَّ اِنَّکَ تَعْلَمُ اَنَّهُ لَمْ یَکُنِ الَّذی کانَ مِنّا مُنافَسَةً فی سُلْطانٍ وَلا الْتِماسَ شَیْ‏ءٍ مِنْ فُضُولِ الْحُطامِ وَلکِنْ لِنَرِدَ الْمَعالِمَ مِنْ دینِکَ وَ نُظْهِرَ الاِصْلاحَ فی بِلادِکَ فَیَأْمَنَ الْمَظْلُومُونَ مِنْ عِبادِکَ وَتُقامَ الْمَعَطَّلَةُ مِنْ حدُودِکَ4؛

خدایا، تو می‏دانی آنچه از ما صادر شد (اقدام برای حکومت) به خاطر رغبت در حکومت یا به دست آوردن مال دنیا نیست؛ بلکه برای این است که نشانه‏های دین تو را باز گردانیم و اصلاح را در شهرهایت اشکار سازیم تا بندگان ستم‏دیده‏ات امنیت یابند و مقرّرات فراموش شده‏ات، اجرا شود.»

با چنین دیدگاهی بود که آن حضرت در حال وصله زدن به کفش بی‏ارزش خود «عبداللّه‏ بن عباس» را مخاطب می‏سازد و می‏فرماید:

«به خدا قسم! این کفش بی‏ارزش، برای من دوست داشتنی‏تر از حکومت بر شماست! مگر اینکه حقی را به پا دارم یا باطلی را دفع سازم!»5

ائمّه معصومین علیهم‏السلام یکی پس از دیگری همین تعریف را از کارکرد حکومت داشته‏اند. اساسا حکومت اسلامی بدون خدمتگزاری به مردم در امور دین و دنیا ـ که به طور کلّی با عنوان «احیاء حق و اماته باطل» از آن یاد می‏شود ـ حکومت اسلامی نیست.6

با این مقدمه، به بازخوانی بخشهایی از زندگی بزرگ مردی می‏نشینیم که در مدّت اندک حکومت خود، بالاترین مصداقهای خدمت را در کارنامه خدمتگزاری اش به یادگار نهاد و الگوی خدمت رسانان در حکومت اسلامی شد؛ همو که مردم ایران اسلامی اسوه‏اش می‏دانند و یادش را هرگز از خاطره‏ها نخواهند زدود.


خدمت به مردم



الف) پیش از کارگزاری


مرحوم شهید رجایی همواره خدمتگزار مردم بود. خاطرات خدمتگزاری ایشان قبل از دوران مسئولیت و کارگزاری زیاد است که فقط به چند نمونه اشاره می‏کنیم:

* یکی از دوستان آقای رجایی می‏گفت: «ما واقعا ایشان را نمی‏شناسیم. یک روز که می‏خواستم به دیدنش بروم، دیدم از منزل خارج شد. با او همراه شدم. به جای خیابان ایران که نزدیک خانه بود، به میدان ژاله (لاله) رفتیم. آنجا با صاحب دکه‏ای خوش و بشی کرد و بعد دور از چشم او میوه‏هایی را که زده داشت و دیگران نمی‏خریدند در پاکت ریخت. از کارش تعجب کردم، مخصوصا وقتی میوه‏های خوب را من در پاکت می‏ریختم و او در می‏آورد و دوباره از همان میوه‏های خراب می‏ریخت. پس از پرداخت پول برگشتیم. علّت را پرسیدم. خندید و گفت:

تو چه کار به این کار داری؟ با اسرار من بالاخره در منزل جریان را توضیح داد و گفت: این برادر ما، دو پسر داشت که یکی را ساواک شهید کرد و دیگری را به زندان انداخته است و او درآمدی غیر این کار ندارد. چند نفر از دوستان قرار گذاشته‏ایم بدون اطلاع او، در طول هفته از مغازه‏اش خرید کنیم و میوه‏های وازده‏اش را به قیمت خوبی بخریم تا اموراتش بگذرد!!»7

* شهید رجایی در عرصه خدمت فرهنگی با جان و دل کار می‏کرد. یکی از همکاران او می‏گوید: «به جای 22 ساعت، 40 ساعت کار می‏کرد. گاهی از من می‏خواست صبحها نیم ساعت برای کلاس او زودتر در مدرسه را باز کنم. مدارس آن زمان 2 شیفته بود و کلاسهای صبح ساعت 12 تمام می‏شد. او می‏گفت: به بچّه‏ها گفته‏ام چیزی برای ناهار بیاورند و در مدرسه بمانند. زنگ عصر هم که ساعت 4 می‏خورد بعضی وقتها تا 6 بعدازظهر با بچّه‏ها کار می‏کرد. بر اثر تلاش و خدمت صادقانه او معدل قبولی دبیرستان ما در درس ریاضی که 30 درصد بود به 90 درصد رسید و از مدارس ملّی آن روز هم جلو افتادیم.»

این همه در حالی بود که او از لحاظ مالی نیز وضع مناسبی نداشت و در مدارس پایین شهر با حقوق 38 تومان خدمت می‏کرد و به رغم تسلط فراوان به درس ریاضی و دعوتهای مکّرر برای تدریس در بالای شهر با حقوق 108 تومان می‏گفت: تدریس در جنوب شهر را دوست دارم.8


ب) دوران کارگزاری


این دوره از زندگی شهید رجایی از سال 1358 ش. همزمان با تصدّی کفالت «وزارت آموزش و پرورش» آغاز می‏شود. وزارت آموزش و پرورش، نمایندگی مردم در مجلس شورای اسلامی (1359 ش.)، نخست وزیری (1359 ش.) و بالاخره ریاست جمهوری (1360 ش.) دیگر مسئولیتهای او بود که تا 8/6/1360 یعنی لحظه شهادتش همراه حجت الاسلام والمسلمین باهنر در ساختمان نخست وزیری تداوم یافت. در تمام این دوران، شهید رجایی بسان شمعی می‏سوخت و روشناییش رابه پهنه ایران ستمدیده از دوران طاغوت می‏رساند.

همسرش می‏گوید: «کمتر کسی می‏فهمید رجایی چه کار می‏کند. یک مرتبه می‏دیدند که رجایی به زندان رفت، یا کار خیری انجام شده و یا قرض الحسنه‏ای به کسی داده، ولی خودش هیچ وقت حتی به من که همسرش و همراهش بودم، و به او نزدیک بودم، نمی‏گفت و مخصوصا در مورد خدماتی که انجام می‏داد، چیزی نمی‏گفت. به طوری که از دیگران پی می‏بردم چه کارهایی در جامعه انجام می‏دهد. حتی امام فرمودند چرا کارهایی را که انجام می‏دهید، به مردم نمی‏گویید؟ او می‏گفت: من روزی آرام می‏گیرم که مردم به یک رفاه نسبی رسیده باشند.9 نمونه‏هایی از خدمتگزاری وی در این دوره را می‏خوانیم.


احساس مسئولیت


«یک بار که به اتاق کارش وارد شدم، ساعت 12 شب بود. او پتویی را کف اطاق پهن کرده و یک بالش هم کنارش گذاشته و مشغول مطالعه نامه‏هایی بود که رو به رویش قرار داشت. گفتم: لااقل نصف استراحتی را که در منزل می‏کنی،اینجا بکن تا فردا صبح بتوانی با نشاط بهتر کارت را شروع کنی. گفت: روی همه این نامه‏ها نوشته شده است محمد علی رجایی. من مسئول هستم که نامه‏های مردم را بخوانم و جواب دهم. چون امید آنها به نامه هایشان است.»10


خستگی برای مزدور


«بارها شاهد بودم محافظی که همیشه پشت سر آقای رجایی سرحال و هوشیار بود، آخر شب یعنی 12 و 5/12، دیگر نمی‏کشید و مدام چرت می‏زد، امّا خودش اصلاً چیزی به نام خستگی نمی‏شناخت. پس از شهادتش احساس کردم علّت آن همه پرکاری این بود که گویا می‏دانست فرصت زیادی برای ماندن ندارد که با رفع خستگی بگذراند. یک بار به او گفتم: شما که در این سفرها این همه ملاقات و برنامه فشرده دارید، چه طور احساس خستگی نمی‏کنید؟ تبسّمی کرد و گفت: کسی خسته می‏شود که مزدور باشد! من که مزدور نیستم. من مزدم را قبلاً گرفته‏ام. پرسیدم: کی؟ گفت: وقتی انقلاب اسلامی پیروز شد.11»


ماجرای حاج اکبر


«فردی به نام حاج اکبر می‏گفت: در سال 1346 ش. در چهار راه گلوبندک یک وانت گرفته بودم تا مقداری خوراکی و پوشاک برای مستمندان ببرم. منتظر بودم کسی را بیابم که کم کم کند. از دور آقایی متین و مؤدب را دیدم و از او خواهش کردم کمک کند. او هم با چهره‏ای گشاده آمد و با هم جنسها را به وانت ریختیم و چون جا برای نشستن نبود، خودش هم پشت وانت نشست تا به مقصد رسیدیم و جنسها را تقسیم کردیم.

سالها بعد، یک روز در تلویزیون دیدم نخست وزیر مصاحبه می‏کند، تا دقت کردم دیدم همان جوان است. به نخست وزیری رفتم و به مسئول دفتر گفتم: بگویید حاج اکبر آمده است. آقای رجایی با آغوش باز مرا پذیرفت و از من خواست هر وقت برای کمک به مستمندان چیزی خواستم به نخست وزیری بروم. من بارها خدمت او رفتم و پول و امکانات جهت رفع نیاز فقرا و مستمندانی که می‏شناختم گرفتم و تقسیم کردم.12»


حقوق فقرا


«یک بار که به بهشت زهرا رفته بودیم، یک پیرمرد و پیرزن روستایی ـ که بعدا معلوم شد از اطراف اردبیل آمده‏اند ـ را به مزار شهید رجایی راهنمایی کردم. آنها بقچه ساده شان را روی قبر پهن کردند و پیرمرد خطاب به شهید رجایی در حالی که دستش را به قبر می‏کشید و به نان و پنیرش اشاره می‏کرد، گفت: این غذا از همان حقوقی است که در روزهای اول نخست وزیری برای ما معین کردی!»13


حساسیت نسبت به مناطق محروم


توجه ویژه به محرومان ـ که از نکات بارز در زندگی شهید رجایی در هر دو دوره کارگزاری و قبل از آن است ـ ریشه در آموزه‏های دینی دارد. به یاد آوریم این توصیه امام علی علیه‏السلام به مالک اشتر را که فرمود:

«اَللّه‏َ اَللّه‏َ فِی الطَّبَقَةِ السُّفْلی مِنَ الَّذینَ لا حیلةَ لَهُمْ مِنَ الْمَساکینَ وَالْمُحْتاجینَ وَاَهْلَ البُؤْسی وَالزَّمْنی؛14

خدا را، خدا را در مورد طبقه پایین جامعه. آن محرومان، تهی دستان، نیازمندان و گرفتارانی که [در سختیها، امرار معاش و...] هیچ راه فراری از گرفتاریها ندارند.»

در نظام جمهوری اسلامی، به این مسئله، رویکردی اساسی شده است؛ تا آنجا که امام خمینی چنین وصیت می‏کند:

«به مجلس و دولت و دست اندرکاران توصیه می‏کنم که قدر این ملت را بدانند و در خدمتگزاری به آنان خصوصا مستضعفان و محرومان و ستمدیدگان که نور چشم ما و اولیای نعم ما هستند و جمهوری اسلامی ره آورد آنان و با فداکاریهای آنان تحقق پیدا کرد وبقای آن نیز مرهون خدمات آنان است فرو گذار نکنند... از گناهان بزرگ و نابخشودنی مسامحه در امر مسلمین است. هر کس به مقدار توانش وحیطه نفوذش لازم است در خدمت اسلام و میهن باشد.»15

در خاطرات آورده‏اند: «آقای رجایی نسبت به مناطق محروم و حل مشکل مردم حساسیت نشان می‏داد. یک بار که از بوشهر برگشته بودم، در جلسه خانوادگی، ایشان را دیدم و گفتم: دایی جان شما این همه از رسیدگی به مناطق محروم حرف می‏زنید، آن وقت مردم بندر بوشهر آب خوردن ندارند. سال بعد که به مناسبتی به بوشهر رفتم، دیدم مشکل آب خوردن آن منطقه دور افتاده با پیگیریهای مجدانه ایشان حل شده و مردم بوشهر می‏توانند از آبی که از دهنو به آنجا منتقل شده استفاده کنند.»16


ارزش خدمت کردن به مردم


شهید رجایی به دلیل نداشتن چند وزیر، خیلی تحت فشار بنی صدر بود و او افراد پیشنهادی رجایی را قبول نمی‏کرد. آن روز که رجایی مشکلات دولتش را به طور غیر علنی به نمایندگان توضیح می‏داد، گفت: به خاطر اسلام و شهدا اعلام می‏کنم و به خود آقای بنی صدر هم گفته‏ام: حاضرم تا آنجا در خدمت به این مردم در اوضاع حساس جاری کشور با او کنار بیایم که مرا جاروکش خود بداند؛ یعنی به او گفته‏ام: برای خدمت به این مردم حاضرم هر روز بیایم و دفترتان را جارو بکنم.17




1. قالَ علیٌ علیه‏السلام :« لا تکُنْ عَبْدَ غَیْرِکَ وَ قَدْ جَعَلَکَ اللّهُ حُرّاً؛بنده دیگری نباش در حالی که خداوند تو را آزاد آفریده است.» بحارالانوار، ج74، ص227.

10. همان. ص416، محمّد حسین رجایی.

11. همان، ص419 و 420، صادق عزیزی.

12. همان. ص595، محمود صدیقی خواهر زاده شهید رجایی.

13. همان، ص 600، حدیده چی، فرمانده سپاه وقت همدان.

14. نهج البلاغه فیض، خطبه 53.

15. وصیت نامه امام خمینی رحمه‏الله .

16. سیره شهید رجایی، ص601. مسعود رسولی.

17. همان، ص664، دکتر محمد رجاییان.

2. قال علی علیه‏السلام «لابُدَّ لِلنّاسِ مِنْ اِمارَةٍ یَعْمَلُ فیهَا الْمُؤْمِنُ وَیَسْتَمْتِعُ فیهَا الفاجِرُ وَالْکافِرُ وَیُبَلِّغُ اللّه‏ُ فیها الاَجَلَ؛ مردم چاره‏ای جز حاکمیتی ندارند که در آن مؤمن، کار کند و فاجر و کافر بهره‏مند شوند و خداوند اجل را برساند.» کنزالفوائد، خ31567.

3. ر.ک: صحیفه نور، سخنان امام خمینی رحمه‏الله پیرامون حکومت و فلسفه آن از جمله: «اگر به من خدمتگزار بگویید، بهتر از این است که رهبر...» (ج12، ص456) «اگر خدمت به مردم کردید، مقام برای شما صلاحیت دارد» (ج15، ص125 خطاب به شهید رجایی) «شرافت همه ما به این است که خدمت به خلق خدا کنیم» (کلمات قصار، ص139).

4. نهج البلاغه، ص 188؛ شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدیه، ج8، ص363.

5. همان، خ 33. و ر.ک.به: بحارالانوار، ج 40، ص328 و...

6. «هر چند ما به اسم نظام اسلامی حکومت می‏کنیم... ولی اهدافی که نظام اسلامی تعیین کرده اگر محقق نشود، آن نظام اسلامی نیست.» آیت اللّه‏ مصباح یزدی، کیهان، 22مرداد 1382، ص18.

7. سیره شهید رجایی، ص401. خاطرات این مقاله برگرفته از«سیره شهید رجایی»، می‏باشد. تالیف غلامعلی رجایی، نشر شاهد، تهران، 1377.

8. همان، ص353 و 305.

9. همان، ص385.



یکشنبه 20 بهمن 1387

خدمت رسانى و خوبى به مردم

   نوشته شده توسط: ر راشدی    

خدمت رسانى و خوبى به مردم 

طلیعه سخن



در سالى که به فرمان رهبر معظم انقلاب سال نهضت خدمت رسانى نام گرفته، اهتمام در رفع مشکلات مردم امرى لازم و واجب است و این مسئولیت بیشتر به عهده افرادى است که باحمایت و مجاهدت اقشار مختلف این ملت شریف به مقام و موقعیتى عالى دست یافته‏اند. جامعه‏اى که رهبران و مسئولان دینى و اجتماعى در آن پیشگام خدمت رسانى باشند مصداق جامعه قرآنى است، زیرا در بینش توحیدى، بزرگان هر ملتى طبیبان دوّارى هستند که شیفتگان خدمت اند نه تشنگان قدرت. از روى آورى به مشکلات مردم، دل خسته و ملول نمى‏شوند بلکه با شتاب و عدم اتلاف وقت زمینه اعتماد و خوش‏بینى را در مردم به وجود مى‏آورند.


امام خمینى (ره) بارها مسئولین نظام را در راه خدمت و نیکى به مردم تشویق کردند واز این که خود خدمت گزار ملت باشد اظهار رضایت مى‏نمود. ایشان در دستورالعملى چنین به فرزند خویش نگاشته‏اند: آنچه گفتم بدان معنا نیست که خود را از خدمت به جامعه کنارکشى و گوشه‏گیر و کلّ بر خلق اللّه باشى که این از صفات جاهلان متنسّک است یا درویشان دکان دار... از زیر بار مسئولیت انسانى، که خدمت به حق در صورت خدمت به خلق است، شانه خالى مکن. [1]


این تعبیر امام خمینى (ره) از نگرشى ژرف سرچشمه مى‏گیرد که انسان حقیقت جو خدمت به خلق را جداى از بندگى خالق نمى‏بیند و در واقع مردم را عیال خدا مى‏داند و از خدمت به آنها سرباز نمى‏زند.چنان چه این دید به صورت فرهنگ درآمده و مسئولان با عزمى راسخ در پى انجام وظایف محوله گام بردارند مردم با دل گرمى بیشتر در امر حفاظت از نظام در صحنه حاضر مى‏گردند.


امام على (ع) درباره نیکى و خدمت به خلق مى‏فرماید: این را بدان که در جلب خوش بینى مسئولان نسبت به کارمندان و زیر دستان و شهروندان چیزى کار سازتر از خدمت به آنان و کاستن هزینه‏هاى


زندگیشان و حذف تحمیل هانیست. پس در این زمینه طورى رفتار کن که با تکیه برآن خوش بینى و اعتماد زیر دستانت فراهم شود. [2]



خدمت رسانى
در فرهنگ اسلام موضوع خدمت رسانى به مردم؛ خصوصاً صالحان و مؤمنان از جایگاه ویژه‏اى برخوردار است. اولیاى الهى همواره در خدمت به خلق پیش قدم بوده و به پیروان خویش سفارش نموده‏اند که در انجام این فریضه مهم که از عالى‏ترین درجات دیندارى است همت گماشته و در نفع رسانى به مردم ولو با خدمتى اندک از هیچ کوششى دریغ نورزند.


این عمل چندان با اهمیت است که پیامبر اکرم (ص) میزان محبوبیت نزد خدا را وابسته به آن دانسته و مى‏فرماید:




خدمت رسانى و خوبى به مردم
زهرا نساج



طلیعه سخن
در سالى که به فرمان رهبر معظم انقلاب سال نهضت خدمت رسانى نام گرفته، اهتمام در رفع مشکلات مردم امرى لازم و واجب است و این مسئولیت بیشتر به عهده افرادى است که باحمایت و مجاهدت اقشار مختلف این ملت شریف به مقام و موقعیتى عالى دست یافته‏اند. جامعه‏اى که رهبران و مسئولان دینى و اجتماعى در آن پیشگام خدمت رسانى باشند مصداق جامعه قرآنى است، زیرا در بینش توحیدى، بزرگان هر ملتى طبیبان دوّارى هستند که شیفتگان خدمت اند نه تشنگان قدرت. از روى آورى به مشکلات مردم، دل خسته و ملول نمى‏شوند بلکه با شتاب و عدم اتلاف وقت زمینه اعتماد و خوش‏بینى را در مردم به وجود مى‏آورند.


امام خمینى (ره) بارها مسئولین نظام را در راه خدمت و نیکى به مردم تشویق کردند واز این که خود خدمت گزار ملت باشد اظهار رضایت مى‏نمود. ایشان در دستورالعملى چنین به فرزند خویش نگاشته‏اند: آنچه گفتم بدان معنا نیست که خود را از خدمت به جامعه کنارکشى و گوشه‏گیر و کلّ بر خلق اللّه باشى که این از صفات جاهلان متنسّک است یا درویشان دکان دار... از زیر بار مسئولیت انسانى، که خدمت به حق در صورت خدمت به خلق است، شانه خالى مکن. [1]


این تعبیر امام خمینى (ره) از نگرشى ژرف سرچشمه مى‏گیرد که انسان حقیقت جو خدمت به خلق را جداى از بندگى خالق نمى‏بیند و در واقع مردم را عیال خدا مى‏داند و از خدمت به آنها سرباز نمى‏زند.چنان چه این دید به صورت فرهنگ درآمده و مسئولان با عزمى راسخ در پى انجام وظایف محوله گام بردارند مردم با دل گرمى بیشتر در امر حفاظت از نظام در صحنه حاضر مى‏گردند.


امام على (ع) درباره نیکى و خدمت به خلق مى‏فرماید: این را بدان که در جلب خوش بینى مسئولان نسبت به کارمندان و زیر دستان و شهروندان چیزى کار سازتر از خدمت به آنان و کاستن هزینه‏هاى


زندگیشان و حذف تحمیل هانیست. پس در این زمینه طورى رفتار کن که با تکیه برآن خوش بینى و اعتماد زیر دستانت فراهم شود. [2]



خدمت رسانى
در فرهنگ اسلام موضوع خدمت رسانى به مردم؛ خصوصاً صالحان و مؤمنان از جایگاه ویژه‏اى برخوردار است. اولیاى الهى همواره در خدمت به خلق پیش قدم بوده و به پیروان خویش سفارش نموده‏اند که در انجام این فریضه مهم که از عالى‏ترین درجات دیندارى است همت گماشته و در نفع رسانى به مردم ولو با خدمتى اندک از هیچ کوششى دریغ نورزند.


این عمل چندان با اهمیت است که پیامبر اکرم (ص) میزان محبوبیت نزد خدا را وابسته به آن دانسته و مى‏فرماید: بهترین مردم کسى است که براى دیگران سودمندتر باشد. [3]


از دیگر وجوه خدمت به خلق، بُعدِ عبادى آن است، زیرا عبادت تنها به روزه گرفتن و نمازخواندن محدود نمى‏شود و چنان چه فکر، قلب و اعضا در خدمت حق باشند و اعمال خالصانه در راه رضاى خدا انجام پذیرد داشتن روحیه خدمت گذارى نیز زمینه ساز عبادت پروردگار است:


در آموزه‏هاى دینى خدمت به مردم وظیفه هر فرد مسلمان و جزء برنامه‏هاى اصلى پیامبران و اساس اخلاق اسلامى است. اهمیت این مطلب به حدى است که پیامبر اکرم (ص) کسانى را که با بى توجهى و غفلت از پذیرش این مسئولیت شانه خالى مى‏کنند، مسلمان نمى‏داند:«من اصبح لایهتم بامور المسلمین فلیس منهم و من سمع رجلا ینادى یا للمسلمین فلم یجبه فلیس بمسلم؛ [4] کسى که در هر صبحگاه به امور مسلمین همت نگمارد و در اندیشه کارهاى آنان نباشد از آنها نیست و کسى که بشنود مردى فریاد مى‏زند و کمک مى‏طلبد و به او کمک نکند مسلمان نیست».


از آن جا که زندگى اجتماعى بر پایه ارتباطات سنجیده و در سایه خیرخواهى وعلاقه به هم نوع، پایه ریزى گردیده و بر اساس تعاون و خدمت به هم قوام مى‏یابد، لازم است افراد به فکر منفعت خویش نباشند ودر پى ارضاى غرایز شخصى قدم برندارند، بلکه به نفع دیگران نیز گام بردارند، درد آنها را درد خود دانسته و در درمانش بکوشند. چنین اندیشه مثبتى موجب مى‏شود تیرگى‏ها و مشکلات از آسمان زندگى انسان‏ها کنار رفته و درد دردمندان به داروى جانبخش طبیبان دوّار (خدمت گزاران) درمان شود و به مدد دست‏هاى تواناى آنها جامعه‏اى پیشرو، سالم و سربلند به وجود آید.



خوبى و احسان
احسان به مردم ویژگى‏اى است پسندیده که بارها قرآن کریم انسان‏ها را به انجامش ترغیب نموده است. خداوند متعال نیکوکاران را دوست دارد و آنها را به پاداشى عظیم مژده داده است. دست‏گیرى از مردم و کمک در حل مشکلات مادى ومعنوى آنها و شادکردن قلوب مؤمنین جلوه‏هایى از احسان است. نیکى به مردم خصلتى است ارزشمند که با ایمان به خدا موقعیتى را به وجود مى‏آورد که انسان با تکیه بر فضل پروردگار، با شور و علاقه، خوبى راترویج کند وباعشق و ایثار در برداشتن موانع از سر راه دیگران لذت آسوده زیستن را به کامشان گوارا کند. در پرتو احسان، عدالت اجتماعى و انصاف پدیدار مى‏گردد و فرمان قرآن کریم تحقق مى‏یابد: «انّ الله یامر بالعدل و الاحسان؛ [5] خدا فرمان مى‏دهد به عدل و احسان.


از ثمرات احسان، رفع کدورت‏ها، حذف دشمنى‏ها و به وجود آوردن فضایى است که همه از احساس یک رنگى و همدلى لذت مى‏برند. این اندیشه که انسان در افق دیدش بندگان خدا را نیز جاى دهد، برخاسته از طبعى عالى و جوهره انسانى است که خداوند به بشر ارزانى داشته است. وقتى دردى از مسلمانان وجوان آدمى را بیدار مى‏کند و او را با آغوشى باز و نیرویى خستگى‏ناپذیر به مساعدت هم نوعان مى‏کشاند، انسانیت معنا مى‏یابد که:


 



بنى آدم اعضاى یکدیگرند چو عضوى به درد آورد روزگار دگر عضوها را نماند قرار
که در آفرینش زیک گوهرند دگر عضوها را نماند قرار دگر عضوها را نماند قرار
کسانى که استطاعت دارند ولى در دستگیرى از مستمندى قدمى بر نداشته و کوچک‏ترین زحمتى را تقبل نمى‏کنند و حتى از اقداماتى که در این زمینه صورت مى‏گیرد ممانعت به عمل مى‏آورندافرادى فرومایه و بى احساسند که خداوند آنها را به عقوبت سخت مبتلا مى‏گرداند، زیرا خداوند همان گونه که خود با فضل و رحمت با مردم رفتار کرده از انسانها نیز خواسته تا با هم به نیکى برخورد کنند و فضل و بخشش را فراموش نکنند: «ولا تنسوا الفضل بینکم». [6]



پاداش احسان
پروردگار عالم مظهر هر خیر و خوبى است. او انسان‏ها را با احسان پرورش مى‏دهد و در مدرسه بندگیش الفباى نیکى مى‏آموزد. اگر بنده‏اى توفیق یافت تا به بندگان احسان کند باید بداند که خداوند به لطف خویش او را برگزیده تا با الهام از سرچشمه فیض ربوبى زیبایى احسان را درک نماید و آن گاه به واسطه او نعمت‏هاى الهى بر مردم نازل شود. این سعادتى والاست که امام سجّاد (ع) نیز در دعاى مکارم‏الاخلاق از خدا مى‏طلبد: «واجرى للناس على یدى الخیر ؛ با دست‏هاى من به مردم خیر برسان.» در فرهنگ قرآنى پاداش نیکى به دیگران برگشت آن عمل به خود است و بى توجهى به نیازهاى مردم و کم لطفى در رفع احتیاجات آنها ظلم به خویشتن است؛ چنان چه قرآن مى‏فرماید:


«ان احسنتم احسنتم لانفسکم و ان اسأتم فلها». [7] اگر نیکى کنید به خود کرده‏اید و اگر بدى کنید به خود کرده‏اید.


در شرع مقدس از عمل نیک به معروف تعبیر شده و نیکوکاران اهل معروف‏اند، یعنى خوبى کرده و به خوبى فرمان مى‏دهند و این از بالاترین فضایل و کمالات انسانى است. امام باقر (ع) فرمود: «محبوب‏ترین مردم پیش خدا کسى است که معروف را دوست بدارد و خودش هم به مردم نیکى کند». [8]


در روایات آمده است که در بهشت درى است که فقط نیکوکاران از آن وارد مى‏شوند، افرادى که در دنیا مازاد ثروت خویش را در جهت رفع مشکلات قشر آبرومند جامعه صرف مى‏کنند و با باران خیر و نیکى کویر عطشناک جان‏هاى نیازمند را سیراب مى‏سازند و با این عمل، خدا و پیامبرش را خرسند مى‏گردانند. نیکوکاران در دنیا عزیز و سربلندند و در آخرت نیز از خوبان هستند. پیامبر اکرم (ص) فرمود: «نیکوکاران در دنیا در آخرت نیز نیکوکار شناخته مى‏شوند، زیرا در عرصه محشر که کفّه حسنات و اعمال خیر آنها در میزان‏ [9] سنجش سنگینى مى‏کند از ثواب‏ها و حسنات خود مقدارى را به گناه کاران مى‏بخشند و باعث رهایى آنها مى‏شوند».



به چه کسى نیکى کنیم
در احادیث و متون دینى به ارزش ذاتى احسان و خدمت به مردم اشاره شده و آن را به زمان و کان و یا اشخاص خاصى محدود نکرده‏اند. هرچه دامنه این عمل پسندیده گسترش یافته و در شعاع تابش آن انسان‏هاى بیشترى قرار گیرند، خداوند بر نزول برکت و رحمت خویش مى‏افزاید. پیامبر اکرم (ص) در این باره فرمود: «پس از ایمان به خداوند سرآمد تمام اعمال عاقلانه، مهربانى و نیکى با مردم است؛ چه خوب باشند چه بد». [10]


گرچه در احسان نمودن مرزى وجود ندارد و در پرتو آن انسان‏هاى خوب و بد بهره‏مند و سیراب مى‏شوند، اما نباید از نظر دور داشت که کمک به ظالمین و ستم گران در حیطه وظایف مسلمین نمى‏باشدو چنان چه شخصى از کمک رسانى به کافر خوددارى کرد مورد مؤاخذه قرار نمى‏گیرد، در حالى که کوتاهى در مورد انسان‏هایى که مسلمان، مؤمن و نیازمند هستند مذمت شده و عذاب الهى به دنبال خواهد داشت.


امام سجّاد (ع) در این باره به فرزندش فرمود: هرکس تقاضاى خیر و نیکى از تو نماید، از احسان به او دریغ مکن، زیرا اگر تقاضا کننده لایق آن نیکى باشد تو به حقیقت دست یافته‏اى و اگر شایستگى آن را نداشته باشد تو در پاسخ به خواسته‏اش مراتب بزرگوارى خود را ابراز داشته‏اى. [11]


احسان و خدمت به خلق تنها بخشیدن مال و رفع دردهاى مادى و دنیوى نیست، بلکه بخشش و کمک‏هاى معنوى و اصلاح امور اخلاقى و اجتماعى مردم از عالى‏ترین نوع احسان است. راهنمایى و نجات اشخاصى که به بیراهه رفته‏اند و دست‏گیرى از آنها به امید رهایى و هدایت، ارزنده‏ترین کارى است که نیکوکاران انجام مى‏دهند.



انواع احسان
نیکى بر حسب حالات احسان کننده واحسان شونده گوناگون است ؛ مثلاً انسانى که به حکم فطرت در مقابل احسانى که به او شده احسان مى‏کند طبیعى‏ترین عکس العمل را نشان داده، زیرا ناسپاسى در پاسخ عمل نیک بسیار زشت و نکوهیده است. قرآن کریم در این باره مى‏فرماید: «هل جزاء الاحسان الاّ الاحسان». [12] آیا پاداش نیکى جز نیکى است؟»


قسم دیگر احسان آن است که انسان به کسى نیکى کند که او را نمى‏شناسد و قبلاً نیز خیر ونیکى از او دریافت نکرده است. این خوبى که یک طرفه و بدون مقدمه است، احسان ابتدایى گویند. خداوند متعال در گستره‏اى بى نهایت این گونه به بندگانش نیکى مى‏کند. او آغاز کننده هر احسانى است، بدون آن که بندگانش احسانى کرده ویا استحقاق آن را داشته باشند.


بالاترین مرتبه احسان در بین مردم این است که نسبت به شخصى که بدى کرده نیکى شود.خداوند این برخورد کریمانه را به پیروان مکتب اسلام توصیه کرده و فرموده: همیشه بدى را به بهترین شیوه - خیر و نیکى - پاداش ده. [13]


بدى‏ها را با خوبى پاسخ دادن سبب مى‏شود که دشمنى و کدورت از بین برود و دوستى و مهربانى در روابط انسان‏ها حاکم گردد. امام صادق (ع) نیز در کسب این اخلاق شایسته فرموده است: مى‏خواهید شما را به بهترین اخلاق دنیا و آخرت راهنمایى کنم؟ یکى این که اگر کسى به تو ظلمى کرده او را ببخشى و اگر کسى با تو قطع رابطه کرد با او رفت و آمد کنى و با کسى که به تو بدى کرده احسان ورزى. [14]



آداب احسان
در سیره معصومین (ع) احسان کردن با نکاتى بسیار ظریف و دقیق همراه است که رعایت آنها سبب ارتقاى عمل و مقبولیت آن مى‏شود که برخى از آنها عبارت اند از:



الف - شتاب در نیکى:
یکى از آداب احسان، شتاب در این عمل است. از دست دادن وقت و منتظر نگه داشتن نیازمندان، سبب پشیمانى و حسرت مى‏شود و آدمى را از پاداش شایسته و آرامش وجدان محروم مى‏سازد.


شتاب در احسان همانند میوه‏اى بر درخت است، همان طورى که درخت پس از میوه دادن گوارایى و سودش بر همگان آشکار مى‏گردد، احسان در وقت نیازمندى هم لذت بخش و گواراست. امام على (ع) مى‏فرماید: «برطرف کردن نیازهاى مردم پایدار نیست مگر به سه چیز: 1- کوچک شمردن خدمت، تا خدا آن را بزرگ نماید،2- پنهان داشتن آن، تا خدا آن را آشکار سازد، 3- شتاب در برآوردن نیاز، تا براى محتاج گوارا و مسرت بخش باشد». [15]



ب - منع منت گذارى
از جمله آفات احسان و خدمت به مردم منت گذارى است که با این کار ماهیت عمل، باطل مى‏گردد. خداوند متعال در سوره بقره آیه 264 مى‏فرماید: «ولا تبطلوا صدقاتکم بالمنّ و الاذى»؛ صدقاتى که مى‏دهید و احسان‏هایى که به مردم مى‏کنید با منت و اذیت از بین نبرید.


بزرگان دین که در موقعیت‏هاى مختلف به رفع مشکلات و گرفتارى‏هاى مردم اقدام مى‏کردند به پیروان خویش آموخته‏اند که براى حفظ آبروى اشخاص در پنهان احسان کرده و از منت گذارى بپرهیزند. اگر انسان درک کند که به خاطر حضور حاجت‏مندى که بر او وارد شده و مورد احسان واقع گردیده به چه مقام و فضیلتى در بارگاه الهى نائل مى‏گردد هیچ گاه نیکى‏هایش را با منت ضایع نمى‏کند.



شاد کردن مؤمن
از ارزش‏هاى پسندیده اخلاقى، که با نیکى قرین است و در آیین اسلام بدان تأکید شده، خوشحال نمودن بندگان خداست. از فرمایشات بزرگان دین در مى‏یابیم که خوشحالى بنده‏اى از بندگان خدا، سرور پیامبر و امامان و رضایت پروردگار را به دنبال دارد و انسانى که در شادى دیگران شریک بوده و گرد و غبار غم را مى‏زداید و در راهى هدف‏مند دلى را به دست مى‏آورد، به خدا نزدیک مى‏شود.


امام باقر (ع) فرمود: «یک لبخند بر روى چهره برادر ایمانى حسنه‏اى است در نامه عمل تو و رفع گرفتارى از او حسنه‏اى دیگر است و خداوند با هیچ عمل و عبادتى همچو شادکردن یک مؤمن پرستش نشده است». [16]


اسلام با دستورات عالى و جاودانى براى ساخت جامعه‏اى سالم و پرنشاط، انسان‏ها را به شاد زیستن در کنار هم دعوت نموده است، زیرا در جامعه‏اى که غم و اندوه فراوان باشد زندگى دیگران نیز دستخوش خمودگى و آسیب مى‏گردد.


اجتماع بشرى مانند یک پیکر است که با اختلال یک عضو، سلامتى و نظمش بهم مى‏خورد و براى برگشت دوباره سلامتى نیاز به همکارى و هماهنگى دیگر اعضا است. بنابراین وجود افراد نیازمند و درمانده، سلامتى روحى و روانى جامعه را خدشه دار مى‏کند که همه توان مندان مى‏بایست در رفع این مشکل بکوشند.


امروزه مشکلات اقتصادى از جمله دغدغه خانواده‏هاست و چه بسا افرادى که این غم و اندوه را در دل خویش پنهان ساخته و صورت هایشان را با سیلى سرخ نگه داشته‏اند.


از رسول اکرم (ص) پرسیدند: کدام کارها نزد خدا محبوب‏تراست؟ فرمود: دنبال سرور و شادى یک مسلمان بودن. سؤال شد: چگونه؟ فرمود: با سیر کردن شکم او، رفع غم و اندوه و پرداخت بدهى‏هایش. [17]



بر آوردن حاجات مردم
مسلمانان نباید نسبت به احتیاجات و مشکلات یکدیگر بى‏تفاوت باشند. تشریک مساعى در رفع حاجات مردم موهبتى الهى است. البته براى کسانى که جویاى رضایت پروردگار و امنیت در روز قیامت‏اند.


خداوند متعال بندگانى را که در روى زمین در برآوردن نیازمندى‏هاى مردم تلاش مى‏کنند به اجر و پاداش فراوانى وعده داده است و به تعداد گام هایى که در این راه بر مى‏دارند نیز حسنه مى‏دهد. پیامبر اکرم (ص) فرمود: هر کس در انجام حاجات برادر دینى‏اش بکوشد مثل آن است که هزار سال، خداوند را عبادت کرده به این ترتیب که روزها را روزه و شب‏ها را به نماز ایستاده باشد. [18]


اشخاصى که با بى‏توجهى در مقابل گرفتارى و مصائب دیگران روزگار مى‏گذرانند، در حالى که مى‏توانند پناهگاه حاجت مندان باشند در این زمینه کوتاهى کرده و به ذلت و خوارى و عذاب الهى مبتلا مى‏شوند. امام صادق (ع) فرمود: هر مؤمنى که دست رد بر سینه برادر نیازمندش بزند با این که مى‏تواند از پیش خود یا دیگران نیاز او را برآورد، خداوند روز قیامت او را با روى سیاه و چشم کبود و دست‏هاى به گردن بسته محشور مى‏کند و سپس گفته مى‏شود: این است خیانت کارى که به خدا و پیامبرش خیانت کرده، آن‏گاه او را به دوزخ مى‏برند. [19]


بر اساس سیره عملى ائمه معصوم (ع) مى‏بایست در اولین فرصت نیاز دیگران را برآورده ساخت و قبل از درخواست آنها اقدام نمود تا آبرویشان خدشه دار نگردد.


مردى از انصار به محضر امام حسین (ع) شرفیاب شد تا حاجتش را با امام مطرح کند آن حضرت فرمود: برادر آبروى خود را حفظ کن و درخواست خویش را شفاهى و رو در رو بیان نکن، حاجت را در نامه‏اى بنویس تا به خواست خدا برآورده سازم. [20]


اندیشه کار سازى در امور مسلمانان و اقدامات عملى در این رابطه علاوه بر پاداش ارزشمند، این مطلب را به اثبات رسانده که با گره گشایى از کار مردم خداوند در لحظات تنهایى و گرفتارى با امداد غیبیش انسان را نجات مى‏دهد:


 



تو نیکى مى‏کن و در دجله انداز که ایزد در بیابانت دهد باز
که ایزد در بیابانت دهد باز که ایزد در بیابانت دهد باز
روزى امام على (ع) به کمیل فرمود: به خانواده‏ات دستور بده تا در تحصیل مکارم اخلاق بکوشند و در تاریکى‏هاى شب به انجام حاجات مردم و رفع نیازمندى‏هاى آنها بپردازند. سوگند به خدایى که جان من در دست اوست! هیچ کس بر دل انسان مؤمنى سرور و شادمانى وارد نمى‏کند مگر آنکه خداوند از این عمل خیر مایه لطفى مى‏آفریند که در موقع نزول بلا و به هنگام گرفتارى سریعتر از سرعت سیلاب در سراشیبى به امداد او مى‏رسد و او را از گرفتارى نجات مى‏دهد. [21]



تقدّم رفع حاجت مردم بر هر کارى
یکى از شیعیان مى‏گوید: در مسجد الحرام مشغول طواف بودم، یکى از دوستانم از من درخواست دو دینار وام کرد، به او وعده دادم که پس از طواف حاجتش را برآورده سازم، هنوز طوافم به پایان نرسیده بود که امام صادق (ع) وارد شد و دست بر شانه‏ام نهاد و بر من تکیه کرد و هر دو مشغول طواف شدیم. طواف من تمام شد ولى به احترام امام صادق او را همراهى کردم و طواف را ادامه دادم، آن مرد حاجت‏مند که در کنارى نشسته بود و امام صادق را نمى‏شناخت به خیال آن که من حاجتش را فراموش کرده‏ام هربار که از مقابلش مى‏گذشتم با دست اشاره مى‏کرد و مطلبش را یادآورى مى‏نمود. امام صادق (ع) از من پرسید: چرا این مرد به تو اشاره مى‏کند؟ گفتم فدایت شوم او منتظر من است که پس از طواف نزد او روم و وامى به او بدهم و چون دست مبارک شما بر شانه من است خوش ندارم شما را ترک گویم. امام صادق (ع) بدون لحظه‏اى تأمل، دست از روى شانه من برداشت و فرمود: مرا به حال خود گذار و برو حاجت او را برآور. من رفتم و کار او رااصلاح نمودم. روز بعد امام صادق را دیدم که بااصحابش سخن مى‏گفت: تا مرا دید سخن خود را قطع کرد و فرمود: اگر براى بر آوردن حاجت یکى از برادران مؤمن خود تلاش و سعى کنم نزد من بهتر و محبوب‏تر است از آزاد کردن هزار بنده و بسیج نمودن هزار نفر در راه خدااست. [22]


 


--------------------------------------------------------------------------------


[1]. صحیفه نور، ج 20، ص 130.


[2]. نهج البلاغه فیض الاسلام، ص 1000.


[3]. نهج الفصاحه،ص 315.


[4]. اصول کافى، ج 2، ص 164.


[5]. سوره نحل، آیه 90.


[6]. سوره بقره، آیه 237.


[7]. سوره اسراء، آیه 7.


[8]. فروع کافى، ج 4، ص 65.


[9]. ثواب الاعمال،ص 127.


[10]. مستدرک، ج 2، ص 67.


[11]. الروضةالکافى، ص 153.


[12]. سوره الرحمن، آیه 60.


[13]. اصول کافى باب عفو.


[14]. سوره فصلت، آیه 34.


[15]. نهج البلاغه(فیض)، ص 1131.


[16]. اصول کافى، ج 2، ص 189.


[17]. قرب الاسناد، ص 68.


[18]. بحار،ج 74، ص 315.


[19]. اصول کافى، ج 2، ص 367.


[20]. بحارالانوار، ج 78، ص 118.


[21]. همان، ج 74، ص 314.


[22]. سفینة البحار، ج 1، ص 353.


پاسداراسلام - شماره 262



برچسب ها: خدمت رسانى و خوبى به مردم ،

یکشنبه 20 بهمن 1387

خدمت به مردم

   نوشته شده توسط: ر راشدی    

خدمت به مردم

 


انسان اجتماعى است و در جمع , استعداش شکوفا مى گردد.


انسانها, همانند سنگهایى نیستنداز یکدیگر بى خبر و با هم بى ارتباط بلکه مانند حلقات یک زنجیره اند که حیات و قوامشان در گرو پیوستگى و وابستگى است . به همین جهت , در فرهنگ بشرى , همواره , به این مساله توجه گردیده و به تعبیرهاى گوناگون , جامعه انسانى به این سو فراخوانده شده است .اندیشه وران و مصلحان , با بیان و قلم , مردم را به تعاطف , تعاضد, همدلى و خدمت رسانى دعوت کرده و آن رااز مقومات جامعه واجتماع برشمرده اند.ادیان الهى , که براساس ارزشهاى فطرى و واقعى استوارند, به این امر عنایت کرده و نقش اساسى را درایجاد و تقویت این روحیه داشته اند و پیامبران و آورندگان پیام الهى , در راس خدمتگزاران جوامع بشرى بوده اند.


در فرهنگ و معارف اسلامى , به این صفت و عمل شایسته سفارش فراوان شده است . دراین دین بزرگ ,ارزشمندترین مردم , سودمندترین آنان است :


خیرالناس انفعهم للناس 1 .


براى روشن شدن ابعاد و زوایاى موضوع , بحث را در چند محور پى مى گیریم :


مفهوم خدمتگزارى


خدمتگزارى , مفهوم وسیع و گسترده اى دارد.این واژه , تمام فعالیتهاى مثبت و مفیدانسانها را در زمینه هاى :اجتماعى ,اقتصادى , سیاسى , فرهنگى و معنوى شامل مى شود.این نکته را یادآور مى شویم که : [خدمتگزارى] غیراز[ انجام وظیفه] است . براى روشنى و وضوح معناى خدمتگزارى , لازم است , مرزاین دو مشخص شود.


کسى که مسؤولیتى بر دوش دارد, چه در بعد معنوى و چه در بعد مادى , و درازاى کار, مزد دریافت مى کند, خدمتگزار نیست گر چه نتیجه تلاش او در راستاى خدمت به خلق قرار مى گیرد. خدمتگزار, واژه اى است که با چگونگى عمل و نیت فردارتباط دارد.


البته اگر شخصى در انجام وظیفه اش کوتاهى نکرد و آن را به بهترین وجه انجام داد و علاوه , هم و غم خویش را در رفع نارسائیهاى زندگى مردم قرار داد و تابع یکسرى مقررات خشک و دست و پاگیرادارى نبود, نام خدمتگزار, بر او زیبنده و شایسته خواهد بود بنابراین , هر خدمتگزار مالا به جامعه خدمت مى کند ولى هر خدمتى خدمتگزارى نیست . 2




خدمت به مردم


انسان اجتماعى است و در جمع , استعداش شکوفا مى گردد.


انسانها, همانند سنگهایى نیستنداز یکدیگر بى خبر و با هم بى ارتباط بلکه مانند حلقات یک زنجیره اند که حیات و قوامشان در گرو پیوستگى و وابستگى است . به همین جهت , در فرهنگ بشرى , همواره , به این مساله توجه گردیده و به تعبیرهاى گوناگون , جامعه انسانى به این سو فراخوانده شده است .اندیشه وران و مصلحان , با بیان و قلم , مردم را به تعاطف , تعاضد, همدلى و خدمت رسانى دعوت کرده و آن رااز مقومات جامعه واجتماع برشمرده اند.ادیان الهى , که براساس ارزشهاى فطرى و واقعى استوارند, به این امر عنایت کرده و نقش اساسى را درایجاد و تقویت این روحیه داشته اند و پیامبران و آورندگان پیام الهى , در راس خدمتگزاران جوامع بشرى بوده اند.


در فرهنگ و معارف اسلامى , به این صفت و عمل شایسته سفارش فراوان شده است . دراین دین بزرگ ,ارزشمندترین مردم , سودمندترین آنان است :


خیرالناس انفعهم للناس 1 .


براى روشن شدن ابعاد و زوایاى موضوع , بحث را در چند محور پى مى گیریم :


مفهوم خدمتگزارى


خدمتگزارى , مفهوم وسیع و گسترده اى دارد.این واژه , تمام فعالیتهاى مثبت و مفیدانسانها را در زمینه هاى :اجتماعى ,اقتصادى , سیاسى , فرهنگى و معنوى شامل مى شود.این نکته را یادآور مى شویم که : [خدمتگزارى] غیراز[ انجام وظیفه] است . براى روشنى و وضوح معناى خدمتگزارى , لازم است , مرزاین دو مشخص شود.


کسى که مسؤولیتى بر دوش دارد, چه در بعد معنوى و چه در بعد مادى , و درازاى کار, مزد دریافت مى کند, خدمتگزار نیست گر چه نتیجه تلاش او در راستاى خدمت به خلق قرار مى گیرد. خدمتگزار, واژه اى است که با چگونگى عمل و نیت فردارتباط دارد.


البته اگر شخصى در انجام وظیفه اش کوتاهى نکرد و آن را به بهترین وجه انجام داد و علاوه , هم و غم خویش را در رفع نارسائیهاى زندگى مردم قرار داد و تابع یکسرى مقررات خشک و دست و پاگیرادارى نبود, نام خدمتگزار, بر او زیبنده و شایسته خواهد بود بنابراین , هر خدمتگزار مالا به جامعه خدمت مى کند ولى هر خدمتى خدمتگزارى نیست . 2


معلمى که علاوه برانجام دقیق وظایف , براى رشد و شکوفایى شاگردان , دل مى سوزاند, عالمى که علاوه بر تبیین احکام دین , درامور خیر و مسائل زندگى مردم پیشگام است و با مبارزات و فداکاریهایش ,از لذتهاى زندگى چشم مى پوشد, متمکنى که علاوه برانجان وظایف شرعى , بااموال و دارائیش بانى مراکز سودمند مى گردد و به نیازمندان امداد مى رساند و بالاخره آن رزمند بسیجى که از ناموس وارزشهاى دینى , عاشقانه به دفاع بر مى خیزد, همه ,از نمونه هاى بارز خدمتگزارى بیشمارند. بدینسان مى یابیم که در مفهوم خدمتگزارى , گذشت , فداکارى ,ایثار, تحمل سختى و ناگوارى واحساس هبستگى به همنوعان نهفته است .


با توجه به وصعت و گستردگى معناى خدمتگزارى , مى توان آن را به دو بخش عمده تقسیم کرد:


1. خدمتهاى مادى .


2. خدمتهاى معنوى .


تاسیس مدارس و موسسات , مراکزامداد تلاشهایى از قبیل : امدادرسانى , ساختن مدرسه , دانشگاه , مسجد, پاک , ورزشگاه و...از مقوله خدمات مادى است .


خدماتى مانند: تعلیم ,ارشاد, پاسدارى از عقیده واخلاق مردم , تبلیغ ازارزشهاى دینى , ستیز با متجاوزان , کوشش در راه استقلال و عزت و بالاخره فداکارى و فدا شدن در راه ایمان و عقیده از جمله خدمتهاى معنوى شمرده مى شوند.


اینک که مقصود مااز به کار بردن واژه خدمتگزارى , دراین مقاله , بیان شد,اشارتى خواهیم داشت به ارزش واهمیت خدمتگزارى و برخى از جوله هاى آن .


اسلام و خدمتگزارى


اسلام , در برنامه ها و تعالیم , بر آن است که : جمع اندیشى و جمع زیستى سازگار و با هدف را در پیروان خویش ,ایجاد و تقویت کند به گونه اى که مردمان را[ عیال خدا] بیند. در جهان بینى اسلام ,از یک طرف , مساله خدمت به خلق , مقدمه قرب الهى و نوعى عبادت تلقى شده است واز دیگر سوى , به هراندازه که انسان در بعد شناخت و معرفت حق تعالى رشد و تکامل پیدا کند, در خدمت به مردم , بیشتر عشق مى ورزد زیرا شیفته حق , خدمت به خلق را جداى از بندگى خالق نمى بیند به همین جهت , در انسانهاى متعاى و فرزانه و آشنایان به جهان بینى اسلامى , حس نوعدوستى و خدمت به خلق و جامعه , بیشتر به چشم مى خورد.


پیامبراکرم[ ص] سودمندى و خدمت به مردم را در کنارایمان به خداوند, معیار و ملاک ارزشمندى انسان دانسته و مى فرماید:


خصلتان لیس فوقهما من البر شى ء:الایمان بالله والنفع لعبادات الله 3 ... .


ایمان به خدا و نفع رساندن به بندگان او, دو خصلت نیک است که برتر از آن چیزى نیست .


ازاین بیان استفاده مى شود که اگر عشق و سوز به مردم , که نمودار محبت به پروردگاراست , بر روح آدمى حاکم گردد و باایمان واعتقاد به خداوند درآمیزد,انسانى خدمتگزار و پرتلاش مى سازد که هیچ گاه از خدمت به دیگران غفلت نمى ورزد که بفرموده رسول خدا[ ص] مسلمانى غیر از خدمت به برادران مسلم واهتمام در رفع مشکلات آنان نیست :


من اصبح ولم یهتم بامورالمسلمین فلیس بمسلم 4 .


در برخى از روایات , خدمتگزارى یک از ویژگیها و مشخصه هاى اصلى مومنان دانسته شده است : یکى از راویان مى گوید:ازامام صادق[ ع] شنیدم که فرمود:


المومنون خدم بعضهم لبعض . قلت : و کیف یکون خدما بعضهم لبعض ؟ قال : یفید بعضهم یعضا 5 .


امام صادق[ ع] فرمود: مومنان خدمتگزار یکدیگرند. گفتم چگونه ؟ فرمود: به یکدیگر فایده و سود مى رسانند.


اینها و صدها نمونه دیگراز تعالیم دینى دراین زمینه , نشاندهنده پیوندى تنگانگ بین ایمان و خدمتگزارى است .


آنان که خود را مومن مى پندارند و به پندار خود, براى قرب به خدا, عزلت مى گزینند واز مسوولیتهاى اجتماعى روى بر مى تابانند, با روح تعالیم اسلام بیگانه و در پیشگاه حق , عذرى نخواهند داشت .


امام خمینى , رحمه الله علیه , که خوداسوه ایمان به خدا و خدمت به خلق بود, در دستورالعملى به فرزندشان , چنین مى نگارند:


[پسرم !... آنچه گفتم بدان معنى نیست که خود رااز خدمت به جامعه کنار کشى و گوشه گیر و کل بر خلق الله باشى که این از صفات جاهلان متنسک است , یا درویشان دکان دار... پسرم !از زیر بار مسؤولیت انسانى که خدمت به حق در صورت خدمت به خلق است شانه خالى مکن که تاخت و تاز شیطان دراین میدان , کمتراز تاخت و تاز در بین مسؤولین و دست اندکاران نیست] 6 .


محدوده خدمت


ممکن است این سئوال پیش بیاید که آیا خدمت , مطلقا,ارزش ذاتى دارد؟ در هر جا و به هرکس که خدمت بشود پسندیده و مورد ستایش است ؟ یا خدمت مسلمانان به یکدیگر, در جامعه اسلامى است که داراى ارزش و اهمیت است ؟


از نظراسلام , خدمت به مردم به تعبیر روایات[ ناس] , عملى است مطلوب و شایسته . پیامبراکرم[ ص] فرمود:


راس العقل بعدالدین انوددالى الناس واصطناع الخیرالى کل بر و فاجر 7 .


پس ازایمان به خداوند, سرآمد تمام اعمال عاقلانه , بشر دوستى و نیک به مردم است چه خوب و درستگار باشند و چه فاسق و گناهکار.


آنان که بسان خورشید بر نیک و بد مى تابند و بخل وامساکى دراین جهت ندارند, بى شک خدمتگزار بشرند واز پاداش خداوند نیز بهره مند.


امام موسى بن جعفر( ع ) فرمود:


ان لله عبدا فى الارض یسعون فى حوائج الناس هم الامنون یوم القیامه 8 .


خدا را در زمین بندگانى است که در برآوردن نیازمندیهاى مردم تلاش مى کنند.ایشان , در قیامت درامنیت وامان قرار دارند.


این گونه روایات , خدمت را, مطلقا,ارزش دانسته و محدودیتى در آن قائل نشده است روایات فراوان دیگرى نیز داریم که در آنها قید خدمت به مومن آورده شده که به برخى از آنهااشاره خواهیم کرد.از مجموع این دو گروه از روایات چنین به دست مى آید که خدمت رسانى مساله اى است که داراى ارزش ذاتى و همانگونه که خدمت به مومن ازارزش والایى برخورداراست , خدمت به غیر مومن نیزارزش است .


جلوه هاى خدمتگزارى


خدمتگزارى با عناوین و تعبیرات گوناگون در منابع دینى , مورد ترغیب و تشویق قرار گرفته است که هر کدام به گونه اى مساله خدمت به مردم را درابعاد مختلف , مطرح مى سازد, که در مجموع , همه , جلوه هاى یک حقیقتند. دراین باره , به ذکر چند عنوان اشاره مى کنیم و یادآور مى شویم که : ذکراین عناوین , جداى از یکدیگر, به معناى استقلال و عدم تداخل آنها نخواهد بود.


الف . سودمندى و نفع رسانى


در بسیارى از روایات , خدمت به خلق و سودرسانى به آنان , عامل ارزشمندى انسان , به شمار آمده است . پیامبراکرم[ ص] , در پاسخ این سوال که محبوبترین افراد, پیش خداوند چه کسانى هستند؟ فرمود:


انفع الناس للناس 9 .


یا در وصف مومن مى فرماید:


مثل المومن مثل النخله مااخذت منها من شى نفعک 10 .


شخص باایمان , همانند درخت خرمااست که هر چه از آن برگیزى سودمند و مورد,استفاده است .


از آنجا که انسان باایمان , براساس حق و حقیقت زندگى مى کند, نمى تواند جز نفع رسانى , روش دیگرى را پیش گیرد. نفع رسانى جزء مقومات ایمان او به شمار مى آیدازاین روى , قرآن مجید[ حق] و طرفدارانش را,از آن نظر که نافع و سودمندند براى دیگران , جاوید و ماندگار خوانده است :


... واما ماینفع الناس فیمکث فى الارض 11 ...


بنابراین , سراپاى زندگى انسان معتقد به خدا و روز واپسین رااین ویژگى تشکیل مى دهد که در هر موقعیتى قرار بگیردو به هر درجه اى که رسد براى مردم و در خدمت آنان است .امام صادق[ ع] در ذیل آیه شریفه [وجعلنى مبارکااینما کنت] 12 فرمود :[ اى نفاعا] 13 . !


بدینسان مى یابیم که مومن ,انسانى است مبارک , پرخیر و پرسود براى دیگران و لازمه خصلت , خدمتگزارى وى نسبت به همنوعان است .


ب : برآوردن نیازها


گرهگشایى , حل مشکل دیگران و برطرف نمودن نیازهاى مادى و معنوى مردم , جلوه هاى دیگرى از خدمتگزارى هستند که مورد سفارش اسلام مى باشند. برخوردارى ازاین ویژگى , توفیقى است که خداوند نصیب بندگان نیکش مى سازد. در حقیقت , نیازمندى که به انسان روى مى آورد, رحمت و هدیه اى الهى است که بایداز آن استقبال گردد.امام حسین[ ع] مى فرماید:


ان حوائج الناس الیکم من نعم الله علیکم فلا تملواالنعم 14 .


نیازهاى مردم (که شما براى حل آنان اقدام مى کنید)از جمله نعمتهاى خداونداست براى شما.از مراجعه مردم به خودتان اظهار ملالت و دلتنگى نکنید.


انسان اگر بتواند حاجت و نیاز کسى را بر طرف کند, ولى در آن کوتاهى بورزد, گویا نعمتى را ناسپاسى کرده واز فیض و رحمت خداوند روى برتابیده و در نتیجه به خود, ظلم و ستمى را روا داشته داست . امام کاظم(ع) مى فرماید:


من اتاه اخوه المومن فى حاجه فانما هى رحمه من الله ساقهاالیه , فان فعل ذلک فقد وصله بولایتنا و هى موصوله بولایه الله عزوجل وان رده فقد ظلم نفسه واساءالیها 15 .


آن که برادر دینیش نیازى پیش او مى برد, آن نیاز رحمتى است الهى که خداوند به سوى او فرستاده است .اگر آن نیاز را برآورد, به ولایت ما رسیده و ولایت ما نیز به ولایت خداوند پیوسته است واگر آن نیاز را رد به خود ستم کرده و بدى رسانده است .


روشن است که : [ قضاء حوائج الناس] و برآوردن نیازهاى مردم هرگونه اقدام مثبت و خیرخواهانه در مسائل مادى و معنوى را شامل مى شود بنابراین , همانگونه که چراغى را فرا راه مردم برافروختن , نابینایى را دست گیرى کردن یتیمى را سرپرستى و نوازش نمودن خدمت و برآوردن نیاز به شمار مى آید, همچنین گمراهى را هدایت کردن , جاهلى راارشاد نمود و منحرفى را به راه آوردن نیز,از مصادیق بارز خدمتگزارى است . دراین باره نمونه هاى فراوانى در کتب احادیث به چشم مى خورد, تا آنجا که براى این عنوان , باب مستقلى گشوده است . 16


ج . یارى به دیگران


از جلوه هاى خدمتگزارى , یارى به دیگران است . یارى در مسائل و مشکلات زندگى , بویژه در بعد مالى واقتصادى , که از آن در فرهنگ اسلامى , تعبیر به[ مواسات] شده است .


در معناى واژه مواسات گفته اند:


[مواسات (با همزه ) با برادران دینى , عبارت است از یارى رساندن به آنان , با مال و جان و مانند آن , در چیزهایى که به آن نیازمندند و مواسات (با واو) هم در لغت به همین معنى به کار رفته است] 17 .


دراهمیت این عملسخن فراوان است . پیامبر اکرم(ص) کمک رسانى به برادران دینى را (مواساه الاخ فى الله )از بهترین و سرآمدترین کارها (سیدالاعمال ) شمرده است 18 . در سیره و روش آن حضرت برترى و فضیلت از آن کسانى بود که داراى این صفت باشند.


... اعظمهم عنده منزله احسنهم مواساه و موازره 12 .


اگر جامعه اسلامى را مانند پیکر واحدى بدانیم ,اعضاى این پیکر ارتباطى حیاتى و سرنوشت ساز, با یکدیگر دارنداختلال و کم کارى در یک عضو, عامل به هم خوردن تعادل بدن خواهد شد. دراین هنگام , بقیه اعضا باید به کمک آن عضو بشتابند و به او یارى دهند تا نظم و تعادل به بدن برگردد و حیات و زندگى ممکن شود.این حقیقت , در سطح جامعه اسلامى نیز باید پیاده شود.اگر نیازمندى به عللى نتوانند خود را همپاى دیگران قرار دهد, شایسته است دیگران به او یارى دهند تا عدالت و تعادل اجتماعى در جامعه محقق گردد.امام صادق[ ع] ایجاد مواسات را به عنوان حق افراد جامعه اسلامى بر یکدیگر بیان فرموده است :


یحق على المسلمین الاجتهاد فى التواصل والتعاون والتعاطف و المواساه لاهل الحاجه و تعاطف بعضهم على بعض 20 .


مسلمانان موظفند در راه پیوستگى و کمک نسبت به نیازمندان کوشا و جدى باشند,از عواطف اخلاقى و کمکهاى مالى مضایقه نکنند به هنگام گرفتارى و نیاز, یار و یاور هم باشند.


بر واحسان


بر, به معناى گستردگى انجام کار نیک است . هرگونه اقدامى که به گونه اى در راستاى خدمت مردم و جامعه قرار بگیردامعه و مردم را به سوى خیر و نیکى فرا خواند,از مصادیق[ بر]است .


بر و نیکى و نیکوکارى ,این نیست که انسان وظایف فردى و عبادى خود را به بهترین شیوه انجام دهد واز سرنوشت دیگران بى خبر باشند بلکه آن انسانى نیکوکاراست و در ردیف ابرار, قرار دارد که همپاى انجام اعمال عبادى فردى , به وظایف اجتماعى و تعاون و خدمت به دیگران نیز, توجه داشته باشد:


لیس البران تولوا وجوهکم قبل المشرق والمغرب و لکن البر من آمن بالله والیوم الاخر والملائکه والکتاب والنبیین و آتى المال على حبه ذوى القربى والیتامى والمساکین وابن السبیل والسائلین و فى الرقاب وافام الصلوه و آتى الزکوه والموفون بعهدهم اذا عاهدوا و الصابرین فى الباساء والضراء و حین الباس 21 ...


نیکى آن نیست که روى خود, به جانب مشرق و مغرب کنید بلکه نیکوکار کسى است که به خداوند و روز بازپسین و فرشتگان و کتاب خدا و پیامبران ایمان آورد و مال خود را, با آن که دوستش دارد, به خویشاوندان و یتیمان و درماندگان و مسافران و گدایان و در بند ماندگان ببخشد و نماز بگزارد و زکات بدهد واینان چون عهدى مى بندند بدان وفا مى کنند و در بینوایى و بیمارى و به هنگام جنگ , صابرند.


پرواضح است , کسى مى توانداز مال و ثروت بگذرد واز آن در راه خدمت به مردم , بهره گیرد که از پشتوانه ایمانى و عقیدتى استوارى برخوردار واز ناخالصیها پیراسته باشد. همراه باایمان وانجام فرایض دینى به خدمات اجتماعى دست یازیده و در زمره نیکان وابراز قرار مى گیرد.


ازامام صادق[ ع] نقل شده است :


... من خالص الایمان البر بالاخوان والسعى فى حوائجهم فى العسر والیسر 22 .


نیکى به برادران دینى و تلاش و جدیت براى رفع مشکلات آنان , در تمام زمینه ها و در هر شرایط برخاسته ازایمان خالص است .


بدینسان مى یابیم که[ بر] و نیکوکارى یکى از شاخه هاى مهم اخلاق اجتماعى انسان است که منشا و ریشه همه خدمات و نیکیها به شمار مى رودازاین روى ,امام على (ع) مى فرماید:


جماع الخیر فى اعمال البر 23 .


احسان , نیز هم افق با براست احسان هر خدمتى را که براى مردم انجام گیرد و در برابر آن انتظار پاداشى نباشد, شامل مى شود. مرحوم علامه طباطبائى مى فرماید:


الاحسان الى الغیر... هوایصال خیراونفع الى غیر لاعلى سبیل المجازاه والماقبله ,ان یقابل الخیر باکثر منه و یقابل الشر باقل منه و یوصل الخیرالى غیر متبرعا به ابتداء 24 .


احسان به دیگران ... نفع و نیکى رساندن به آنان است , بدون انتظار پاداش مقابل .


از مصادیق احسان است : جبران نیکى دیگران , به گونه اى فزونتر و شایسته تر و برخورد با بدى آنان , در مرتبه اى نازلتر و بالاخره , خدمت ابتداءا و بى انتظار پاداش .


احسان یکى ازاصول اساسى ارزشها در جامعه اسلامى است و خداوند در قرآن همگان را به انجام آن فرمان داده است :


ان الله یامر بالعدل والاحسان وایتاء ذى القربى 25 ...


پیامبراکرم[ ص] این یه را در بردارنده و جامع تمام ارزشها دانسته است :


جماع التقوى فى قوله :ان الله یامر 26 ...


روشن است که اگر بنیاد جامعه اى بر پایه عدل واحسان و کمک به خویشان استوار گردد و خدمتگزارى در آن پدیدار شود, آن جامعه ,از ارزشهاى زیربنایى واساسى برخوردار خواهد بود.ازاین که در آیه فوق[ احسان] پس از[ عدل] ذکر شده است ,استفاده مى شود که در مفهوم احسان یک نوع گذشت از حق شخصى وایثار نهفته است .


به همین جهت على[ ع] سرآمدترین جزءایمان رااحسان و آخرین مرتبه احسان راایثار دانسته است :


راس الایمان الاحسان الى الناس 27 .


الایثار غابه الاحسان 28 .


انگیزه ها در خدمتگزارى


خدمت امرى است پسندیده اما آنچه ارزش آن را بالا مى برد و یااز ارزشش مى کاهد,انگیزه هایى است که خدمت براساس آنها شکل مى گیرد. برخى از هدف انگیزه خدمتشان احساس نوعدوستى وانسان گرایى است .اینان , بر این باورند که خدمت , مرز, نژاد, عقیده ,ایمان و... را نمى شناسد بلکه هر جاانسانى یافت شود که مى توان به او خدمت کرد, باید سراغش رفت . صاحبان این تفکر,اصل خدمت را ملاک و معیار مى گیرنداما به متعلق آن کارى ندارند.


البته این طرز تفکر, در حد خودش , در خور ستایش است اما کامل نیست .


انگیزه برخى از مردم , در خدمت رسانى , یک نوع داد و ستداست یعنى قدمى بر مى دارند تا قدمى برایشان برداشته شود. دراین بینش محور خدمت , جلب خدمتگزارى !ازارزشى برخوردار نیست زیرا نه انگیزه مردمى در آن وجود دارد و نه احساس نوعدوستى .


اینان خدمت مى کنند, تا به نام و نانى برسند شهرت و مقامى بدست آورند یا به اغراض واهدف سیاسى و مانند آن دست یابند عشق و علاقه به اصل خدمت ندارند بلکه انگیزه اساسى آنان مقاصداجتماعى و دنیایى است !


برخى ازافقى بالا به انسانها مى نگرند و در بینش , آنان , همه مردم [عیال] خداوندند. خدمت به خلق در تفکر واندیشه اینان , نوعى عبادت و تقرب به پروردگاراست . کار و خدمت صاحبان این فکر, هم حسن فاعلى دارد و هم از حسن فعلى , برخورداراست . به عقیده ایشان تنها مفید بودن عمل کافى نیست بلکه باید فاعل نیز, نیت و هدف خیر داشته باشد. صاحبان این نظر مى کوشند که ضمن مفید شکل عمل , روح معنویت را نیز بر آن حاکم سازند, تا ثمره این حرکت خیرخواهانه , آنان رااز منزل خودخواهى و هواپرستى خارج و منزل صفا واخلاص برساند .


پیدایش این نگرش , تنها در سایه تفکر دینى و جهان بینى الهى ممکن است . در مقام ارزشگزارى خدمتها, خدمت نشات گرفته ازاین جهان بینى , ازارزشمندترین آنها به شمار مى رود به همین جهت , در فرهنگ دینى , عمل و خدمتى مایه ارزش و عامل کمال آدمى است که انگیزه انجامش , قرب و رضایت خداوند باشد.


آفات خدمتگزارى


خدمتگزارى , مانند هر عمل دیگرى , ممکن است در حین انجام و یا پس از آن , گرفتار آفات گردد بدین شرح :


1. منت و آزار


چه بسا خدمتى در مرحله انگیزه و صحنه عمل , صحیح و خدایى انجام پذیرداز لحاظ شکل و قالب به شایستگى به فرجام برسد ولى پس از اتمام , گرفتار آفت و به ضدارزش تبدیل شود. مانند: بذرى که در زمین آماده پاشیده مى شود و به محصول دهى هم مى رسد,اما پیش از بهره بردارى , دچار آفت مى گردد.


منت , همه جا محکوم است منت , نیشى است که نوش خدمت رااز بین مى برد. خداوند, ضمن فرمان به انجام صدقه وانفاق ,از هرگونه عملى که ارزش و مقدار آن را نابود سازد نهى مى کند:


لاتبطلوا صدقاتکم بالمن والاذى 29 ... على (ع) خطاب به مالک , و همه دولتمردان , هشدار مى دهد که مبادا خدمات عمومى و فعالیتهاى مردمى را با منت و... آلوده سازند:


ایاک والمن على رعیتک باحسانک اوالتزید فیما کان من فعلک اوان تعدهم فتتبع موعدک بخلفک ... فان المن یبطل الاحسان 30 .


بپرهیز که با نیکى خود بر رعیت منت بگذارى , یا آنچه کرده اى بزرگ شمارى یا آنان را وعده اى دهى و در وعده خلاف آرى , که منت نهادن ارج نیکى را ببرد.


دراین راستاست که امام سجاد[ ع] یکى از مکارم اخلاق را خدمت بى منت دانست واز خداوند طلب مى کند:


واجر للناس على یدى الخیر و لاتمحفه بالمن 31 .


خدایا! خیر و نیکى و خدمت را به دست من روان ساز و آن را به منت نهادن تباه مساز.


روشن شد که اسلام , به ارزشهاى اجتماعى اشخاص و حیثیت مردم تاکید مى ورزد و هر خدمت و کارنیکى را که ارزشها و موقعیت افراد را نادیده بینگارد, طرد و مهرابطال بر آن مى زند.


برچسب ها: خدمت به مردم ،

تعداد کل صفحات: 3 1 2 3